فرمول برای شاخص انباشت


تورم پولی بیت کوین

نحوه تشخیص فاز انباشت بیت کوین چگونه است؟

بازار ارزها بازاری پویا و پر فراز و نشیب است؛ از همین رو برای درک بهتر تغییرات قیمت بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال به ابزارهای آماری دقیق و تحلیل تکنیکال بازار سرمایه نیاز خواهید داشت؛ به همین دلیل ما در این مقاله قصد داریم در این مسیر شما را یاری کنیم.
یکی از معیارهای مهم ارزیابی وضعیت خرید و فروش بیت کوین، فاز انباشت یا Accumulation area نام دارد؛ بنابراین اگر شما نیز می‌خواهید درباره فاز انباشت بیت کوین و نحوه تشخیص آن بیشتر بدانید، به خواندن این مطلب ادامه دهید.
فهرست این مقاله
فاز انباشت بیت کوین چیست؟
در یک نمودار استاندارد قیمت براساس حجم معاملات، فاز انباشت یا Accumulation area عمدتاً به تغییرات طرفی (Sideways) قیمت سهام اطلاق می‌شود. این تغییرات توسط سرمایه‌گذاران و تحلیلگران تکنیکال بازار سرمایه به‌عنوان معیاری از خرید عمده سرمایه‌گذاران سازمانی یا انباشت تعداد قابل‌توجهی سهام در طول زمان در نظر گرفته می‌شود.
از سوی دیگر، مفهوم فاز انباشت در تقابل با فاز توزیع یا Distribution zone قرار می‌گیرد. در فاز توزیع سرمایه‌گذاران سازمانی اقدام به فروش سهام خود می‌کنند. درک مفهوم فاز انباشت و فاز توزیع و قابلیت تمیزدادن این دو از هم از جمله عواملی است که یک سرمایه‌گذاری موفق را رقم می‌زند. به یاد داشته باشید که هدف کلی از بیان این تعاریف آن است که در فاز انباشت اقدام به خرید و در فاز توزیع اقدام به فروش کنید.
درک مفهوم فاز انباشت

