شکل‌های دیگر از مارتینگل


برای اینکه بدانید کدام یک از صنایع و بخش‌های بازار بورس نقدشوندگی بالاتری دارند بایدبه ظرفیت رشد و سودآوری شرکت یا صنعت توجه کنید.

نمودار شمعی Candlestick Chart

بیش از دویست سال است که ژاپنی ها نمودارهای شمعی را می شناسند، اما پس از گسترش بازارهای مالی، محبوبیت آن در سراسر جهان افزایش یافت. در ابتدا ژاپنی ها نمودارهای شمعی را برای بررسی میزان تغییرات قیمت کالاها به ویژه برنج به کار می بردند.

هر معامله گری در زمان کوتاهی می تواند روش تحلیل و کاربرد این نوع نمودار را فراگیرد و چون تفسیرهای آن به آسانی در ذهن نقش می بندد، بررسی نمودارهای شمعی جذابیت بسیاری پیدا کرده است.

به مانند نمودارهای میله ای، بالاترین و پایین ترین قیمت به ترتیب در سر و ته هر شمع نشان داده می شود. هر نمودار شمعی دارای یک بدنه است که قیمت های باز و پایانی به وسیله ان مشخص می گردد ( رنگ بدنه ) در واقع هر شمع از دو بخش بدنه و سایه ساخته شده است.دامنه نوسانات قیمت برای هر دوره زمانی مشخص، به وسیله سایه ها قابل تشخیص است و بدنه شمع فاصله بین قیمت باز و پایانی را روشن می کند.

ژاپنی ها به بدنه اصلی “جیتای” و سایه بالا “اوواکاکه” و به سایه پایینی “شیتاکاگه” میگویند

اگر قیمت پایانی از قیمت باز کمتر باشد (شمع کاهشی)، بدنه شمع معمولا توپر یا سیاه نمایش داده می شود، اما اگر قیمت پایانی از قیمت باز بیشتر باشد ( شمع افزایشی)، بدنه شمع معمولاً سفید رنگ یا توخالی دیده می شود.

بدنه شمع نقش مهمی در برداشت معامله گران از وضعیت بازار دارد زیرا هرچه بدنه شمع نسبت به سایه ها بلندتر باشد، فشار خرید یا فروش را نشان میدهد، اندازه سایه و بدنه معیار مهمی برای تعیین انتظارات و قدرت یا ضعف بازار است.

به طور مثال اگر شمع بدنه بلند و توخالی و به طور نسبی سایه های کوتاه تری داشته باشد، بیانگر شدت تقاضای بازار است.

