استراتژی کوتاه مدت چیست؟


تاثیر بازاریابی محتوا برای موفقیت کسب وکار بر هیچ کس پوشیده نیست. اما این موفقیت با یک برنامه ریزی دقیق و هدفمند به دست می‌آید. به این برنامه ریزی استراتژی محتوا می‌گویند. در این مقاله تمامی مراحل تنظیم یک استراتژی محتوا را در بازاریابی محتوایی در شبکه‌های اجتماعی ، سایت و … برای شما بیان کردیم. پس شروع کنید. شاید سخت باشد ولی مطمئن باشید که می‌توانید و موفق خواهید شد. اگر در زمینه سئو و بازاریابی محتوا نیز هیچ زمینه‌ای ندارید ولی می‌خواهید کسب و کارتان به موفقیت برسد حتما از یک متخصص کمک بگیرید. اگر تا به حال استراتژی بازاریابی محتوا نچیدید و با مطالعه این مقاله هنوز این کار برایتان سخت به نظر می‌رسد سوالاتتان را با آکادمی اینفوگرام در میان بگذارید. قطعا خوشحال می‌شویم به شما کاربران عزیز کمک کنیم.

استراتژی محتوا چیست؟ آموزش استراتژی محتوا از پایه

قبلا در مقاله‌ای درباره بازاریابی محتوا و اهمیت آن در موفقیت کسب و کار صحبت کردیم. اما اینکه فقط محتوا تولید کنید کافی نیست. برای اینکه با تولید محتوا به اهداف کسب و کار خود برسید باید یک برنامه دقیق و منظم داشته باشید. به این برنامه استراتژی محتوا گفته می‌شود. با تدوین یک استراتژی محتوا به طور منظم، در زمان‌های مناسب، محتوای باکیفیت با موضوع مناسب منتشر خواهد شد و در نهایت به یک نتیجه عالی خواهید رسید. اما چگونه می‌توان استراتژی محتوا تنظیم کرد؟ در ادامه مقاله به این سوال پاسخ خواهیم داد.

تعریف بازاریابی محتوا

قبل از هرچیز به طور خلاصه به تعریف بازاریابی محتوایی می‌پردازیم. زیرا تا با بازاریابی محتوا و نقش آن در موفقیت کسب و کارها آشنا نباشید، توضیح درباره استراتژی محتوا بی فایده است.

بازاریابی محتوا بخشی از استراتژی بازاریابی کسب و کارهاست. در این بخش از بازاریابی سعی می‌شود با تولید محتوای ارزشمند و مفید و در عین حال جذاب و یکپارچه مخاطبان را جذب کرد. در نهایت احتمال تبدیل این مخاطبان به مشتری با توجه به استراتژی شما وجود دارد.

این تنها یک تعریف بسیار ساده و خلاصه است. اگر علاقه دارید درباره بازاریابی محتوا بیشتر بدانید روی لینک زیر کلیک کنید.

استراتژی محتوا چیست؟

حالا که تعریف بازاریابی محتوا را می‌دانید، راحت‌تر می‌توانید به مفهوم استراتژی محتوا پی ببرید. استراتژی محتوا یک برنامه ریزی دقیق و کامل بر اساس اهداف کسب و کار شماست. استراتژی محتوا شامل بخش‌های زیر می‌شود.

تعین هدف : این هدف گذاری می‌تواند کوتاه مدت یا بلند مدت باشد.

هویت برند: برای تولید محتوا باید هویت برند خود، ارزش‌ها، اهداف و … را مشخص کنید.

پرسونا: شما باید به خوبی مخاطبان و مشتریان خود را بشناسید.

تحلیل رقبا: باید رقبای خود را بررسی کنید تا ایرادات خود را رفع کنید و بتوانید از رقبا پیشی بگیرید.

جستجوی کلمات کلیدی: باید کلمات کلیدی که مخاطبان شما آنها را جستجو می‌کنند را پیدا کرده و بر اساس آنها محتوا تولید کنید.

تدوین راهنمای تولید محتوا: مشخص کنید لحن محتوا، رنگ‌ها، عکس‌ها و … باید چگونه باشند.

تعیین کانال‌های انتشار محتوا

تدوین تقویم محتوا: تقویمی که در آن موضوع هر محتوا، عنوان، تیترها، تاریخ انتشار و … مشخص است.

استراتژی محتوا

استراتژی محتوا یک بار تعیین شده و در طول مدت مورد نظرتان بارها به آن رجوع می‌کنید تا از خط تعیین شده خارج نشوید.

چرا باید استراتژی محتوا داشته باشیم؟

فرض کنید یک وب سایت یا صفحه اینستاگرام دارید. اگر استراتژی خاصی تعیین نکنید، هر روز باید دغدغه این موضوع را داشته باشید که امروز چه محتوایی بنویسم. در این صورت به احتمال زیاد شکست خواهید خورد. استرس این که امروز چه بنویسم بدون داشتن هدف و شناخت مخاطبانتان منجر به تولید محتوای بی ارزش می‌شود.

با استراتژی محتوا برای خود یک جهت مشخص می‌کنید. این جهت در مسیری به سمت اهداف شما خواهد بود و کمک می‌کند در طی مسیر به هیچ عنوان منحرف نشوید و به اهداف خود برسید.