درک مفهوم فاز انباشت برای سرمایه‌گذاران بسیار مهم است و به آنان کمک می‌کند زمان مناسب برای خرید یا فروش را تشخیص دهند. سرمایه‌گذاران باتجربه عمدتاً به‌دنبال الگوهایی هستند که نشان دهد ارزش سهام در چه نقطه‌ای قرار دارد. هدف از این کار این است که بفهمیم آیا ارزش یک سهم ویژه واجد شتاب یا مومنتوم است و اگر بله به چه سمتی حرکت می‌کند؟
یک سهام در فاز انباشت ممکن است در آستانه بریک اوت (Break out) باشد. هنگامی که قیمت یک سهام از حد مشخصی پایین‌تر نرفته و درعوض به‌صورت طرفی (Sideways) در طول یک بازه زمانی حرکت کند، به سرمایه‌گذاران این امر القا می‌شود که این سهام توسط دیگر سرمایه‌گذاران در حال انباشت است و به‌دنبال آن، در آینده نزدیک رشد و حرکتی رو به بالا خواهد داشت.
فاز انباشت تنها یک جزء این معادله است. از نمودارهای فاز انباشت و توزیع در مصارف دیگری نیز استفاده می‌شود؛ برای مثال فاز توزیع بیانگر این است که سهام به مرحله فروش خود نزدیک می‌شود. معمولاً سرمایه‌گذاران از اختلاف‌های موجود میان نوسانات قیمت سهام و حجم معاملات به‌عنوان یک جزء کلیدی در تحلیل‌های تکنیکال و چارتینگ (Charting) خود استفاده می‌کنند.
دسترسی گسترده به ابزارهای چارتینگ آنلاین به‌واسطه شرکت‌های معاملاتی آنلاین موجب می‌شود که سرمایه‌گذاران بیشتری به تکنیک‌هایی که پیش‌تر منحصر به افراد حرفه‌ای در نظر گرفته می‌شدند، دسترسی یابند. این ابزارها به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا با ارزیابی روند سال‌های پیشین سهام و نحوه حرکت قیمت در آن زمان اطلاعات بیشتری از وضعیت بازار به دست آورند.
سرمایه‌گذاران می‌کوشند طیف قیمت و فرمول برای شاخص انباشت حجم معاملات را دریابند و بر مبنای آن تصمیم‌گیری کنند. اگر طیف موردنظر در یک بازه زمانی طولانی هیچ‌گونه فراز و فرود قابل‌توجهی نداشته باشد و Sideways رشد کند، در این صورت گفته می‌شود سهام ارز در فاز انباشت قرار دارد و در آستانه حرکت به سمت بالاست.
شاخص انباشت/ توزیع (Accumulation/Distribution Indicator) یا A/D
شاخص انباشت/ توزیع یا A/D یک شاخص تجمعی است که از دو فاکتور قیمت و حجم معاملات به‌منظور تعیین فاز انباشت یا توزیع سهام استفاده می‌کند. هدف از تعریف این شاخص آن است که اختلافات بین قیمت سهام و حجم جاری معاملات مشخص شود و به این ترتیب چشم‌انداز روشنی درباره روند حال حاضر بازار به دست آید. اگر قیمت در حال افزایش باشد و در عین حال شاخص کاهش یابد، این امر بیانگر آن است که میزان خرید یا انباشت برای افزایش قیمت کافی نیست و کاهش قیمت قابل‌انتظار خواهد بود.
همان‌طور که گفتیم شاخص A/D یک شاخص تجمعی است؛ یعنی ارزش به‌دست‌آمده در یک دوره به دوره قبلی اضافه یا از آن کم می‌شود. شاخص A/D رو به رشد مؤید این امر است که روند تغییر قیمت نیز افزایشی است؛ درحالی‌که سقوط نسبت انباشت به توزیع، روند کاهنده قیمت را به ما نشان می‌دهد. اگر قیمت رو به افزایش باشد، اما شاخص A/D سیری رو به کاهش را نشان دهد، سیگنالی بیانگر ضعف و کاهش بالقوه قیمت خواهد بود و بالعکس.
کاربرد شاخص انباشت/ توزیع در بازار رمز ارزها
شاخص انباشت/ توزیع یا A/D روند کنونی و نیز جهت آتی یک سرمایه را تعیین می‌کند. این کار از طریق ارزیابی رابطه بین قیمت تمام‌شده سهام و حجم جاری آن صورت می‌گیرد. منظور از عبارت «انباشت» میزان خرید یا تقاضا و منظور از «توزیع» میزان فروش یا عرضه یک سرمایه است.
شاخص A/D را می‌توان به تعبیری دیگر با عنوان شاخص مومنتوم یا شتاب نام‌گذاری کرد. سرمایه‌گذاران از این شاخص برای یافتن فراز و فروز نمودار سرمایه و نیز پیش‌بینی زمان معکوس‌شدن روند بازار استفاده می‌کنند. این امر از طریق نمایش رابطه قیمت یک سرمایه و نسبت خریداران و فروشندگان آن در بازار امکان‌پذیر خواهد بود؛ به این ترتیب معامله‌گران با نگاه‌کردن به اختلاف بین قیمت و شاخص A/D تصمیم می‌گیرند که آیا بازار روندی گاوی (رو به رشد) یا خرسی (رو به نزول) را پشت سر می‌گذارد.
پس از هر نوبت کاهش ناگهانی در قیمت یک سرمایه، روند رو به رشد قیمت حاکی از افزایش تقاضاست؛ یعنی از نفوذ فروشندگان کاسته شده و خریداران به‌جای آنان بر سر قدرت می‌آیند. نمودار A/D در این حالت شروع به حرکت در جهت معکوس قیمت می‌کنند و بیانگر معکوس‌شدن احتمالی روند فعلی خواهد بود.
نحوه محاسبه شاخص انباشت/ توزیع یا A/D
نخستین گام در اندازه‌گیری شاخص A/D محاسبه ضریب فزاینده جریان مالی (Money Flow multiplier) براساس قیمت پایانی (Closing price) قبلی و نیز حداکثر و حداقل قیمت یک سرمایه است. فرمول ضریب فزاینده جریان مالی به‌صورت زیر به دست می‌آید:
قیمت پایانی منهای حداقل قیمت در بازه زمانی مذکور منهای حداکثر قیمت در بازه زمانی مذکور منهای قیمت پایانی تقسیم بر حداکثر قیمت در بازه زمانی موردنظر منهای حداقل قیمت در آن بازه زمانی.
مرحله بعدی محاسبه حجم جریان مالی با استفاده از حجم بازه زمانی جاری و ارزش ضریب فزاینده محاسبه‌شده در مرحله قبلی به ‌ترتیب است:
حجم جریان مالی= ضریب فزاینده جریان مالی ضرب‌در حجم بازه زمانی جاری
اکنون برای محاسبه A/D تنها کافی است آخرین مقدار A/D را در فرمول زیر با حجم جریان مالی جمع کنید:
A/D = A/D قبلی+ حجم جریان مالی فعلی
پس از تکمیل هر بازه زمانی می‌توانید این پروسه را بار دیگر با اضافه‌کردن یا کم‌کردن حجم جریان مالی جدید از مقدار کل قبلی تکرار کنید و به این ترتیب مقدار A/D جدید را به دست آورید. نمودار انباشت/ توزیع نشانگر آن است که عرضه و تقاضا چگونه روی قیمت‌ها اثر می‌گذارند. نوسانات قیمت ممکن است موجب تغییر مقدار این شاخص و جابه‌جایی نمودار A/D در جهت موافق یا مخالف شود.
از ADL یا نمودار انباشت/ توزیع می‌توان برای ارزیابی الگوهای قیمت و به‌طور بالقوه پیش‌بینی تغییر جهت‌های آتی بازار استفاده کرد. هنگامی که قیمت یک سرمایه کاهش یافته، اما ADL افزایش می‌یابد، به این معناست که فشار خرید همچنان وجود دارد و قیمت سرمایه ممکن است بار دیگر سیری رو به رشد را از سر بگیرد.
استفاده از فاز انباشت: مزایا و معایب
درک تغییرات نمودار مانند آنچه درباره فاز انباشت مشاهده کردیم، اطلاعات ارزشمندی را در زمان ثبات نسبی بازار در اختیار ما قرار می‌دهد. با این حال، سرمایه‌گذاران محتاط می‌کوشند توجه خود را به رخدادهای اقتصادی وسیع‌تر معطوف کنند. این رخدادها می‌توانند در مدت‌زمانی کوتاه ساختار نمودارها را به‌کلی تغییر دهند.
دو رخداد اقتصادی متزلزل در این بحث عبارت‌اند از: رکود بزرگ یا رکود گسترده اقتصادی جهان پیش از آغاز جنگ جهانی دوم (Great Depression) و نیز رکود بزرگ (Great Recession) اوایل قرن ۲۱. طی رکود سال‌های ۱۹۲۹ و ۱۹۳۰ (Great Depression) بازار طی ۵ هفته تقریباً ۱۰ درصد از ارزش خود را از دست داد و طی یک روز (۲۸ اکتبر ۱۹۲۹) تا ۱۳ درصد سقوط پیدا کرد. در همان روز بالغ بر ۱۴ میلیارد دلار ارزش از حساب‌های مالی جهانی پاک شد؛ درنتیجه اگر باز هم با این رخدادهای اقتصادی مواجه شویم، ممکن است نمودارهایمان کارایی سابق را نداشته باشند.
از سوی دیگر نمودار A/D بدون در نظر گرفتن گپ‌های معاملاتی ترسیم می‌شود؛ درنتیجه این گپ‌ها کاملاً توسط شاخص A/D نادیده گرفته می‌شوند. اگر قیمت یک سهام ابتدا افزایش و سپس تا میانه کاهش یابد، این گپ عملاً نقشی نخواهد داشت. علت این امر آن است که نمودار A/D با استفاده از قیمت‌های پایانی محاسبه می‌شود.
گاهی اوقات ممکن است تشخیص تغییرات ظریف در جریان حجم معاملات کار دشواری باشد. در این شرایط سرعت تغییرات رو به پایین آهسته می‌شود، اما تا زمانی که بار دیگر ADL رشد خود را از سر نگیرد، مشاهده و دنبال‌کردن این تغییرات به‌سختی امکان‌پذیر خواهد بود.
سخن پایانی
در این مقاله درباره فاز انباشت (Accumulation area) بیت کوین و نحوه تشخیص آن صحبت کردیم. با استفاده از نمودار فاز انباشت/ توزیع شما می‌توانید جهت شتاب بازار را دریابید و از آن به نفع خود استفاده کنید. پس از تشخیص فاز انباشت می‌توانید یک برنامه یا Accumulation plan برای خود بچینید و با استفاده از آن از بازار گاوی پیش روی خود بیشترین بهره را به دست آورید.
به‌طور خلاصه یک برنامه انباشت یا Accumulation plan به شرح زیر است:
الف) در مرحله نخست باید میزان سرمایه‌ای را که قصد دارید به کریپتوکارنسی اختصاص دهید، مشخص کنید.
ب) ۷۰ درصد این مبلغ صرف خرید رمز ارز (سبد خرید) و ۳۰ درصد آن صرف برنامه‌های ماینینگ (سبد ماینینگ) خواهد شد.
ج) ۷۰ درصد هزینه به‌کاررفته در بخش خرید نیز هولد شده (سبد هولدینگ) و ۳۰ درصد آن در معاملات شرکت خواهد کرد (سبد معاملاتی).
د) درنهایت ۷۰ درصد از سبد هولدینگ به توکن‌های اصلی و ۳۰ درصد باقی‌مانده به آلت کوین‌ها اختصاص خواهد یافت.
دقت داشته باشید که اطلاعات آورده‌شده در این مطلب تنها برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با مبحث تحلیل تکنیکال رمز ارزهاست و به‌هیچ‌وجه جایگزین مشاوره‌های مالی تخصصی در این زمینه نخواهد بود.
بنابراین اگر قصد دارید در مسیر سرمایه‌گذاری در بازار ارزهای دیجیتال قدم بگذارید و می‌خواهید با کمترین میزان ضرر و زیان مواجه شوید، پیشنهاد ما این است که تا آنجا که می‌توانید معلومات خود را در زمینه نکات ظریف و فوت و فن‌های بازار کریپتوکارنسی ارتقا داده و مشورت با متخصصان کریپتوکارنسی و بهره‌مندی از تحلیل‌های تکنیکال آنان را در اولویت خود قرار دهید.

توجه: با وجود اینکه دو صرافی کوینکس و کوکوین هر دو فعلا بدون نیاز به تغییر IP فعالیت می‌کنند اما بهتر است برای امنیت بیشتر از IP ثابت خارج از ایران استفاده کنید.
برای ورود به صرافی کوینکس حتما باید با IP خارج از ایران وارد شوید.