آموزش | دوشنبه 9 مهر 1397 | 1626 بازید

10 قانون تحلیل تکنیکال جان مورفی

1 – نمودار بلندمدت را بررسی کنید تحلیل نمودار قیمت را با نمودارهای چندساله در تایم فریم هفتگی یا ماهانه آغاز کنید. نمودار بلندمدت بازار مانند یک نقشه بزرگ از بازار است که با بررسی آن می‌توان نگاه بلندمدت بهتری روی بازار داشت. پس از اینکه نمودار بلندمدت را بررسی کردید، نمودار را در تایم فریم روزانه و یا چند ساعتی مشاهده کنید. صرفا نگاه کردن به نمودار کوتاه‌مدت قیمت، می‌تواند فریب‌دهنده باشد و حتی اگر شما قصد دارید معامله کوتاه‌مدتی انجام دهید، اگر روند بلندمدت یا میان‌مدت را نیز در قرار بگیرید، عملکرد بهتری خواهید داشت. 2 – روند را تشخیص دهید و با آن به پیش بروید روندهای بازار در اندازه‌های مختلف وجود دارند، بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت. شما باید بدانید که در چه بازه‌ای قصد معامله دارید تا نمودار مناسب را انتخاب کنید و اطمینان حاصل کنید که در مسیر روند معامله می‌کنید. در روند صعودی، در کف‌ها بخرید و اگر روند نزولی است، در هنگام رشد قیمت، دارایی را بفروشید. اگر در بازه میان‌مدت معامله می‌کنید، از نمودار روزانه یا هفتگی استفاده کنید. اگر معاملات روزانه انجام می‌دهید، از نمودارها در تایم فریم زیر 1 روز استفاده کنید (1 ساعته، 4 ساعته 6 ساعته و…). در هر شرایطی، روند را از نمودار بلندمدت تشخیص دهید و سپس از بازه‌ زمانی کوتاه‌مدت‌تر برای تشخیص نقطه مناسب ورود استفاده کنید. 3 – نقاط کف و سقف را بیابید سطوح حمایت و مقاومت را بیابید. بهترین محدوده برای خرید در بازار، نقطه حمایت و بهترین نقطه برای فروش، محدوده مقاومت است. محدوده حمایت، معمولا محدوده‌ی کف قبلی است که قیمت به آن واکنش نشان داده است. محدوده مقاومت نیز، معمولا محدوده سقف قبلی است و معمولا وقتی این محدوده شکسته می‌شود، یک پولبک به این محدوده اتفاق می‌افتد (یعنی قیمت یکبار دیگر به محدوده شکست مقاومت باز می‌گردد ولی مجدد به رشد ادامه می‌دهد). مطلب مرتبط را بخوانید: حمایت و مقاومت چیست؟ (همراه با تصویر) پس از شکست مقاومت، این محدوده شکسته شده به یک سطح حمایت تبدیل می‌شود (سقف قبلی به کف جدید تبدیل می‌شود). این موضوع در هنگام شکست حمایت نیز صادق است و حمایت شکسته شده به عنوان یک محدوده مقاومت تلقی می‌شود. 4 – میزان اصلاح قیمت‌ها را شناسایی کنید اصلاح قیمت در بازار، چه در روند نزولی و چه در روند صعودی معمولا باعث می‌شود میزان قابل‌توجهی از روند طی شده بازپس گرفته شود. شما می‌توانید اصلاح قیمت‌ها را بصورت درصد محاسبه کنید، به طور مثال یک اصلاح قیمت 50 درصدی معمولا یک اتفاق رایج در بازار است. حداقل اصلاح قیمت را یک سوم از روند طی شده و حداکثر اصلاح را دو سوم از آن می‌دانند. درصدهای فیبوناچی ریتریسمنت (Fibonacci Retracements) شامل 38 درصد، 62 درصد نیز ارزش زیر نظر گرفتن دارند. در هنگام پولبک در روند صعودی، نقطه خرید اولیه در محدوده 33 تا 38 درصد اصلاحی است. 5 – خطوط روند را بکشید خطوط روند یکی از ساده‌ترین و کارآمدترین ابزارها در تحلیل تکنیکال است. تنها چیزی که نیاز دارید کشیدن یک خط مستقیم از دو نقطه کف یا سقف در نمودار است. خطوط روند صعودی، با وصل کردن دو کف قیمت و خطوط روند نزولی با وصل کردن دو سقف شکل می‌گیرد. شکسته شدن خط روند معمولا باعث تغییر روند می‌شود و اغلب اوقات پس از اینکه یک روند تغییر کرد، یک پولبک به خط روند انجام می‌شود. در یک خط روند معتبر حداقل شاهد برخورد قیمت با سه نقطه از خط روند هستیم. هر چقدر طول خط روند طولانی‌تر باشد و هرچقدر برخوردهای قیمت با خط روند (بدون شکسته شدن خط) بیشتر باشد، این روند مهمتر خواهد بود. 6 – میانگین متحرک را دنبال کنید میانگین‌های متحرک (moving averages)، سیگنال‌های خرید و فروش بی‌طرفانه‌ای صادر می‌کنند. این ابزار به شما می‌گوید که آیا روند هنوز معتبر و برقرار است یا خیر و به شما کمک می‌کند تغییرات روند را بهتر تشخیص دهید. البته میانگین‌های متحرک آینده را به شما نمی‌گویند که آیا تغییر روند نزدیک