مزایای تنظیم استراتژی محتوا چیست؟

مزایای تعیین استراتژی بسیار زیاد است. تا همین جا ممکن است فقط با تعریف ساده‌ای از استراتژی محتوا برخی از مزایای کانتنت استراتژی برای شما روشن شده باشد. اما در ادامه مهمترین مزایای تدوین استراتژی برای تولید محتوا را به صورت خلاصه و در کنار هم آورده‌ایم.

  • زمان کمتری برای تولید محتوا صرف می‌شود. یا بهتر است بگوییم تولید محتوا با سرعت بیشتری پیش می‌رود.
  • محتوا بر اساس هدفی خاص تولید می‌شود.
  • احتمال موفقیت به شدت افزایش می‌یابد.
  • محتوای کانال‌های انتشار یکپارچه می‌شود.
  • با تولید محتوای باکیفیت می‌توان از رقبا راحتتر پیشی گرفت.
  • سئوی وب سایت بهبودی عالی پیدا می‌کند.
  • زمان کمتری برای آموزش کارکنان گذاشته خواهد شد.
  • و …

استراتژی محتوایی چه تاثیری روی سئو سایت دارد؟

برای گوگل رضایت مخاطبان اهمیت بسیاری دارد. به همین دلیل گوگل همیشه در حال بهبود الگوریتم‌هایش است. پیشرفت سریع هوش مصنوعی سبب شده این الگوریتم‌ها حتی ارتباط بین کلمات و جملات را نیز متوجه شوند. این پیشرفت قطعا روز به روز بیشتر هم خواهد شد. به همین دلیل مهم است کسب و کارها روی محتوای سایت خود وقت بسیاری بگذارند.

گوگل سعی می‌کند مانند مخاطبانش به محتوا نگاه کند و روز به روز نیز در این زمینه پیشرفت بیشتری کرده است. پس تولید محتوای باکیفیت و جذاب قطعا تاثیر بسیار خوبی روی سئو سایت شما خواهد داشت.

چگونه استراتژی محتوا تعیین کنیم؟

خب رسیدیم به اصل مطلب اینکه چگونه برای کسب و کارتان استراتژی محتوا تنظیم کنید. شاید به نظرتان این کار سخت باشد. البته آسان نیست ولی اگر اصول را بدانید پس از چندین بار تدوین استراتژی به خوبی می‌دانید باید چه کار کنید. پس پیش به سوی آموزش قدم به قدم تنظیم استراتژی تولید محتوا

۱- هدف خود را مشخص کنید.

مهمترین قسمت بازاریابی محتوا و در پی آن تدوین استراتژی، هدف شما است. اگر هدف خود را به خوبی مشخص کنید ادامه راه واضحتر خواهد بود. با انتخاب هدف از سردرگمی نجات پیدا می‌کنید.

بررسی کسب و کار

۳-وضعیت بازاریابی محتوا و فرآیند فعلی محتوا را در کسب و کار خود بررسی کنید.

پس از بررسی وضعیت کلی شرکت باید به سراغ وبلاگ سایت خود بروید. ببینید چه محتوایی تا کنون منتشر شده است؟ روند تولید محتوا چگونه بوده و آیا محتواهای ارزشمند و باکیفیتی در وبلاگ دارید؟ بهتر است در بررسی وبلاگ خود به موارد زیر توجه کنید.

  • آیا یک متخصص درباره محتواها و روند تولید محتوا تصمیم می‌گیرد؟
  • آیا یک تیم تولید محتوای خوب دارید؟
  • تیم شما تا به حال چه محتواهایی منتشر کرده است؟
  • مهمترین فاکتورهای شما در برندینگ چیست؟

با مراجعه به گوگل آنالیتیکس، سرچ کنسول و بررسی بک لینک‌ها و … می‌توانید یک دید خوب استراتژی کوتاه مدت چیست؟ نسبت به محتواهای خود به دست آورید.

۴- کانال‌های انتشار محتوای خود را مشخص کنید.

حالا باید تصمیم بگیرید برای انتشار محتوا از چه کانال‌هایی می‌خواهید استفاده کنید. اینستاگرام، لینکدین، سایت خود یا سایر سایت‌ها، ایمیل، اس ام اس و … همگی نمونه‌هایی از این کانال‌ها هستند. شما باید با توجه به نوع کسب و کار خود چندین کانال مناسب را انتخاب کنید و با تدوین استراتژی محتوا به طور منظم در آنها محتوا منتشر کنید.

۵-بین هویت برند و محتوای خود ارتباط برقرار کنید.

باید برای برندتان یک هویت انتخاب کنید. اگر به تازگی یک هویت مناسب برای برندتان انتخاب کرده‌اید باید از این به بعد باید این هویت در محتوایتان نیز اعمال شود.

کلمات کلیدی در استراتژی محتوا

  • با اینکار متوجه می‌شوید مردم با چه کلماتی محتوا یا خدمات شما را در اینترنت جستجو می‌کنند. سوالاتشان چیست و به چه چیزهایی نیاز دارند؟
  • با انتخاب کلمات کلیدی مناسب باعث می‌شوید مخاطبان به سایت شما هدایت شوند و با کسب و کار شما آشنا شوند.
  • با استفاده از کلمات کلیدی متناسب برای کسب و کارتان کمک می‌کنید گوگل نیز شما و حوزه کسب و کارتان را بهتر شناسایی کند.