نقطه سفارش (مجدد)

به منظور جلوگیری از انباشت بیش از حد و یا مواجهه با کسری کالا در انبار، میبایست نقاط کنترلی موجودی مرتبط با هر کالا در انبار مشخص شود.

این نقاط کنترلی عبارتند از:

نقطه سفارش

عبارت است از زمانی است که موجودی انبار به حدی می‌رسد که باید برای تامین موجودی، سفارش خرید صادرشود. مقدار سفارش با استفاده از فرمول زیر به دست می‌آید :

موجودی اطمینان + (مدت زمان تحویل * متوسط مصرف روزانه یا ماهانه) = نقطه سفارش

متوسط مصرف – حداکثر تعداد فروش = موجودی اطمینان

مقدار سفارش

ممکن است سفارش خرید مقدار زیادی از کالا موجب دریافت تخفیفهای ویژه و یا برخورداری از مزایای خرید عمده شود. اما باید در نظر داشت که به همان نسبت هزینه حمل و نقل و نگهداشت کالا در انبار نیز افزایش خواهد یافت. از طرفی ممکن است هزینه پایین حمل و یا نگهداشت کالا با تعداد کم برای سازمان به صرفه باشد. ولیکن در این صورت نیز مبلغ سفارش کالا به دلیل حجم پایین سفارش، افزایش می‌یابد. از این رو محاسبه مقدار سفارش به منظور کنترل هزینه‌های اهمیت بالایی دارد. یکی از فرمولهای مورد استفاده برای به دست آوردن این مقدار به شرح زیر است:

هزینه نگهداری برای هر واحد / (رادیکال ۲ در مقدار مصرف سالیانه کالا * هزینه هر بار سفارش) = مقدار سفارش

حداقل موجودی مجاز

این مقدار از کالا برای موارد پیش بینی نشده، از قبیل تاخیر در خرید مجدد کالا و … در نظر گرفته می‌شود. معمولا ذخیره ایمنی ۱۰% مصرف کل سالیانه برآورد می‌شود و یا از فرمول زیر حساب می‌شود.

) مدت تهیه کالا * میانگین مصرف روزانه یا ماهانه) – نقطه سفارش = حداقل موجودی

متوسط موجودی یا حد مطلوب موجودی

در انبارهایی که بیش از پنجاه درصد کالاهای انبار دارای موجودی معادل حد مطلوب داشته باشند، می‌توان نتیجه گرفت که در این انبارها مدیریت و کنترل موجودی وضعیت مناسبی دارد. همچنین از فرمول حداقل موجودی مجاز به اضافه نصف مقدار سفارش مجدد نیز قابل محاسبه است.

۲¸ حداقل موجودی + حداکثر موجودی ) = متوسط موجودی

حداکثر موجودی مجاز

این نقطه کنترلی نشان دهنده حداکثر موجودی مورد نیاز یک کالا در انبار میباشد که به منظور جلوگیری از انباشت بیش از حد، از دست دادن آمار خرابی و ضایعات ناشی از انباشت، به وجود آمدن کالاهای سربار و یا منسوخ و نیز وسوسه سرقت و دزدی، میبایست تعیین گردد.

برای محاسبه این مقدار میتوان از فرمول زیر استفاده کرد:

)حداقل مدت زمان خرید (روز) * حداقل مصرف روزانه کالا) – (میزان سفارش مجدد+ نقطه سفارش) = حداکثر موجودی

موجودی خطرناک

موجودی خطرناک یک کالا در انبار مقداری پایین تر از حداقل موجودی مجاز است که به هیچ عنوان نباید موجودی به مقداری پایین تر از آن برسد. برای جلوگیری فرمول برای شاخص انباشت از رسیدن به این نقطه مسئول خرید باید نهایت تلاش خود را برای تامین کالای مورد نیاز به کار بندد. در غیر این صورت بدون شک تولید متوقف خواهد شد. برای محاسبه این مقدار میتوان از فرمول زیر استفاده کرد:

موجودی خطرناک = مدت زمان اضطراری رسید کالا (روز) * نرخ مصرف میانگین کالا

موجودی میانگین

موجودی میانگین از جمع مقدار حداقل و حداکثر موجودی مجاز کالا تقسیم بر ۲ به دست می‌آید که همچنین از فرمول حداقل موجودی مجاز به اضافه نصف مقدار سفارش مجدد نیز قابل محاسبه است.

شاخص بورس چیست؟ فرمول + انواع شاخص بورس

شاخص در لغت به معنی نشانگر، راهنما و نمودار است. کاربرد شاخص بورس در شناسایی وضعیت تغییرات کل بورس نسبت به روزهای قبل است. هر چه تغییرات شاخص کل بزرگتر باشد نشانگر رشد یا افت بیشتری در بازدهی کل بازار بورس است. مدنظر داشته باشید که تغییرات شاخص اهمیت دارد نه عدد آن! علاوه بر شاخص کل بورس، انواع شاخص دیگری نیز وجود دارد که کاربرد خاص خودشان را دارند. در این آموزش بورس با مفهوم، نحوه محاسبه و کاربرد هر کدام از این شاخص‌ها آشنا خواهید شد.

شاخص بورس چیست

مفهوم شاخص بورس چیست؟

فرض کنید شاخص کل بورس تهران در اسفند سال 98، 300 هزار واحد بود و در پایان سال 1399 به عدد 1.5 میلیون واحد رسیده است. تغییرات 5 برابری شاخص کل چه مفهومی دارد؟! به بیان ساده “میانگینِ افزایش قیمت سهام در بورس در این بازه یکساله 5 برابر بوده است.” یعنی میانگین بازدهی بورس در این یک سال 400 درصد بوده است. شاخص های مختلف مفاهیم متنوعی دارند. برای مثال حرکت شاخص کل، معرف حرکت کل بازار بورس است. در واقع اگر شاخص کل روند نزولی داشته باشد باید با احتیاط اقدام به خرید سهام کرد! یا اگر برای چندین روز متوالی، شاخص کل منفی اما شاخص هم‌وزن مثبت باشد می‌توان تمایل معامله‌گران به سمت شرکت‌های کوچک‌تر را نتیجه گرفت. بنابراین قبل از تحلیل سهام یک شرکت ابتدا باید شاخص‌های مختلف را تحلیل کنید.

مفهوم شاخص کل بورس تهران

انواع شاخص های بورس

بورس تهران انواع شاخص‌های متنوعی دارد. توضیح تمام این شاخص‌ها از حوصله بحث ما خارج است و کاربرد چندانی هم ندارد! در ادامه چند نوع از معروف‌ترین و پرکاربردترین آنها را آموزش می‌دهیم.