است یا خیر. ترکیب دو میانگین متحرک، معمولا یک روش پرطرفدار برای یافتن سیگنال‌های خرید و فروش است. برخی ترکیبات پرطرفدار شامل میانگین متحرک 4 و 9 روزه یا 9 و 18 روزه یا 5 و 20 روزه هستند. (البته در بازارهای مختلف، میانگین‌های متحرک با تنظیمات مناسب باید به کار برده شود). سیگنال‌ها زمانی صادر می‌شوند که میانگین متحرک کوتاه‌مدت‌تر، میانگین متحرک بلندمدت‌تر را می‌شکند. همچنین عبور قیمت از میانگین متحرک 40 روزه به سمت بالا یا پایین خط، می‌تواند سیگنال‌های خوبی ارائه دهد. از آنجایی که میانگین‌های متحرک، اندیکاتورهای دنبال‌کننده روند هستند، بهترین زمان استفاده از آنها در هنگام وجود یک روند در بازار است. 7 – استفاده از اسیلاتورها را بیاموزید اسیلاتورها (Oscillators) به شما کمک می‌کنند نقاط اشباع خرید و اشباع فروش را تشخیص دهید. همانطور که میانگین‌های متحرک برای تایید تغییر روند در بازار به کار می‌رود، اسیلاتورها کمک می‌کنند تا بدانیم که آیا بازار به زودی تغییر خواهد کرد یا نه. دو اسیلاتور پرطرفدار RSI یا Relative Strength Index و همینطور اسیلاتور استوکاستیک (Stochastics) است. هر دوی این اسیلاتورها مقیاس 0 تا 100 دارند و در نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال، در پایین نمودارهای قیمت بصورت یک خط دارای نوسان می‌توان اضافه کرد. زمانی که RSI به بیش از 70 می‌رسد، اشباع خرید و زمانی که به کمتر از 30 می‌رسد، اشباع فروش وجود دارد. اما در استوکاستیک، اشباع خرید بالای 80 و اشباع فروش زیر 20 است. (منظور از اشباع، ازدیاد و وجود خرید یا فروش بیش از اندازه است) بیشتر معامله‌گران از بازه 14 روزه یا 14 هفته‌ای برای استوکاستیک و از بازه 9 روزه یا 9 هفته‌ای برای آر اس آی استفاده می‌کنند. واگرایی اسیلاتورها معمولا نشانه‌ای از چرخش بازار و تغییر روند است. اسیلاتورها در زمان عدم وجود یک روند (اصطلاحا محدوده رنج – range) مناسب هستند. از سیگنال‌های هفتگی می‌توان برای فیلترکردن سیگنال‌های روزانه و همینطور از سیگنال‌های روزانه می‌توان فیلترکردن سیگنال‌های داخل روز (intra-day) بهره گرفت. 8 – اخطارها را بشناسید از اندیکاتور MACD استفاده کنید. اندیکاتور میانگین متحرک همگرایی واگرایی (Moving Average Convergence Divergence) که در بین تریدرهای ایرانی با نام مکدی شناخته می‌شود، شامل میانگین متحرک و یک اسیلاتور برای تشخیص نقاط اشباع خرید و فروش است. یک سیگنال خرید زمانی صادر می‌شود که خط سریعتر، به بالای خط کندتر برسد و هر دو خط زیر عدد 0 باشند. سیگنال‌های هفتگی بر سیگنال‌های روزانه ارجحیت دارند. هسیتوگرام مکدی، تفاوت بین دو خط را نشان می‌دهد و از پیش، اخطارهایی زودهنگام نسبت به تغییر روند صادر می‌کند. دلیل نامگذاری هیستوگرام این است که از میله‌های عمودی برای نشان دادن تفاوت بین دو خط روند استفاده می‌شود. 9 – روندهای نامعتبر را تشخیص دهید از اندیکاتور ADX برای این منظور استفاده کنید. اندیکاتور Average Directional Movement Index یا به اختصار ADX با سنجش درجه روند به شما کمک می‌کند تا بدانید که آیا یک روند در بازار وجود دارد یا نه. رشد خط ADX نشان‌دهنده یک روند پرقدرت احتمالی و خط نزولی ADX اغلب اوقات نمایانگر نبود روند است. با وجود خط صعودی ADX باید از میانگین‌های متحرک استفاده کرد و اگر خط ADX نزولی بود، باید از اسیلاتورها بهره گرفت. بنابراین با رسم خط ADX و تشخیص مسیر آن، معامله‌گر می‌تواند سبک معامله مناسب در شرایط فعلی بازار را تشخیص دهد. 10 – حجم معاملات را نادیده نگیرید حجم معاملات یکی از مهمترین فاکتورها برای تایید یک رویداد است. حجم، زودتر از قیمت، چیزهای را به ما نشان می‌دهد و مهم است که در هنگام وجود روندها، شاهد حجم معاملات بیشتر در جهت حرکت روند باشیم. به عبارتی در یک روند صعودی، در هنگام صعود قیمت باید شاهد رشد حجم باشید. این افزایش حجم، نشان‌دهنده این است که سرمایه جدید وارد بازار شده و روند را پشتیبانی می‌کند. پس کاهش حجم در یک روند صعودی نشان‌دهنده ضعف روند و احتمال تغییر روند است.