چگونه جستجوی کلمات کلیدی را انجام دهیم؟

این کار اصلا ساده نیست و برای اینکه بتوانید به کلمات مهم و درست کسب و کار خود برسید بهتر است از متخصص سئو کمک بگیرید.

به طور کلی برای جستجوی کلمات کلیدی ابزارهای زیادی وجود دارد ولی بهترین ابزار خود گوگل و سرچ کنسول است. شما باید با توجه به کسب و کارتان، نیازهایی که فکر می‌کنید مخاطبانتان دارند، استفاده از پیشنهادات گوگل، کمک از سرچ کنسول، تحلیل رقبا،گوگل ترند استراتژی کوتاه مدت چیست؟ و سایر ابزارهای این زمینه شروع به تحقیق کلمه کلیدی گسترده‌ای کنید تا بهترین نتایج حاصل شود.

اجازه دهید بعدا در مقاله‌ای بسیار کاملتر به توضیح و آموزش جستجوی کلمات کلیدی بپردازیم.

۷- رقبای خود را بررسی کنید.

تحلیل رقبا کار مهمی است که به طور مرتب باید انجام دهید. البته شما باید به دنبال رقبای قوی یا رقبایی که در حال رشد هستند باشید اما چگونه می‌توانید رقبایتان را پیدا کرده و آنها را بررسی کنید؟ بسیار ساده است. تنها کافی است کلمات کلیدی که در مرحله قبلی که به آنها رسیده‌اید را در گوگل جستجو کنید.

قیف مشتری

۱- آگاهی

بالاترین سطح قیف آگاهی است. در این سطح ممکن است مخاطبان و مشتریانی از انواع اقشار داشته باشید. به همین دلیل باید به دنبال آگاهی بخشیدن به آنها باشید. پس باید اطلاعات عمومی‌تری را در محتوای خود بگنجانید که برای اکثریت مخاطبان مناسب باشد.

۲- محرک

کسانی در این سطح هستند که از خدمات و هدف شما آگاه شده‌اند. محتوای شما در این سطح باید مخاطبان را تحریک کند که آیا به خدمات شما نیاز دارند؟

۳- جستجو

در این مرحله مخاطب دوست دارد درباره محصول با خدمات شما اطلاعات بیشتری به دست آورد به همین دلیل دست به جستجو می‌زند. در این سطح باید محتوای آموزشی و مفید با بررسی جنبه‌های مثبت و منفی محصولات یا خدماتتان را در اختیار مشتری قرار دهید.

۴- توجه

مخاطبان این سطح، نیاز خود را می‌دانند و قصد خرید دارند. اما اینکه از کدام برند خرید کنند برایشان سوال است. به همین دلیل در این سطح باید اطلاعات بیشتر و جزئی‌تری درباره کسب و کارتان در اختیار مخاطب قرار دهید. اما از خود زیاد تعریف نکنید

۵-خرید

مخاطبان در این سطح قصد دارند از شما خرید کنند. شما باید توضیحات کاملی درباره هر محصول یا خدمت خود در اختیار مشتری قرار دهید تا از شما خرید کند.

۶- نگهداری مشتری

اینکه مشتری از شما خرید کند پایان کار نیست. شما با خدمات پس از فروش و پشتیبانی عالی حس اعتماد در مشتری ایجاد کرده و علاوه بر اینکه آنها را به خود وفادار می‌کنید باعث می‌شوید دوباره از شما خرید کنند. در این سطح نیز باید محتوای مفید و ارزشمند برای مشتری تولید کنید تا سر زدن به سایت شما برایش جذاب باشد.

۱۱- بودجه بندی کنید

حالا که همه چیز مشخص شد. با توجه به هدفتان، مشتریان و میزان درآمد کسب و کارتان باید برای بازاریابی محتوا بودجه‌ای در نظر بگیرید. این بودجه می‌تواند شامل تبلغیات متنی مانند رپورتاژ در سایر سایت‌ها، هزینه استخدام نیروهای متخصص و … باشد.

تقویم محتوا

۱۳- محتوای جذاب تولید کنید.

حالا نوبت به این رسیده است تیم تولید محتوا با توجه به کانال‌های انتشار، محتوای جذاب و ارزشمند تولید کنند. این محتوا می‌تواند شامل متن، عکس، اینفوگرافیک، ویدئو و پادکست باشد.

سعی کنید محتوای بهینه و کاربرپسند بنویسید. محتوا باید به قدری جذاب باشد که کاربر را تا انتها جذب کند. پس سعی کنید در عین حال که اطلاعات ارزشمند در اختیار مخاطبان قرار می‌دهید ساده، گویا و صمیمی بنویسید.

۱۴- شاخص‌های عملکرد خود را مشخص کنید.

پیشنهاد می‌کنیم به طور هفتگی شاخص‌های عملکرد kpi را بررسی کنید. این شاخص‌ها اعدادی هستند که نشان می‌دهند تا چه حدی کارتان را درست انجام داده‌اید. برخی از این شاخص‌های عملکرد را در ادامه لیست کرده‌ایم تا بهتر متوجه شوید.