  1. شاخص قیمت بازار بورس (TEPIX)
  2. شاخص کل (شاخص قیمت و بازده نقدی – TEDPIX)
  3. شاخص کل هم‌وزن
  4. شاخص بازده نقدی
  5. شاخص صنایع مثل شاخص خودرو
  6. شاخص کل فرابورس
  7. شاخص صنعت
  8. شاخص مالی
  9. شاخص قیمت 50 شرکت فعال
  10. شاخص 30 شرکت بزرگ

شاخص کل قیمت بازار بورس (TEPIX)

سازمان بورس اوراق بهادار در فروردین سال 69 اقدام به ارائه “شاخص قیمت بورس تهران” یا همان Tehran Exchange Price Index (TEPIX) کرد. این شاخص بیانگر تغییرات ارزش کل بازار است. از آنجایی که این تغییرات باید نسبت به یک نقطه مبدا سنجیده شود تا قابلیت تحلیل و تفسیر داشته باشد فروردین سال 69 به عنوان نقطه مبدا درنظر گرفته شد. “شاخص کل قیمت” جز قدیمی‌ترین شاخص‌های بورس تهران است و هیچ ارتباطی با “شاخص کل” موجود در صفحه اول سایت TSETMC ندارد. فرمول شاخص قیمت به بیان ساده بصورت زیر محاسبه می‌شود:

فرمول شاخص قیمت بورس

نکات مهم TEPIX:

  • ارزش کل بازار بورس در روز X برابر با مجموع ارزش تمام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس در روز X است. ارزش هر شرکت نیز با ضرب تعداد سهام در قیمت پایانی محاسبه می‌شود.
  • “تعداد کل سهام شرکت” یکی از پارامترهای اصلی در محاسبه این شاخص است. در واقع هر چه شرکت بزرگ‌تر باشد تاثیر بیشتری در شاخص می‌گذارد. بدین معنی که شرکت‌های بزرگ‌تر شاخص‌سازتر هستندکه یکی از ایرادات اساسی این شاخص است. برای مثال نماد “فارس” تاثیر خیلی زیادی روی شاخص قیمت دارد.
  • طبق فرمول، شاخص قیمت در 1 فروردین 60، 100 واحد بوده است بنابراین شاخص قیمت800,000واحدی بیانگر رشد 8000 برابری ارزش بازار بورس نسبت به فروردین 69 است. از محل آورده نقدی، افزایش یا کاهش تعداد شرکت‌های مشمول شاخص و تجزیه یا ادغام شرکت‌ها، باعث تعدیل پایه شاخص قیمت می‌شود.

در شکل زیر نمودار شاخص قیمت بورس در ده سال گذشته را مشاهده می‌کنید.

نمودار 10 ساله شاخص بورس تهران

شاخص قیمت – هم‌وزن

یکی از ایرادات شاخص قیمت، تاثیر زیاد شرکت‌های بزرگ‌تر در آن است که می‌تواند باعث تحلیل‌های اشتباه شود. برای حل این مشکل، “شاخص قیمت هم‌وزن” ارائه شد. در شاخص هم وزن، تمام شرکت‌ها با وزنی یکسان در محاسبه دخیل هستند. در واقع تمامی شرکت‌ها فارق از تعداد سهام، اثر یکسانی دارند.

شاخص قیمت و بازده نقدی بورس تهران (TEDPIX)

ایراد دوم شاخص قیمت این بود که سود نقدی پرداخت شده شرکت‌ها هیچ تاثیر در شاخص قیمت نداشت. بنابراین “شاخص قیمت و بازده نقدی” برای حل دومین مشکل شاخص قیمت ارائه شد.

شاخص قیمت و بازده نقدی یا همان شاخص درآمد کل، به شاخص کل شناخته می‌شود. در اخبار و رسانه‌ها از این شاخص به عنوان “شاخص بورس تهران” یاد می‌شود! شاخص قیمت و بازده نقدی یا Tehran Exchange Dividend and Price Index (TEDPIX) از فروردین 1377 در بورس ارائه شد. در فرمول شاخص کل، هم قیمت سهام شرکت‌ها و هم سود نقدی پرداختی شرکت‌ها تاثیر دارد. بنابراین می‌تواند معیار بهتری برای تحلیل میانگین بازدهی کل بورس باشد.

شاخص کل بورس در سایت TSETMC

فرمول محاسبه شاخص کل بورس مشابه فرمول شاخص قیمت است. با این تفاوت که در شیوه تعدیل آن “سود نقدی پرداخت‌شده شرکت‌ها به سهامداران” نیز تاثیر دارد. در شاخص کل نیز مانند شاخص قیمت، همه شرکت‌ها به یک اندازه موثر نیستند. در واقع هر چه شرکت بزرگ‌تر باشد، تاثیر بیشتری در شاخص کل خواهد داشت. برای حل این مشکل نیز شاخصی تحت عنوان “شاخص کل هم‌وزن” ارائه شد.

نکته: شاخص کل در زمان برگزاری مجمع سالانه شرکت‌ها و پرداخت سود نقدی، رشد زیادی را تجربه می‌کند که می‌تواند منجر به تحلیل‌های نادرست شود!

شاخص کل هم‌وزن بورس

شاخص کل هم‌وزن نیز دقیقا مشابه شاخص کل است. با این تفاوت که تمام شرکت‌های بورسی با وزنی یکسان در فرمول “شاخص کل هم‌وزن” محاسبه می‌شوند. شاخص کل هم‌وزن مثبت بیانگر مثبت بودن بیش از نیمی از نمادهای بورسی است. اعداد منفی شاخص کل هم وزن نیز بیانگر بازار نزولی است. در صفحه اول سایت TSETMC می‌توانید شاخص کل و شاخص کل هم‌وزن بورس را بصورت لحظه‌ای رصد کنید.

در شکل زیر مفهوم 4 شاخص مهم بورس را به بیانی ساده مشاهده می‌کنید.

انواع شاخص بورس

شاخص بازده نقدی بورس (TEDIX)

شاخص بازده نقدی بورس یا Tehran Exchange Dividend Index (TEDIX) بیانگر میانگین بازده سود نقدی پرداختی شرکت‌های بورسی است. در واقع صعودی بودن این شاخص بیانگر افزایش DPS شرکت‌ها در مجمع عمومی سالیانه است. شرکت‌ها موظف به پرداخت تمام سود نقدی خود به سهامداران نیستند! عموما شرکت‌ها بخشی از سود خود را تحت عنوان “سود انباشته” در قسمت حقوق صاحبان سهام ذخیره کند. به شما توصیه می‌کنم مقاله آموزشی زیر را مطالعه بفرمایید.

شاخص بازده نقدی از فروردین 1377 محاسبه و ارائه شد. فرمول محاسبه آن بصورت تقسیم “پایه شاخص کل قیمت” بر “پایه شاخص قیمت و بازده نقدی” است. دقت بفرمایید زمان مبدا پایه شاخص کل قیمت، 1 فروردین 1369 است. بنابراین برای هم‌سنجی و مقایسه بهتر این سه شاخص، شاخص بازده نقدی در عدد پایه 1653.08 ضرب می‌شود.

فرمول شاخص بازده نقدی

شاخص 30 شركت بزرگ

این شاخص همان شاخص قیمت است با این تفاوت که فقط 30 شرکت بزرگ بورس در فرمول لحاظ می‌شوند. منظور از “بزرگ بودن شرکت” همان ارزش شرکت است که با ضرب تعداد کل سهام در قیمت آن بدست می‌آید. از آنجایی که قیمت سهام شرکت‌های بورسی هر روز دستخوش تغییر می‌شود بنابراین لیست 30 شرکت بزرگ بورس نیز هر روز آپدیت می‌شود. “فارس”، “فملی”، “شبندر”، “فولاد” و… همیشه در این لیست حضور دارند!

شاخص صنایع بورس

هر کدام از شرکت‌های بورس در یک گروه مخصوص طبقه‌بندی می‌شوند. این طبقه‌بندی بر اساس استاندارد ISIC منجر به ایجاد 46 گروه در بورس تهران شده است. برای مثال نماد بورسی شپنا، شبندر یا شتران جز گروه فرآورده‌های نفتی هستند.

طبقه بندی گروه های بورس

فرمول شاخص صنایع مشابه فرمول شاخص قیمت است. با این تفاوت که فقط شرکت‌های زیرمجموعه همان گروه در فرمول شاخص محاسبه می‌شوند. شاخص صنایع نیز یکی از مهم‌ترین شاخص‌های بورس برای تحلیل است. قبل از تحلیل سهام یک شرکت بورسی (تحلیل تکنیکال چیست؟)، ابتدا شاخص صنعت آن شرکت را تحلیل کنید.