بهترین استراتژی شرط بندی فوتبال

سوالی که همیشه در ذهن کاربران پیش بینی فوتبال می گنجد این است که آیا فرمولی برای پیش بینی دقیق این رشته ورزشی وجود دارد؟ شما باید در شرایط مختلف که وابسته به شرایط بازی فوتبال است، بهترین گزینه را انتخاب کنید. برای این منظور شما باید استراتژی های شرط بندی فوتبال را به طور کامل بدانید، تا بتوانید بهترین نتیجه را از پیش بینی خود به دست آورید.

دانستن استراتژی به تنهایی نتیجه بخش نخواهد بود، بلکه شما باید یک تحلیل گر خوب در فوتبال باشید و اطلاعات کافی در مورد فوتبال و تیم های فوتبال کسب کنید. انتخاب سایت شرط بندی مناسب نیز در شرط بندی لازم است.

شرط بندی فوتبال و استراتژی برد در آن

هر چند دانستن اطلاعات کافی مورد فوتبال و تیم های آن از مهترین عامل موفقیت در پیش بینی است؛ اما استراتژی هایی هم هست که در کنار این اطلاعات کمک زیادی به شما خواهد کرد.

روش یا فرمول 777 یکی از فرمول هایی است که به شما کمک می کند که پیش بینی خوبی داشته باشید. برای شکل‌های دیگر از مارتینگل اجرای این فرمول شما باید با شرط بندی میکس آشنایی کامل داشته باشید. به کارگیری این روش به شما کمک می کند که در بدترین حالت هیچ ضرری نکنید.

چنانچه موفق شوید می توانید آن را پر سودترین استراتژی و پیش بینی فوتبال به حساب آورید. روش دیگر مارتینگل است، که به روش تصاعدی انجام می شود. اگر به این شیوه عمل کنید به هیچ وجه ضرر نخواهید کرد. استراتژی شور بت هم از گزینه های خوب برای پیش بینی فوتبال است.

بهترین استراتژی شرط بندی فوتبال

استراتژی های شرط بندی (فرمول های ریاضی)

برای اینکه شما از برندگان شرط بندی فوتبال باشید دانستن برخی از استراتژی ها برای شما مفید خواهد بود. این استراتژی ها به شما کمک می کند تا به راحتی از برندگان شرط بندی باشید.