  • تعداد لایک‌ها
  • تعداد کامنت‌ها
  • تعداد بازدیدها
  • تعداد دنبال کننده‌ها
  • ریچ و ایمپرشن در اینستاگرام
  • زمانی که کاربر در یک صفحه سایتتان سپری می‌کند.
  • تعداد ورودی‌ها از گوگل
  • اشتراک گذاری یک صفحه یا پست
  • رتبه کلمات کلیدی

تاثیر بازاریابی محتوا برای موفقیت کسب وکار بر هیچ کس پوشیده نیست. اما این موفقیت با یک برنامه ریزی دقیق و هدفمند به دست می‌آید. به این برنامه ریزی استراتژی محتوا می‌گویند. در این مقاله تمامی مراحل تنظیم یک استراتژی محتوا را در بازاریابی محتوایی در شبکه‌های اجتماعی ، سایت و … برای شما بیان کردیم. پس شروع کنید. شاید سخت باشد ولی مطمئن باشید که می‌توانید و موفق خواهید شد.

اگر در زمینه سئو و بازاریابی محتوا نیز هیچ زمینه‌ای ندارید ولی می‌خواهید کسب و کارتان به موفقیت برسد حتما از یک متخصص کمک بگیرید.

اگر تا به حال استراتژی بازاریابی محتوا نچیدید و با مطالعه این مقاله هنوز این کار برایتان سخت به نظر می‌رسد سوالاتتان را با آکادمی اینفوگرام در میان بگذارید. قطعا خوشحال می‌شویم به شما کاربران عزیز کمک کنیم.

تعریف ساده و کاربردی استراتژی چیست؟

اولین سوالی که در ادبیات مدیریت استراتژیک بیان می‌شود، چیستی استراتژی است. این مفهوم که ساده و شناخته شده به نظر می‌رسد در عین حال می‌تواند بسیار مبهم باشد. این که استراتژی چه دغدغه‌هایی دارد؟ به چه نیازهایی پاسخ می‌دهد؟ تعریف دقیق آن چیست؟
استراتژی در ساده‌‌ترین تعریف ممکن پاسخ سوال «به چه می‌خواهیم برسیم؟» است. به عبارت دیگر دلایل رسیدن به یک هدف خاص را اگر بدانیم، می‌توانیم استراتژی را بدین صورت تعریف کنیم: «چگونگی تحقق هدف».
نکته مهم آن است که استراتژی با هدف یکی نیست و در ذهن خودمان باید مرزی بین آن‌ها قائل باشیم. استراتژی مقوله چگونگی‌هاست نه چیستی‌ها. مسیر و مکانیزم یا نقشه راهی که ما را به هدف می‌رساند.

بیشتر بخوانید: درباره آموزش استارتاپ چه می‌دانید؟

موضوع دیگری که مهم است این مسئه است که استراتژی را باید به چشم یک پکیج ببینیم. یک بسته‌ای از اقدامات و انتخابات که کنار هم و منسجم حرکت می‌کنند. انسجام به این معنا که تمامی تحرکات در کنار هم فقط و فقط برای هدفی خاص در یک جهت قرار دارند.

معاملات بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت

معاملات بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت

برای معاملات و سرمایه گذاری در بازارهای مالی، افق های زمانی متفاوتی وجود دارد که شامل افق کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت است. قبل از انتخاب هر کدام از این بازه های زمانی، باید اهداف سرمایه گذاری خود را به درستی تعیین کرده، ذات بازار را در نظر گرفته و میزان تحمل ریسک فردیِ خود را بسنجید.

معاملات بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت

معاملات بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت

سرمایه گذاری در بازارهای مالی بسیار وسوسه انگیز است، بخصوص برای افراد ناآگاه. زیرا اکثر آنها تصور می کنند یک شبه در این بازار پولدار خواهند شد و تمام رویاهایشان به حقیقت خواهد پیوست. همین اشتباه باعث می شود این افراد در کوتاه ترین زمان ممکن کل سرمایه شان را در بازار نابود کنند و تقصیر را به گردن بازار بیاندازند. اما واقعیت این نیست. در واقع افراد باید مدیریت سرمایه که شرط نخستِ ورود به این بازارهاست را رعایت کرده و مطابق با آن معاملات خود را زمانبندی کنند. بازه های زمانی معاملات را در بازارهای مالی میتوان به سه گروه کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تقسیم بندی کرد. با ما باشید تا در این مقاله نگاهی دقیق تر به این موضوع بیاندازیم.

تعاریف بازه های زمانی معاملاتی

معاملات بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت

برای تصمیم گیری بهتر، قبل از هر چیز باید با تعاریف هر کدام از این بازه های زمانی به درستی آشنا باشید:

  • معاملات کوتاه مدت:معاملات کوتاه مدت، معمولاً به تریدهایی گفته می شود که در بازه زمانی کمتر از یک ساعت و حداکثر کمی بیش از یک هفته انجام می شوند. این نوع معاملات برای افرادی که حرفه ای هستند و یا صبر کمتری در بازار دارند و می خواهند زودتر به نتیجه برسند، مناسب است. البته زودتر به نتیجه رسیدن منوط به مهارت لازم در امر تریدینگ است و اصلاً برای افراد آماتور توصیه نمی شود. تریدهای کوتاه مدت نیازمند رصد دائمی بازار است و معامله گر استرس زیادی را متحمل می شود. زیرا با نوسانات زیادی در بازار مواجه خواهد شد و ریسک بیشتری سرمایه اش را تهدید خواهد کرد. در این میان افرادی هستند که منحصراً علاقه به معاملات روزانه دارند یا ترجیح می دهند حتی زیر یک ساعت معامله کرده و از نوسانات بازار سود بگیرند. اصطلاح اسکالپ کردن مربوط به این نوع معاملات نوسانگیری کوتاه مدت است. برای این نوع ترید، نمودارهای 4 ساعته یا کمتر را باید تحلیل کنید;
  • معاملات میان مدت: این نوع تریدها در بازه زمانی حداقل یک هفته و حداکثر چند ماه (معمولاً 6 ماه را در نظر می گیرند) صورت می گیرند و می شود به آنها نام “سرمایه گذاری میان مدت” هم داد. بر خلاف معاملات کوتاه مدت که برای همه افراد مناسب نیست، این بازه زمانی برای اکثر افراد مناسب است. استرس کمتری هم به تریدر وارد می شود. البته باید حتماً به تحلیل ها آشنایی کامل داشته و جوانب کار را به طور کامل بسنجید و بعد برای خرید سهم یا هر آیتم دیگری که قصد خریدش را دارید، اقدام کنید. برای این نوع ترید، نمودار روزانه را باید تحلیل کنید;
  • معاملات بلند مدت: کم استرس ترین نوع ترید و سرمایه گذاری، معاملات طولانی مدت است زیرا نیازی به رصد دائم بازار نیست و اکثراً در بازه زمانی طولانی بیشتر سود خواهید کرد. البته این در همه موارد صدق نمی کند و به تحلیل مناسب شما در زمان تریدر و سرمایه گذاری مربوط است که بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید. همچنین اگر سرمایه ای دارید که برای مدت طولانی میتوانید چشم روی آن ببندید، به سمت سرمایه گذاری های بلند مدت بروید. برای سرمایه گذاری بلند مدت که بازه آن معمولاً بیشتر از یک سال است، نمودارهای هفتگی و ماهانه را تحلیل کنید. وارن بافت توصیه می کند که “بدنبال سودهای کوچک از بازار نباشید و سهام مناسبی را انتخاب کنید که در طولانی مدت به شما سود خوبی می رساند.”

بازه های زمانی معاملات را بر چه مبنایی باید تعیین کرد و کدام بهتر است؟

معاملات بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت

در معاملات و سرمایه گذاری اولین اصل، مدیریت سرمایه و هدف گذاری درست است. شما باید اهداف خود را از سرمایه گذاری به درستی شناسایی و تعیین کنید، سپس متناسب با آن دست به معامله بزنید. مثلاً اگر قصد یک تفریح کوچک و ساده را دارید، شاید ترید کوتاه مدت از همه گزینه ها برایتان بهتر باشد. ولی اگر قصد دارید در 5 سال آینده خانه بخرید و یا برای بازنشستگی خود سپرده ای جمع کنید، سرمایه گذاری بلند مدت برای تان ایده آل تر است.

فاکتور بعدی که باید به شدیداً به آن دقت کنید، میزان پذیرش ریسک فردی است. اگر تحمل ریسک های بالا را ندارید، به هیچ عنوان به دنبال تریدهای کوتاه مدت نروید.

به طور کلی، هر کدام از این بازه های زمانی مزایا و معایب خاص خود را دارند که باید بر آنها اشراف کامل داشته باشید. شاید اگر بخواهیم مزایا و معایب این افق های سرمایه گذاری را کنار هم بگذاریم و منطقی تصمیم بگیریم، سرمایه گذاری میان مدت به طور کلی گزینه بهتری باشد. زیرا نه ریسک بالای سرمایه گذاری کوتاه مدت و امکان سوخت سریع و کامل سرمایه را دارد و نه قرار است سرمایه برای مدت زیادی یک گوشه بی استفاده بماند. سرمایه گذاری میان مدت ریسک کمتری داشته و بازدهی به نسبت خوبی هم دارد. البته این برای بازار سهام صدق میکند. در بازار سهام سرمایه گذاری میان مدت و بلند مدت به صرفه تر است و تریدهای کوتاه مدت به نوعی بی معناست.

در بازارهای پرنوسان تری مثل فارکس، ارزهای دیجیتال و یا آتی، به علت ذات بازار که به نوعی قابل اعتماد نیست، بهتر است با دانش تحلیلی کامل و کافی به سمت معاملات بلند مدت و میان مدت بروید و موارد ارزنده ای را انتخاب کنید. البته معاملات کوتاه مدت هم در این بازارها مهارت خاصی را می طلبد و بسیار پر ریسک است.

بازارهای مالی، بازارهایی با فرصت های بالقوه زیاد است که فقط باید به درستی و در زمان مناسب آنها را شناسایی کنید. بازه سرمایه گذاری و یا ترید کردن هر کس، با توجه به اهداف سرمایه گذاری، ذات بازار و ریسک پذیری افراد تعیین می شود و این یک مسئولیت کاملاً فردی است که این فاکتورها را به درستی بررسی کند.

برنامه ریزی راهبردی چیست

بیشتر برنامه­ ریزی ها بر اساس دیدگاه عقلایی، دارای شکل آرمانها و اهداف طرح ها و اقدامات و منابع مورد نیاز می­ باشند. در این مدلها ، ابتدا آرمانها و اهداف سازمان تبیین شده ، سپس طرح ها و اقدامات لازم تعیین و در نهایت منابع مورد نیاز برای انجام برآورد می­ گردند. تغییر در شرایط محیط، سیاستها، نگرشها، دیدگاه­ها، ساختارها، نظامها و … عواملی هستند که بر آرمانها و اهداف برنامه­ ریزی تاثیر گذاشته و در نهایت باعث تغییر برنامه می­ گردند .