شاخص صنعت و شاخص مالی بورس

در یک تقسیم‌بندی جامع و کلی‌تر، تمامی شرکت‌های بورسی در دو گروه تقسیم‌بندی می‌شوند: 1. گروه مالی، 2. گروه صنعت

گروه مالی شامل تمام شرکت‌های بورسی فعال در حوزه واسطه‌گری مالی است و شرکت‌های باقی مانده در گروه صنعت قرار می‌گیرند. گروه مالی شامل شرکت‌های گروه “سرمایه‌گذاری‌ها”، “بانک‌ها و موسسات اعتباری”، “شرکت‌های بيمه” و “فعاليت‌های كمكی به نهادهای مالی واسط” است. مابقی گروه های بورسی در گروه صنعت جای می‌گیرند. احتمالا فرمول محاسبه Tehran Exchange Industrial Index و Tehran Exchange Financial Index را حدس زده‌اید!

شاخص 50 شرکت فعال‌تر

این شاخص نیز مشابه شاخص قیمت (TEPIX) است. با این تفاوت که فقط 50 شرکت فعال‌تر بورس در محاسبات این شاخص سهیم هستند. طبق تعریف سازمان بورس معیار اصلی برای گزینش 50 شرکت فعال، میزان نقدشوندگی آنها در دوره‌های 3 ماهه است. بنابراین اگر دنبال خرید سهام شرکت‌هایی با نقدشوندگی بالا هستید به لیست شرکت‌های موجود در این شاخص نگاهی بیندازید.

شاخص آزاد شناور (TEFIX)

شاخص آزاد شناور (TEFIX: Tehran Exchange Free Float Index) یکی دیگر از شاخص‌های پرکاربرد بورس تهران است. محاسبات TEFIX مشابه شاخص قیمت است با این تفاوت که در فرمول آن، تعداد سهام شناور آزاد هر شرکت بورسی استفاده می‌شود.

سهام شناور آزاد در واقع بیانگر تعداد سهامِ آماده عرضه و فروش توسط سهامداران حقیقی شرکت است. بنابراین درصد سهام شناور آزاد بیشتر می‌تواند بیانگر قدرت نقدشوندگی بالاتر سهام آن شرکت باشد.

برای مشاهده درصد سهام شناور آزاد، به قسمت “سهام شناور” در صفحه هر نماد بورسی در سایت TSETMC مراجعه کنید. برای مثال “فملی” دارای 33% سهام شناور است بنابراین تعداد سهام شناور آزاد آن 33.5 میلیارد است. (33 درصد 101.4 میلیارد برگه سهام کل آن شرکت).

مفهوم سهام شناور آزاد در بورس

شاخص بازار اول و بازار دوم بورس

بازار معاملات نقدی بورس تهران به دو بازار اول و بازار دوم تفکیک می‌شود. بازار اول نیز به دو تابلوی اصلی و فرعی تقسیم‌بندی می‌شود. این تقسیم‌بندی بر اساس درصد سهام شناور، وضعیت سودآوری و چشم‌انداز شرکت، تعداد سهامداران، سابقه فعالیت شرکت، سرمایه ثبت شده شرکت و… است. برای مثال نماد بورسی شپنا در بازار اول و نماد شتران در بازار دوم قرار دارند. برای این دو بازار نیز یک شاخص بصورت مجزا تعریف شده است.

اگر قصد یادگیری 0 تا 100 مبحث آموزش بورس را دارید به شما توصیه می‌کنیم مقالات آموزشی زیر را به ترتیب مطالعه بفرمایید، به مرور مقالات جدیدتر پیرامون آموزش بورس در سایت درج خواهد شد حتما پیگیر پارس‌سهام باشید.

شاخص NVT و انواع آن در تحلیل آن‌چین و بررسی روند بیتکوین با کمک از این شاخص

Amir Jafarzadeh

شاخص NVT از تقسیم ارزش کل شبکه که ما آن را به نام مارکت‌کپ می‌شناسیم بر ارزش معاملات شبکه به دست می‌آید و به‌نوعی ارتباط بین مارکت‌کپ و ارزش معاملاتی که در شبکه اتفاق می‌افتد را مورد بررسی قرار می‌دهد.

طبق گفته‌ی ویلی‌وو، سازنده و طراح این شاخص، شاخص NVT را می‌توان مشابه به PE (قیمت به میزان سود) در بازار سهام در نظر گرفت و استفاده مشابهی از آن داشت.

فرمول معیار NVT

فرمول معیار NVT

اگر این معیار را بخواهیم از دیدگاه دیگری مورد بررسی قرار دهیم، باید گفت که NVT معکوس سرعت/شتاب تغییرات قیمتی است که به مقایسه دو مورد از ارزش‌های اولیه بیتکوین می‌پردازد:

با زیر نظر گرفتن این شاخص می‌توان تعادل بین این دو ارزش را مشاهده کرد و طبق یک ساختار کلی در تغییرات قیمت که موجب تغییرات در NVT می‌شود می‌توان مدل‌های ذیل را برای بررسی و نتیجه‌گیری از این شاخص بکار برد:

1. مقدار بالای NVT Ratio یا روند صعودی در آن نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران بیتکوین را با قیمت بالاتری قیمت‌گذاری می‌کنند، زیرا رشد مارکت کپ بر استفاده از حجم تراکنش‌های درون-زنجیره‌ای و تسویه ارزش پیشی می‌گیرد. مقادیر بالای نسبت NVT از لحاظ تاریخی با اوج بازار و دوره های ارزش گذاری بیش از حد همزمان بوده است. یا به بیان ساده اوج NVT Ratio نشان‌دهنده اوج قیمتی در روند هم می‌باشد.

2. مقدار پائین NVT Ratio یا روند نزولی در آن = نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران بیتکوین را با تخفیف قیمت‌گذاری می‌کنند، زیرا حجم تراکنش‌های آن‌چین و استفاده از شبکه از میزان رشد مارکت کپ پیشی می‌گیرد. مقادیر پایین نسبت NVT از لحاظ تاریخی دوره‌هایی بوده است که انباشت آن سودمند است و اغلب با پایین‌ترین سطح بازار و روند رو به رشد هم‌زمان است. یا به بیان ساده دره/کف‌های NVT Ratio نشان‌دهنده دره/کف‌های قیمتی در روند نیز می‌باشد.

3. نوسانات بدون روند در NVT Ratio نشان می‌دهد که روند رشد فعلی مارکت کپ و ارزش معاملات و تراکنش‌های درون‌شبکه‌ای در تعادل هستند که نشان می‌دهد روند فعلی بازار پایدار است. چنین حالت‌هایی اغلب در مراحل اولیه تا میانی روند صعودی یا نزولی که جهت بازار به‌ خوبی تثبیت شده است، به دست می‌آید. یا به بیان ساده در تضاد با روند نیستند و در میانه‌های روند، تأییدی بر ادامه روند، چه نزولی/چه صعودی، به ما می‌دهند.

شاخص NVT یکی از اولین معیارهای توسعه‌یافته در ابزارسازی داده‌های آن‌چین بود و دو بخش اساسی را به هم پیوند می‌دهد: ارزش و سودمندی. بیتکوین نه‌تنها یک ذخیره ارزش، بلکه یک شبکه پرداخت و تسویه ارزش است. نسبت NVT تلاش می‌کند تا تعادل و واگرایی بین مارکت کپ را که در بازار به ما اختصاص‌داده‌شده و ابزاری که در توان عملیاتی برای کاربران به ارمغان می‌آورد، مدل کند.