استراتژی شرط بندی زنده

این استراتژی نسبت به استراتژی های دیگر شرط بندی فوتبال از اهمیت بیشتری برخوردار است. بسیاری از کاربران نیز بر این عقیده اند که این شیوه در شرط بندی فوتبال موفقیت آمیزتر می باشد. بنابراین بجای پیش بینی پیش از بازی از پیش بینی مسابقات بصورت زنده استفاده کنید.

در این نوع پیش بینی می توان به صورت زنده و بنابه شرایط و عملکرد تیم های فوتبال تحلیلی دقیق و درست در مورد نتیجه فوتبال انجام داد. در حالت زنده می توان از استراتژی های دیگر هم استفاده کرد.

از مزایای دیگر شرط بندی زنده فوتبال ضرایب آن است؛ زیرا در پیش بینی پیش از بازی ضرایب آن بصورت ثابت ارائه می شود، ولی در پیش بینی زنده ضرایب آن پیوسته در حال تغییر است که شما می توانید با کمی دقت بر روی بیشترین ضرایب و برای کسب بالاترین سود، شرط بندی خود را انجام دهید.

استراتژی ضد سیستم

یکی از استراتژی هایی که بسیاری از کاربران از آن مطلع هستند و می توان آن را از استراتژی های داغ و در عین حال ساده شرط بندی فوتبال نامید استراتژی ضد سیستم است. مثلا سه بازی در جریان است که یکی از این تیم ها قوی عمل کرده و در بازی های قبلی نیز پیروز شده است.

بنابراین ضریب این تیم پایین خواهد بود. پس شما باید بررسی و تحلیل کنید که از تیم های ضعیف تر کدام احتمال برنده شدن را دارد. شما باید در بازی اول بر روی برد بازی تیم ضعیف تر و در دو بازی دیگر بر روی برد تیم های قوی تر شرط بندی خود را انجام دهید. اگر بازی در حالت ایده آل خود پیش رود هر سه تیم قوی بازی را می برند. شما هم از سه برد دو بازی را برده اید. اگر هر سه شرط را ببرید قطعا شما پیروز خواهید شد که در این صورت حداکثر سود از آن شما می گردد.

ولی چنانچه سه تیم ضعیف بازنده شوند؛ چون این تیم ها ضرایب بالایی داشته اند، شما سود نکرده اید ولی در عوض ضرر هم نخواهید کرد. در این روش حتما از رقم های بالا استفاده کنید.

استراتژی 777

بهترین استراتژی شرط بندی فوتبال

این استراتژی از ترفند های میکس به حساب می آید. در این روش باید واحدی را در نظر بگیرید که این واحد وابسته به درآمد می باشد. استراتژی 777 یعنی 7 بازی 7 واحد و 7 میکس می باشد.

شما بر روی باخت و یا برد 7 بازی شرط بندی خود را انجام دهید. برای مثال هفت بازی از بازی یک تا بازی هفت وجود دارد. ضرایب این هفت بازی به صورت 2 ،3 ،1.7، 2.5 ،1.5، 4 ،3 تعیین گردیده است. در این روش شما هفت بازی را به هفت میکسی که از سه بازی تشکیل شده تقسیم بندی کرده و روی هر میکس هم یک واحد سرمایه گذاری انجام دهید.

میکس ها به شکل زیر انجام می شوند:

بازی 1 + بازی 1 + بازی 1 = میکس اول

بازی 4 + بازی 5 + بازی 6 = میکس دوم

بازی7 + بازی 1 + بازی 2 = میکس سوم

بازی 3 + بازی 4 + بازی 5 = میکس چهارم

بازی 6 + بازی 7 + بازی 1 = میکس پنجم

بازی 2 + بازی 3 + بازی 4 = میکس ششم

بازی 7 + بازی 4 + بازی 3 = میکس هفتم

میکس های شما نباید تکراری باشند. در این روش اگر بازی های اول و هفتم و سوم را ببازید، پس تمام شرط بندی هایی که بازی های هفتم و یکم و سوم در آن ها باشد را از دست خواهید داد. مانند مثال زیر:

بازی 2 + بازی 3 + بازی 4 = میکس ششم ضریب 7.3

بازی 4+ بازی 5 + بازی 6 = میکس دوم ضریب 10

در این صورت واحد شما 17.3 برابر خواهد شد، که این سود برای شما فوق العاده است. این استراتژی بهترین شیوه برای به دست آوردن سود های زیاد می باشد. این استراتژی حتما باید بر روی برد و باخت تیم ها انجام شود.

بهترین استراتژی شرط بندی فوتبال

بهترین استراتژی های پیش بینی فوتبال

روی تیم میزبان شرط بندی کنید

همواره تیم میزبان از مزیت بزرگی برخوردار است، البته این مزیت زمانی قابل اتکا می باشد که هر دو تیم هم سطح باشند. در تحقیقاتی که بین نه هزار مسابقه بین المللی بین سالهای 1999 تا 2004 ثبت شده است، مشخص شد که تیم های میزبان بیش از 50% از مسابقات را پیروز شده اند ،

در حالی که تیم میهمان تنها 24% موفق شده اند بر حریف خود پیروز شوند. این قضیه حتی در برترین های فوتبال مانند اسپانیا و برزیل ، نیز صدق می کند و چیزی بیشتر از 60%! این امر در مورد لیگ های داخلی نیز درست بوده است.

لیگ برتر انگلیس در فصل 18-2017 تیم با میزبانی که در داخل کشور برگزار شده اند 44 درصد پیروز میدان بودند. در لالیگا 47% نرخ برد خانگی و لیگ برتر آمریکا با 49% بالاترین نرخ پیروزی را داشت. عواملی از قبیل استراحت بهتر و تماشاچیان بیشتر می تواند بردهای خانگی را زیاد کند. بنابراین همیشه تیم های میزبان را به عنوان برنده انتخاب کنید.

دنبال ارزش شرط بندی باشید

حتما اصطلاح ” ارزشمند بودن شرط ” را شنیده اید. ضرایبی که شما می بینید در واقع ضرایبی هستند که سایت در نظر گرفته است. این ضرایب قطعا از ضرایب اصلی که قرار است اتفاق بیفتد کمتر خواهد بود.

اگر شما درست ارزش گذاری کنید و تصمیم های خود را با دقت بگیرید قطعا شما برنده خواهید شد. یافتن شرط های ارزشمند بیشتر از سایت های شرط بندی به شما سود می رساند. این امر نیازمند دانش، تجربه و مهارت خواهد بود.

ثبت نام در چندین سایت شرط‌بندی

ثبت نام در سایت های مختلف شرط بندی قدرت شما را در مقایسه کردن مقداری که می خواهید شرط بندی کنید زیاد می کند، از این طریق می توانید ارزش خود را بیابید. از طرفی می توانید پیشنهادات بهتر را هم استفاده کنید.

هرگز شرط بندی های خود را به یک آیتم خاص محدود نکنید. پس قرار گرفتن در شرط بندی های متفاوت و بدون در نظر گرفتن برد و باخت سود شما را تضمین می کند. این روش یک تغییر شانس است. شرط بندی روی تیمی که انتخاب کرده اید و در پایان لیگ اول می شود تمرین عالی در مورد شرط بندی شما به حساب می آید.

روش شوربت در شرط بندی

با این استراتژی شما به صورت همزمان بر روی تمام نتایج بازی بگونه ای عمل می کنید که یا سود می کنید و یا ضرر کمتر خواهید کرد. با این روش از تفاوت عجیب و غریب امتیاز در سایت های مختلف شرط بندی استفاده می کنید.