برنامه­ ریزی در شکل عقلایی فوق، ظرفیت و تمانایی مقابله با تغییرات سریع محیط بیرون را ندارد و به شکست می انجامد. این شرایط موجب رشد این تفکر شد که در برنامه ریزی باید بتوان مطابق با تغییرات، جهت حرکت سازمان را تغییر داد و جهت و رفتار جدیدی را در پیش گرفت. این نگرش زمینه ساز ابداع برنامه ریزی استراتژیک شد.

برخلاف برنامه­ ریزی سنتی که در آن آرمانها و اهداف تعیین می­ شوند، هدف برنامه ریزی راهبردی، تبیین و تدوین استراتژی است. امروزه به دلیل پیچیدگی در عناصر محیط خارج و ارکان داخلی سازمان، مدیریت بر سازمانها پیچیده تر از گذشته شده و در نتیجه وظیفه مدیریت را خطیر نموده است.

برنامه ریزی راهبردی، فرایند بررسی موقعیت فعلی و مسیر آینده سازمان، تنظیم اهداف، تدوین استراتژی برای تحقق و اندازه گیری نتایج اهداف بلندمدت سازمان و انتخاب فعالیتهای لازم برای تحقق آنها در جهت تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به تلاشهای سازمانی برای نیل به اهداف و رسالت بلندمدت با توجه به امکانات و محدودیتهای درونی و بیرونی است.

برنامه ریزی راهبردی کوششی است برای اتخاذ تصمیم های اساسی و انجام اعمالی که ماهیت سازمان، نوع فعالیتها و دلیل انجام آن فعالیتها توسط سازمان را شکل داده و مسیر می­ بخشد . همان طور که استراتژی نظامی پیروزی در جنگ است، برنامه ریزی استراتژیک نیز انجام ماموریتهای سازمان را دنبال می­ کند.

برنامه ریزی راهبردی دوراندیشی سازمان یافته ای است که مراحل زیر را در بر دارد:

الف- تعیین مأموریتها و هدفهای دور برد
ب- تفکیک مأموریتها به هدف های کمی و کیفی کوتاه مدت، که این عمل را در اصطلاح هدفگذاری می­ نامند.
ج- تعیین خط مشی ها سیاستها
د- طرح ریزی و برنامه ریزی اجرایی (تاکتیکی).

برنامه ریزی راهبردی انتظار می رود تا امکان مانور سازمان در محیط متغیر را برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده فراهم سازد. برنامه ریزی راهبردی به پایان دوره زمانی مورد نظر جهش می کند و سپس به عقب باز می گردد تا مشخص سازد که در فواصل زمانی مختلف، چه اقدام هایی باید انجام پذیرد و به ویژه در زمان حاضر چه کارهایی باید انجام شود تا احتمال دست یابی به اهداف پیش بینی شده در زمان های مقرر قطعی شود.

در این نوع برنامه ریزی، دقت در جزئیات برای یک پیش بینی اهمیتی ندارد چرا که چنین دقتی بیشتر در اهداف کوتاه استراتژی کوتاه مدت چیست؟ مدت و بودجه ­های یک برنامه اجرایی سالیانه مهم است. به همین دلیل نه عبارات طولانی و نه محاسبات ریز، بلکه ایده ­ها و فرصتها، هسته اصلی برنامه ریزی استراتژیک را تشکیل می­ دهند. در برنامه ریزی استراتژیک فعالیتهای نیل به هدف پیش بینی شده و باید به صورت جزئی، مشخص، قابل سنجش کمی یا کیفی، واقع بینانه و هم راستا با سیاستهای حاکم باشد. لذا دربرنامه ریزی راهبردی بهتر است ویژگی­هایی مانند انعکاس ارزشهای حاکم بر جامعه، توجه به سئوال اصلی و اساسی سازمان، تعیین چارچوبی برای برنامه ریزی عملیاتی سازمان و جهت بخشی به آنها، مد نظر باشد.

در خلال برنامه ریزی راهبردی و به شش سوال زیر پاسخ داده می شود:

۱) چه اقدامات، فعالیتها و عملیاتی باید انجام گیرند؟

۲) اقدامات، فعالیتها و عملیات با چه شیوه و روشهایی باید انجام گیرند؟

۳) برای انجام فعالیتها و عملیات با شیوه های مشخص شده، چه سازماندهی لازم است؟

۴) اقدامات، فعالیتها و عملیات در چه زمانهایی باید انجام گیرند؟

۵) برای انجام اقدامات، فعالیتها و عملیات در زمانهای مقرر، چه امکانات و منابعی لازم است؟

۶) انجام فعالیتها و انجام عملیات در زمانهای مقرر، در کجا و کدام واحد سازمانی باید انجام گیرند؟

از آنجا که مدیران ارشد نسبت به مدیران میانی معمولاً درک بهتری از سازمان دارند و مدیران میانی نسبت به مدیران ارشد از جزئیات عملیات روزمره سازمان بیشتر آگاه اند لذا برنامه ­های استراتژیک عمدتا توسط مدیریت ارشد و برنامه های عملیاتی توسط مدیران میانی تدوین می شود.