یک نکته مهم در تفسیر NVT به نحوه استفاده از شبکه بیتکوین و قیمت‌گذاری بازار مربوط می‌شود و در طول زمان تغییر خواهد کرد. با پیشرفت فناوری (به‌عنوان مثال شبکه لایتنینگ)، روایت‌ها تغییر می‌کند و قیمت بیتکوین در طول زمان افزایش می‌یابد، بعید است که مقایسه مستقیم مقادیر NVT در سال ۲۰۱۳ با مقادیر در سال ۲۰۲۱ یک‌به‌یک باشد. با تجربه کسب درآمد و پذیرش بیتکوین، نگرش دارندگان بیتکوین که از آن به‌عنوان یک شبکه پرداخت در مقابل ذخیره بلندمدت ارزش استفاده می‌کنند، تغییر کرده است؛ بنابراین توصیه می‌شود که مقادیر مطلق NVT با چرخه‌های بازار با سررسید مشابه مقایسه شود و جهت روند در تحلیل، وزن بیشتری نسبت به مقدار مطلق نسبت داده شود.

نمودار زیر نشان می‌دهد که چگونه علی‌رغم افزایش ارزش کف NVT در طول زمان (که از نظر تئوری نزولی است) نیاز به زمینه اضافی از پویایی در حال تغییر بازار بیتکوین برای ارزیابی کامل دارد.

برای مثال تحلیلی از این شاخص برای بیتکوین و روند آن انجام داده‌ام که دوست دارم با شما به اشتراک بگذارم.

در نمودار زیر که به بررسی شاخص NVT Signal پرداخته‌ایم که تفاوت اصلی آن با مدل معمولی آن وجود یک میانگین متحرک ۹۰ روزه در مخرج کسر یعنی در میزان ارزش معاملات و تراکنش‌ها وجود دارد، است.

در این نمودار می‌توانیم ببینیم که میزان این شاخص برابری می‌کند با میزان آن در ماه May که کرش شدید قیمت اتفاق افتاد و بیتکوین از ۶۵ هزار دلار تا ۲۸ هزار دلار ریزش داشت و همچنین برابری می‌کند با میزان آن در ریزش معروف کرونا که تا زیر ۴۰۰۰ دلار را به خود دید.

و مجموعاً تمام این نقاط زیر میانگین متحرک ۹۰ روزه NVT Signal که با خط سبز نشان داده شده است، بودند که به‌عنوان نواحی خرید می‌توان از آنها یاد کرد.

نقطه مشترک بین این ۳ ریزش این بوده است که بعد از هر ریزش مارکت توانسته یک سقف قیمتی جدید را ثبت کند و الان که در این منطقه هستیم انتظار برگشت روند و رسیدن به یک سقف جدید قیمتی را دارم. البته که بررسی یک داده به‌ اندازه کافی اطمینان از روند را به ما نمی‌دهد و ما در این تحلیل صرفاً به نتیجه‌گیری از معیار NVT و یادگیری آن پرداخته‌ایم.

نکته مهم بعدی تفاوت بین این ۳ دفعه ریزش قیمت بوده است. وقتی بعد از ریزش کرونا قیمت شروع به صعود کرد و تا ۶۵ هزار دلار بالا آمد، NVT نیز آن را همراهی کرده و تا مووینگ بزرگ‌تر یعنی خط قرمز رسید که نشان‌دهنده اوج قیمتی بوده است اما بعد از ریزش ماه May تا ۲۸ هزار دلار که بعد از آن شروع به صعود تا سقف جدید ۶۹ هزار دلار را داشتیم NVT توان دیدن اوج یا رسیدن به میانگین قرمز خود را نداشت و این برای من بدین معناست که موج صعودی بعدی که در پیش داریم از موج قبلی که از ۲۸ هزار تا ۶۹ هزار آمده بسیار قوی‌تر خواهد بود و حتی توان دیدن اعداد بالای ۱۰۰ هزار دلار را برای بیتکوین به ارمغان می‌آورد.

بنابراین با جمع‌بندی این تحلیل از شاخص NVT Signal به این نکته می‌رسیم که الان بیتکوین در محدوده فرمول برای شاخص انباشت قیمتی مناسبی برای خرید و ارزشمند برای انباشت است و انتظار یک موج صعودی پرقدرت را برای آن می‌توان داشت و بازهم تکرار می‌کنم که بررسی یک داده برای تصمیم‌گیری به‌تنهایی کافی نیست و داده‌های دیگری نیز باید مورد بررسی قرار بگیرند تا تأییدیه‌های لازم را به دست آوریم و این فایل صرفاً به آموزش و یادگیری این شاخص با ذکر یک مثال لایو از مسیر حرکتی بیتکوین است.

برای مطالعه مطالب بیشتر از این نویسنده: توییتر / امیر جعفرزاده

ممنونم از تیم گریزلی عزیز بابت این پروژه بزرگ و قشنگی که بی‌منت برای فرهنگ‌سازی و یادگیری زحمت می‌کشند. امیدوارم بتونیم در این مسیر بزرگ کوچیکترین قدمی برداشته باشیم.

مدل انباشت به جریان stock to flow

در باب انواع مدل های پیشبینی قیمت بیت کوین، احتمالا تا کنون درباره مدل انباشت به جریان(s2f)شنیده اید، پیش بینی که بر اساس این مدل در سال 2019 برای قیمت بیت کوین و ارزش بازار آن پس از هالوینگ ماه می ۲۰۲۰ انجام شده و ارزش بازار بیت کوین را 1 تریلون دلار و قیمت آن را 55 هزار دلار پیش یبنی کرد. این پیش بینی به نسبت دقیق سبب توجه کارشناسان و تحلیل گران به این مدل پیشبینی و استفاده بیشتر و تحلیل دقیق تر آن شد.

در این نوشتار به بیان و شرح این مدل، که فرمول برای شاخص انباشت در مقاله ای در وبسایت مدیوم توسط یکی از تحلیل‌گران مطرح در توییتر، پلن بی(planB) در ماه مارچ سال 2019 به چاپ رسیده میپردازیم. در این مقاله با استفاده از آمار و منطق ریاضی، به بررسی تاثیر کمیابی بیت کوین در ارزش آن پرداخته میشود.

بیت کوین اولین کالای دیجیتال کمیاب دنیا است ، همانند نقره و طلا که کمیاب هستند. همانطور که ناکاماتو گفت:

برای درک بهتر موضوع، تصور کنید که یک فلز پایه به کمیابی طلا وجود دارد اما خصوصیات آن این‌گونه است: یک رنگ زننده خاکستری دارد، رسانای الکتریکی خوبی نیست، چندان با دوام نیست و گزینه‌ی مناسبی نیز برای اهداف کاربردی و تزئیناتی به شمار نمی‌آید، اما خصوصیت جادویی‌اش آن است که از طریق کانال‌های ارتباطی قابل انتقال است.

مطمناً این کالای دیجیتالیِ کمیاب، دارای ارزش است. اما ارزشش چقدر است؟ در این مقاله سعی شده که خصوصیت کمیابی را با استفاده از شاخص انباشت به جریان (Stock to Flow) بررسی و از آن برای مدل‌سازی ارزش بیت کوین استفاده شود.

کمیابی و شاخص انباشت به جریان

«کمیابی»، موقعیتی که در آن پیدا کردن و به دست آوردن چیزی آسان نباشد؛ کمبود چیزی، معنا شده است.