روش رولینگ در شرط بندی

این روش در زمان های کوتاه عالی می کند، ولی در زمان های طولانی سودی به شما نمی رساند. در این شیوه با افزایش مبلغ در هر شرط بندی و با پیشرفت شما، سودتان نیز افزایش خواهد یافت. شرط بندی روی فوتبال و یا پیش بینی آن بیشترین حجم گردش مالی را به خود اختصاص داده است. بنابراین باید شناخت و اطلاعات عمومی خود را باید افزایش داد.

شناخت آپشن ها و موارد شرط بندی

وقتی وارد سایت های شرط بندی می شوید، با آپشن های و ضرایب مختلف آن روبرو خواهید شد. در بسیاری از سایت های بزرگ شرط بندی این آپشن ها به دو هزار آپشن هم می رسد.

قطعا شما همه این آپشن ها را نمی شناسید و ممکن است شما نتوانید ضرایب طلایی را انتخاب کنید. کاربران تازه کار همیشه به سراغ ضرایب بالا و دو رقمی می روند، ولی هر چند این ضرایب دو رقمی هستند ولی برخی از آن ها برای گمراهی شما می باشد. پس مراقت باشید که شرط بندی ها و ضرایب درست را انتخاب کنید.

احتیاط در پیش بینی

مواظب باشد که سرمایه خود را به خطر نیندازید. قطعا با انتخاب ضرایب بالا و دو رقمی یک باره شما میلیاردر نخواهید شد و شما طی یک برنامه ریزی دراز مدت به هدف بالای خود خواهید رسید.

با انتخاب یک آپشن خاص شرط خود را محدود نکنید. مثلا شما بهترین بازیکن را برای گلزنی انتخاب کرده اید ولی ممکن است آن بازیکن نتواند گل بزند، اما در صورتی که همه بازیکنان تیم را برای گل زدن انتخاب کنید، هر چند ضریب کمتری دارد ولی احتمال برد شما بیشتر خواهد شد.

در اکثر مواقع آپشن های دقیق برای گمراهی کاربران است. اگر شما نتیجه بازی را یک بر صفر در نظر بگیرید و این طور نشود قطعا بازنده خواهید شد. چنانچه به برد تیمی شرط بندی کنید احتمال برنده شدن شما بیشتر خواهد شد.

استفاده از تجربه دیگران و داشتن صبر

زمانیکه اطلاعات کافی در مورد فوتبال و تیم های آن پیدا کردید، می توانید در کنار داشتن صبر و حوصله پیشرفت بیشتری داشته باشید و از عملکرد خوبی هم برخوردار گردید.

تذکر

در طول مسابقات فوتبال اتفاقاتی عجیب بسیاری افتاده است. گاهی بر روی تیمی شرط بندی می کنیم که احتمال برنده شدن آن زیاد است، ولی در پایان مشخص می شود که به دلایل مختلف بازنده از میدان بیرون می آید.

پس باید مواظب باشیم، شرط بندی و پیش بینی فوتبال ریسک زیادی دارد. بنابراین نباید مبالغ بالایی را برای این کار بگذارید. همیشه قبل از شرکت در شرط بندی دارایی خود را بررسی کنید تا همه اموال خود را در این راه نبازید.

شما در صورتی می توانید موفق شوید که اطلاعات و استراتژی های پیش بینی را در خود قوی کنید. بسیاری فکر می کنند به راحتی می توانند به پیش بینی فوتبال بپردازند و صاحب پول های زیاد شوند، در حالیکه باید فرمول ریاضی شرط بندی فوتبال را یاد بگیرید تا درصد موفقیت خود را افزایش دهید.

بیت کوین کش

بیت‌کوین‌کش با نماد انحصاری BCH یک ارز دیجیتال معتبر و پرطرفدار در بازار ارز دیجیتال است که از شاخه اصلی بلاک‌چین بیت‌کوین جدا شده است. بیت‌کوین‌کش باهدف بهبود عملکرد و بر اثر اختلاف‌هایی که در راستای بهینه‌سازی بیت‌کوین وجود داشت شکل گرفت. در این مطلب قصد داریم تا با دلایل شکل‌گیری این ارز دیجیتال، تاریخچه و بهترین والت‌های بیت‌کوین‌کش آشنا شویم.