برنامه ریزی راهبردی گونه­ای از برنامه ریزی است که در آن هدف، تعریف و تدوین استراتژی هاست. فرآیند برنامه ریزی راهبردی اساساً فرآیندی هماهنگ کننده بین منابع داخلی سازمان و فرصتهای خارجی آن می باشد . هدف این فرآیند نگریستن از درون پنجره استراتژیک و تعیین فرصتهایی است که سازمان از آنها سود می برد و یا به آنها پاسخ می دهد. بنابراین فرآیند برنامه ریزی راهبردی یک فرآیند مدیریتی است، شامل هماهنگی قابلیتهای سازمان با فرصت های موجود. این فرآیند گام به گام است و برای هر گام آن دستورالعملهای مشخصی تجویز شده است. محصول فرآیندهای این رویکرد به ندرت یک استراتژی خلاقانه و تحول آفرین است و روشهای مربوط بیشتر بر انتخاب مناسب ترین الگوی استراتژی از میان الگوهای شناخته شده متکی هستند. رویکرد تجویزی، ذهن انسان را در قالب یک فرآیند گام به گام به پیش می برد و این خود مانع بزرگی برای پرواز ذهن به اوج می باشد.

در تعریفی دیگر برنامه ریزی راهبردی روشی مدیریتی است که به سازمان در اجرای بهتر کارها، متمرکز کردن منابع و انرژی، اطمینان از هم راستا بودن تلاش اعضا و کارکنان و ارزیابی موقعیت و تطبیق درست در رویارویی با محیط متغیر کمک می کند. یک تلاش سازمان یافته، منسجم و منضبط، برای تصمیم­ گیری و انجام کارهای بنیادین است، که به عنوان راهنما، پیش بینی سازمان از آینده را نشان می دهد. برنامه ریزی راهبردی ، چارچوب و جهت گیری روشنی برای مدیریت سازمان و نیز دورنمای اهداف مشترکی برای همه دست اندرکاران سازمان فراهم می آورد تا توانایی تنظیم و شناخت اولویت ها در تخصیص منابع و موقعیتها را ایجاد و تقویت کند. از اینرو، مدیریت در شرایط بحرانی را ساده می کند.

برنامه ریزی راهبردی بر این اندیشه استوار است که یک سازمان باید در برابر یک محیط پویا و متغیر، واکنش داشته باشد. بنابراین برنامه ریزی بر تصمیم هایی تأکید دارد که از توانایی سازمان برای انجام واکنش درست در برابر دگرگونیهای محیطی اطمینان حاصل کند.

برنامه ریزی استراتژیک سازمان را با محیطش تطبیق می دهد، زمینه ای برای دسترسی به اهداف ایجاد می کند، چارچوب و جهتی برای سازمان فراهم می کند تا به آینده دلخواه خود برسد. چارچوبی به وجود می آورد که با تجزیه و تحلیل کامل سازمان، محیط داخلی و خارجی و پتانسیل های سازمان در آن چارچوب می توان به مزیت رقابتی دست یافت. این امر سازمان را قادر می ­کند تا به روندها، اتفاقات، چالشها و فرصتهای به وجود آمده، از طریق چارچوبی که از بینش و ماموریت ایجاد شده توسط فرایند برنامه ریزی استراتژیک پاسخ دهد.

مک کن برنامه ­ریزی استراتژیک را فرایندی برای بازسازی و انتقال سازمانی می ­داند. به نظر او در برنامه ­ریزی بلند مدت اهداف و پیش بینی ها براساس فرض ثبات سازمان است، در حالی که در برنامه ­ریزی استراتژیک، نقش سازمان در محیط آن بررسی می شود.

برنامه ریزی استراتژیک باعث می ­شود تا سازمان فعالیتها و خدماتش را برای برآوردن نیازهای درحال تغییر محیط تطبیق دهد. این برنامه ریزی نه تنها چارچوبی برای بهبود برنامه ­ها ارائه می کند بلکه چارچوبی برای ساختاردهی مجدد برنامه ­ها، مدیریت و همکاریها و نیز برای ارزیابی پیشرفت سازمان دراین زمینه ها ارائه می کند.

برنامه ریزی استراتژیک، آینده را پیش گویی نمی کند ولی یک مدیر را می­ تواند در موارد زیر یاری کند

الف) فائق آمدن مؤثر بر مقتضیات آتی

ب) ارائه فرصت به موقع، برای تصحیح خطاهای اجتناب ناپذیر

ج) کمک به تصمیم گیری درست در زمان مناسب

د) تمرکز بر اعمالی که برای رسیدن به آینده مطلوب باید انجام شوند.

شرکت فرآیند بهبود پارسیان مشاور در زمینه برنامه ریزی راهبردی برای ارگان ها، سازمان ها و شرکتها با بیش از ده سال سابقه می باشد. جهت مشاوره با کارشناسان و یا هرگونه سوال در زمینه امور برنامه ریزی راهبردی برای سازمان ها و شرکت ها با ما تماس حاصل نمایید.

تصاویر زیر مربوط به جلسات برنامه ریزی راهبردی فرآیند بهبود پارسیان و مدیران شرکت آب منطقه ای قزوین می باشد.