نیک سابو (Nick Szabo)، دانشمند رایانه، تعریف کاربردی‌تری از این کلمه ارائه داده است: چیز ارزشمندی که غیرقابل جعل و کپی باشد، کمیاب است.

همانطور که نیک سابو می‌گوید:

اشیای عتیقه، زمان و طلا چه اشتراک‌هایی با یکدیگر دارند؟ همه‌ی آن‌ها به دلیل ارزش ابتدایی و یا تجدید ناپذیری، ارزشمند هستند و زیر سوال بردن آن سخت است. پیاده‌سازی چنین چیز با ارزش و غیرقابل جعلی در کامپیوتر، مشکلات خودش را به همراه خواهد داشت. اگر بتوان بر این مشکلات فائق آمد می‌توان به بیت گلد دست پیدا کرد.

این سخنانِ نیک سابو قبل از معرفی بیت کوین مطرح شده است، و سبب شده که برخی کارشناسان ایده اولیه بیت کوین و بلاک چین را به نیک سابو نسبت دهند . او در ادامه می‌گوید:

فلزات گران‌بها و کلکسیونی، به دلیل هزینه‌ی ساخت بالا، کمیاب و غیر قابل جعل هستند. این فلزات، پول و ثروت به ارمغان می‌آوردند و ارزش این پول‌ها تا حد زیادی به هیچ شخص سومی وابسته نیست اما نمی‌توان از آن‌ها در پرداخت‌های آنلاین استفاده کرد. بنابراین اگر پروتکلی وجود داشت که طبق آن می‌توانستیم کالاهای با ارزش غیر قابل کپی را تا حد زیادی بدون نیاز به شخص سوم مورد اعتمادی ایجاد و با امنیت کامل ذخیره کنیم و با حداقل نیاز به اشخاص دیگر، مورد آزمایش قرار دهیم، اوضاع خوب می‌شد و به بیت گلد می‌رسیدیم.

بیت کوین نیز یک کالای گران غیر قابل کپی است زیرا برای تولید یک بیت کوین جدید، برق زیادی مصرف می‌شود. به راحتی نمی‌توان بیت کوین جعلی تولید کرد

سیف‌الدین آموس (Saifedean Ammous) درباره ارتباط کمیابی و نرخ انباشت به جریان (Stock-to-Flow – به اختصار SF) صحبت کرده است. او معتقد است که بیت کوین و طلا با کالاهای مصرفی مانند مس، روی، نیکل و برنج متفات است زیرا انباشت به جریان (SF) بیت کوین و طلا بالاست. آموس در این خصوص می‌گوید:

در هر کالای مصرفی، دو برابر کردن تولید سبب کم ارزش شدن ذخایر موجود آن شده، قیمت آن‌ها را پایین آورده و در نتیجه، دارندگان این کالاها را متضرر خواهد کرد. درباره طلا باید گفت که قیمت آن جای پیشرفت زیادی دارد تا حدی که سبب دو برابر شدن تولید سالانه‌ی آن شود. این موجب می‌شود تا ذخایر موجود به جای 1.5 درصد، 3 درصد افزایش پیدا کنند.از آن جا که نرخ عرضه‌ی طلا همیشه پایین بوده، این کالا، نقش پولی خود را در طول تاریخ بشر حفظ کرده است.بالا بودن نرخ انباشت به جریان طلا، سبب شده تا این کالا، پایین‌ترین انعطاف‌پذیری قیمت عرضه را به خود اختصاص دهد.ذخایر بیت کوین موجود در سال 2017، حدود 25 برابرِ بیت کوین‌های جدید تولیدشده در همان سال بودند. این میزان، نصف مقداری است که برای طلا گزارش شده اما حدود سال 2020، نسبت انباشت به جریان بیت کوین از طلا پیشی خواهد گرفت.

بنابراین می‌توان کمیابی را با نسبت انباشت به جریان اندازه‌گیری کرد.

انباشت، همان میزان مقادیر اندوخته شده و یا ذخایر موجود است. جریان نیز همان تولید سالانه است. به جای نسبت انباشت به جریان، از نرخ رشد عرضه نیز استفاده می‌شود. توجه داشته باشید که نسبت انباشت به جریان، معکوس نرخ رشد عرضه است.در جدول زیر اعداد گزارش‌شده مقاله از انباشت به جریان برخی فلزات در سال 2019 آمده است.

میزان انباشت به جریان (SF) برخی فلزات

میزان انباشت به جریان (SF) برخی فلزات

طلا، بالاترین عدد انباشت به جریان، یعنی 62، را دارد. یعنی برای این که بتوانیم طلای موجود فعلی را دو برابر کنیم، 62 سال زمان صرف خواهد شد. نقره با رقم 22، در جایگاه دوم قرار دارد. این ارقام بالا سبب می‌شود تا این فلزات، کالاهای پولی خوبی به شمار بیایند.

تعداد بیت کوین‌های موجود، در سال 2019 بیش از 17.5 میلیون بوده و با در نظر گرفتن میزان تولید 0.7 میلیون در آن سال، SF آن 25 خواهد بود. همین این امر سبب می‌شود تا بیت کوین مانند نقره و طلا در دسته‌ی کالاهای پولی قرار بگیرد. همچنین پس از هر 210 هزار بلاک (حدوداً 4 سال) پاداش استخراج بیت کوین نصف می‌شود، به همین دلیل است که نصف شدن پاداش استخراج بیت کوین یا همان هالوینگ (halving) اهمیت زیادی در تامین پول و انباشت به جریان بیت کوین دارد.هالوینگ همچنین باعث می‌شود که نرخ رشد عرضه‌ ثابت نماند که معمولاً به نرخ رشد عرضه‌ی بیت کوین، تورم پولی گفته می‌شود.

تورم پولی بیت کوین

تورم پولی بیت کوین

انباشت به جریان و قیمت

در این مقاله فرض بر آن شده است که کمیابی اندازه‌گیری شده با انباشت به جریان (SF)، به ‌طور مستقیم روی قیمت تأثیر گذار است. با نگاهی به جدول بالا می‌توان دریافت که ارزش بازار، هنگامی که SF بیشتر است، بالاتر است. به منظور ایحاد یک مدل آماری جمع اوری داده قدم بعدی است .

جمع آوری داده

قیمت و SF ماهیانه‌ی بیت کوین را از ماه دسامبر 2009 تا فوریه‌ی 2019 محاسبه شده و در مجموع، 11 نقطه به دست آمد. تعداد بلاک‌های ماهیانه‌ی بیت کوین را می‌توان به طور مستقیم از بلاک چین بیت کوین با استفاده از زبان‌های برنامه‌نویسی پایتون، آر پی سی (RPC) و بیت کویند (bitcoind) به دست آورد. اطلاعات مربوط به قیمت بیت کوین نیز در منابع مختلفی در دسترس است اما همگی مربوط به ماه جولای 2009 به بعد هستند.

همچنین داده‌های مربوط به طلا و نقره را در سال 2019 اختیار داریم. SF و ارزش بازار طلا به ترتیب 62 و 8.5 تریلیون دلار است. SF و ارزش بازار نقره به ترتیب 22 و 308 میلیارد دلار است. که از این دو مورد به عنوان معیار مقایسه استفاده خواهیم کرد.

مدل سازی

اولین نمودار پراکندگی SF و ارزش بازار نشان می‌دهد که استفاده از مقادیر لگاریتمی و یا محوری بهتر است زیرا مرتبه بزرگی آن تا 8 بوده و می‌توان محدوده‌ی قیمت 10 هزار دلار تا 100 میلیارد دلار را با آن نشان داد. استفاده از این مقادیر، علاوه بر آن، رابطه‌ی خطی خوبی از (Ln (SF و (ارزش بازار) Ln به تصویر می‌کشد.

نمودار انباشت به جریان (SF)، ارزش بازار بیت کوین، طلا و نقره و تعداد ماه‌های باقی مانده تا هالوینگ

نمودار انباشت به جریان (SF)، ارزش بازار بیت کوین، طلا و نقره و تعداد ماه‌های باقی مانده تا هالوینگ

رگرسیون خطی که میان داده‌ها دیده می‌شود نشان‌دهنده‌ی ارتباط آماری معنادار SF و ارزش بازار است. مقدار R2 (ضریب تشخیص) در این نمودار برابر 95 درصد و p-value و F (معناداری آماری) آن برابر با 2.3E-17 و یا 0.023 کیلو است.

احتمال آن که رابطه‌ی SF و ارزش بازار بر اساس شانس باشد، نزدیک به صفر است. البته عوامل دیگری روی قیمت، قانون‌گذاری، هک و اخبار دیگر تأثیر می‌گذارند و به همین علت مقدار R۲ به ۱۰۰ درصد نرسیده و تمام نقاط روی خط مشکی قرار نگرفته‌اند. با این حال، به نظر می‌رسد که محرک اصلی روند، کمیابی باشد.

جالب است که SF طلا و نقره که بازارهای کاملاً متفاوتی دارند، با SF مدل بیت کوین مطابقت دارد. این موضوع ضریب اطمینان این مدل را بالاتر می‌برد. توجه داشته باشید که در نقطه‌ی اوج بازار صعودی در دسامبر 2017، مقدار SF بیت کوین 22 و ارزش بازار آن نیز230 میلیارد دلار و بسیار نزدیک به نقره بوده است.

از آن جا که هالوینگ تا این حد روی SF تأثیر دارد، تعداد ماه‌های باقی مانده تا هالوینگ بعدی را با یک طیف رنگی در نمودار نشان دادیم. آبی پر رنگ ماهی است که در آن هالوینگ اتفاق می‌افتد و رنگ قرمز نیز بلافاصله بعد از هالوینگ را نشان می‌دهد. هالوینگ بعدی در ماه می 2020 اتفاق خواهد افتاد. مقدار کنونی انباشت به جریان بیت کوین ۲۵ بوده و به ۵۰ خواهد رسید که به طلا بسیار نزدیک خواهد شد (SF=62).

در این مقاله ارزش بازار بیت کوین پس از هالوینگ ماه می 2020، 1تریلیون دلار پیش‌بینی‌ شده بود و بدین معنا که قیمت بیت کوین به 55 هزار دلار خواهد رسید، که از مرز 60 هزار دلار نیز عبور کرد.که پس از تقریبا 1 سال از زمان هاوینگ شاهد تحقق این فرضیه بودیم .

علاوه بر آن، می‌توان قیمت بیت کوین را به طور مستقیم با SF مدل‌سازی کرد. فرمول این روش مسلما پارامترهای متفاوتی دارد اما نتایج یکسانی را در پی خواهد داشت؛ یعنی R2 برابر 95 درصد خواهد بود و قیمت بیت کوین پس از هالوینگ ماه می 2020، 55 هزار دلار و انباشت به جریان نیز 50 پیش‌بینی خواهد شد.

در اینجا، مدل بیت کوین را بر اساس SF (رنگ مشکی)، قیمت واقعی آن در زمان‌های مختلف و نیز تعداد بلاک‌ها در ماه (طیف رنگی) ترسیم شده است.

قیمت بیت کوین در زمان‌های مختلف و تعداد بلاک‌ها در هر ماه

قیمت بیت کوین در زمان‌های مختلف و تعداد بلاک‌ها در هر ماه

به میزان انطباق خط مشکی با نقاط ایجادشده، خصوصاً قیمت بیت کوین بلافاصله پس از هالوینگ نوامبر 2012، اگر دقت شود، پس از هالوینگ جولای 2016 انطباق کمتری دیده می‌شود که احتمالاً به دلیل رقابت اتریوم و هک دائو (DAO) بوده است. همچنین در سال آغازین 2009، پایان سال 2011، اواسط 2015 و آخر 2018 تعداد بلاک‌ها در ماه کمتر است (رنگ آبی). با معرفی دستگاه‌های استخراج مجهز به پردازشگر گرافیکی در سال‌های 2010 و 2011 و همچنین دستگاه‌های استخراج اسیک در سال 2013، تعداد بلاک‌ها در ماه افزایش پیدا کرد (رنگ قرمز).

قوانین توان و فراکتال‌ها

تابع رگرسیون خطی به صورت تابع قانون توان:

در قانون توان ، تغییر نسبی یکی از کمیت‌ها سبب می‌شود تا کمیت دیگر به همان نسبت، به طور توانی، مستقل از اندازه‌ی اولیه‌ی کمیت‌ها، تغییر کند. در هر بار که هاوینگ رخ می‌دهد، مقدار SF بیت کوین دو برابر و ارزش بازار آن نیز ۱۰ برابر می‌شود. این عامل همیشه ثابت است.

این قانون به ما نظم بنیادی خصوصیات سیستم‌های پیچیده‌ای که به نظر تصادفی می‌آیند را نشان می‌دهد. در سیستم‌های پیچیده، معمولاً تغییراتی که در مقیاس‌های متفاوت میان پدیده‌ها رخ می‌دهند، مستقل از مقیاس‌هایی هستند که ما در نظر می‌گیریم. این ویژگی خود متشابه، نشان ‌دهنده‌ی رابطه‌ی قانون توان است. این موضوع در بیت کوین نیز مشاهده می‌شود.

روندهای سقوط بیت کوین در سال‌های 2011، 2014 و 2018، تشابه زیادی به هم دارندزیرا در هر سه سال ۸۰ درصد افت دیده شده اما مقیاس آن‌ها کاملاً با هم متفاوت است. قیمت بیت کوین در این سال‌ها به ترتیب برابر ۱۰، ۱۰۰۰ و ۱۰ هزار دلار بود. اگر از مقیاس لگاریتمی استفاده نکنید، متوجه‌ی این نتایج نخواهید شد. تغییرناپذیری مقیاس و خود تشابهی با فراکتال‌ها رابطه دارند. در حقیقت، مقدار ۳.۳ در قانون توان، همان بعد فرکتال است.

نتیجه گیری

با استفاده از این مدل پیش‌بینی شد که ارزش بازار بیت کوین پس از هالوینگ ماه می ۲۰۲۰ به ۱ تریلیون دلار و قیمت بیت کوین به ۵۵ هزار دلار برسد. علاوه بر آن می‌توان قیمت بیت کوین را به طور مستقیم با SF مدل‌سازی کرد. فرمول این روش پارامترهای متفاوتی دارد اما نتایج یکسانی را در پی خواهد داشت؛ یعنی R۲ برابر ۹۵ درصد خواهد بود و در نتیجه، قیمت بیت کوین پس از هالوینگ ماه می ۲۰۲۰، ۵۵ هزار دلار و SF آن نیز ۵۰ پیش‌بینی شد.

در نوشتار های بعدی به بیان دقیق تر و کامل تری از این مدل و نقدهای صورت گرفته بر آن و همچنین پیش بینی های انجام شده بر اساس این مدل برای سال های آتی خواهیم پرداخت .



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.