استراتژی معاملات انتقالی یا کری ترید چیست؟

معاملات انتقالی

استراتژی معاملات انتقالی یا کری ترید (Carry Trade) برای اکثر بازارهای مالی قابل استفاده است، خواه در کوتاه مدت معامله کنید یا در بلند مدت در یک ابزار مالی سرمایه گذاری کنید. به صورت کلی معامله انتقالی شامل قرض گرفتن یک دارایی با نرخ بهره پایین تر، که معمولاً یک جفت ارز است، به منظور تامین مالی خرید دارایی با نرخ بهره بالاتر است. در مقاله قبلی توضیح مختصری درباره معاملات انتقالی یا کری ترید دادیم و برخی از مزایای آن را بررسی کردیم. در این مقاله این استراتژی معاملاتی را دقیق‌تر بررسی خواهیم کرد.

هدف از معاملات انتقالی یا کری ترید سود بردن از تفاوت در نرخ بهره یا «تفاوت نرخ بهره» بین دو ارز خارجی جداگانه در یک جفت است. بسته به جفت ارزی که معامله می‌‌کنید،‌ استراتژی کری ترید مثبت یا منفی است. معاملات انتقالی یا کری ترید در فارکس از استراتژی‌ پیروی می‌کند که به تریدر اجازه می‌دهد از تفاوت نرخ بهره بین ارزهای پایه و ثانویه در یک جفت ارز فارکس سود ببرد.

  • کری ترید مثبت: خرید با نرخ بهره بالا / وام گرفتن با نرخ بهره پایین
  • کری ترید منفی:‌ خرید با نرخ بهره پایین / وام گرفتن با نرخ بهره بالا

بهترین جفت ارزها برای استراتژی معاملات انتقالی

موثرترین جفت ارز برای معامله کری ترید بسته به مثبت یا منفی بودن استراتژی تغییر می‌کند. به عنوان مثال، اگر معامله انتقالی مثبت باشد، تریدرها باید به دنبال جفت‌هایی با ارز پایه بهره بالاتر از ارز ثانویه باشند.

از سوی دیگر، اگر معامله انتقالی منفی باشد، تریدرها باید به دنبال جفت‌هایی با ارز ثانویه بالاتر و نرخ پایه پایین‌تر باشند.

جفت ارزهای مناسب برای معامله انتقالی مثبت شامل ین ژاپن (JPY) یا فرانک سوئیس (CHF) به عنوان ارز ثانویه یا مظنه، به دلیل بهره‌وری پایین آنها است. به همین دلیل،جفت ارزهای AUD/JPY یا AUD/CHF نمونه‌ای از جفت‌های محبوب برای معامله به دلیل تفاوت در نرخ بهره بین ارزها هستند، جایی که دلار استرالیا بازدهی بسیار بالاتری دارد.

استراتژی کری ترید چگونه کار می‌کند؟

از آنجایی که هدف از استراتژی کری ترید پرداخت نرخ بهره کمتر برای دارایی است که وام می‌گیرید، به این معنی است که شما باید از بهره بالاتری از دارایی که خریداری کرده‌اید سود ببرید. اکثر تریدرها با این امید که ارز با بازدهی بالاتر از نظر ارزش افزایش یابد، وارد پوزیشن مثبت می‌شوند.

هنگام معامله در بازار فارکس، تریدرهای ملزم به معامله با مارجین یا به عبارت دیگر با استفاده از لوریج هستند. در صورت موفقیت آمیز بودن معامله، اهرم می‌تواند به نفع شما باشد؛ اما در صورت ناموفق بودن معامله، ممکن است شما را با ضرر روبرو کند. تریدرها باید هنگام معامله با مارجین محتاط باشند و تا حد امکان یک برنامه مدیریت ریسک برای جبران زیان سرمایه داشته باشند.

بررسی مثال کری ترید

به عنوان مثال، فرض کنید که یک تریدر تصمیم می‌گیرد 1000 پوند را به یک حساب معاملاتی فارکس واریز کند. او انتخاب می‌کند که استراتژی کری ترید مثبت را برای جفت ارز AUD/JPY اعمال کند، که اختلاف نرخ بهره آن 5 درصد است. با استفاده از لوریج 20:1، او می‌تواند پوزیشنی را برای 20,000 پوند جفت ارز باز کند، در این حالت سپرده تنها 5 درصد از ارزش کامل است. بسته به اینکه بازار به چه سمتی حرکت می کند، این استراتژی معامله انتقالی می‌تواند به نتایج مختلفی منجر شود:

  • اگر ارزش جفت ارز در یک دوره زمانی افزایش یابد، تریدر به دریافت 5 درصد سود از ارزش کامل پوزیشن و هر سود دیگری که با آن همراه باشد، ادامه خواهد داد.
  • اگر ارزش جفت ارز در یک دوره زمانی کاهش یابد، این منجر به زیان می‌شود و ممکن است تریدر از پوزیشن خارج شود، در این حالت زمانی که تنها چیزی که باقی می‌ماند مارجین 5 درصدی 20000 پوندی است.
  • اگر نرخ مبادله جفت ارز در یک دوره زمانی ثابت بماند، تریدر 5 درصد سود از معامله لوریج‌دار را دریافت می‌کند. او با هیچ سود و زیان دیگری مواجه نخواهد شد.

همیشه این گزینه وجود دارد که ابتدا استراتژی معامله انتقالی خود را با یک حساب آزمایشی فارکس تمرین کنید. قبل از باز کردن یک پوزیشن کری ترید، مهم است که یک استراتژی معاملاتی بسازید و کار با ابزارهای مدیریت را یاد بگیرید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.