دلیل شکل‌گیری و تاریخچه BCH

پس از ایجاد یک لایه امنیتی جدید در بیت‌کوین که باعث افزایش امنیت این بلاک‌چین شده بود، سرعت انجام تراکنش‌ها و تایید بلاک‌ها به‌شدت افت کرده و به حدود ۱۰ دقیقه رسیده بود. در سال ۲۰۱۷ تیم نگهداری بیت‌کوین (Bitcoin Core) باهدف بهبود عملکرد بلاک‌چین بیت‌کوین دست به یک هاردفورک زده و بیت‌کوین‌کش را از شبکه اصلی بیت‌کوین جدا کرد.

در ابتدای این هاردفورک هر فردی که صاحب بیت‌کوین بود به همان میزان نیز بیت‌کوین‌کش دریافت کرد. بیت‌کوین‌کش قصد دارد تا با ایجاد یک سیستم پرداخت همتا به همتا سرعت انجام تراکنش‌ها را افزایش داده و درعین‌حال کارمزد آنها را نیز کاهش دهد. از مزایای مهم دیگر این ارز دیجیتال باید به امنیت بالا، قدرت پردازش تعداد زیادی تراکنش در ثانیه، شفافیت، تغییرناپذیری و پرداخت آسان اشاره کرد.

فرق اصلی بیت‌کوین‌کش با بیت‌کوین در اندازه هر بلاک و در نهایت سرعت تایید آنها است. علاوه بر این فرق اصلی، کارمزد در بیت‌کوین‌کش پایین‌تر بوده و مقیاس‌پذیری بالاتری نسبت به بیت‌کوین دارد. البته باید بدانید که هاردفورک سال ۲۰۱۷ پایان اختلافات بیت‌کوین‌کش نبود و باتوجه‌به اختلاف‌نظرهایی که در مدیریت این ارز دیجیتال وجود داشت، در نوامبر ۲۰۱۸ نیز BCH مجددا به دو شاخه ABC و SV تقسیم شد.

کاربرد اصلی بیت‌کوین‌کش در پرداخت‌های مالی، ارسال و دریافت مستقیم و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت است. بیت‌کوین‌کش نیز مثل دیگر رمزارزهایی با اهداف اقتصادی، تلاش می‌کند تا سهم بازار بزرگ‌تری را نسبت به گذشته داشته باشد.

بهترین کیف پول بیت‌کوین‌کش

کیف پول‌های متعددی از BCH پشتیبانی می‌کنند. تقریبا تمام والت‌هایی که قابلیت پشتیبانی از بیت‌کوین را داشته باشند، امکان ذخیره بیت‌کوین‌کش را نیز در خود فراهم کرده‌اند. بااین‌حال در انتخاب کیف پول باید امنیت آن را در درجه اول قرار داده و کاربری آسان و سهولت دسترسی به آن را نیز مدنظر قرار دارد. در ادامه به معرفی بهترین والت‌های بیت‌کوین‌کش خواهیم پرداخت.

3 نکته طلایی درباره میانگین گیری

میانگین گیری

سلام قصد داریم در این قسمت از آموزشیشو نکته های طلایی در مورد میانگین گیری موفق در بورس رو به شما یاد بدیم پس با ما همراه باشید.اصولا همه‌ی ما دوست داریم سهامی را خریداری کنیم که در کف کانال قیمت قرار داشته باشد و پس از خرید ما،بلافاصه شروع به رشد کند.اما چنین چیزی همیشه امکان ندارد چون تغییرات بازار بصورت نوسانی است و روندها هم در همین شرایط شکل می‌گیرند.

در عین حال تشخیص دقیق روندبازار نیز غیرممکن است. که امسال بطور دقیق تمام کسانی که وارد بورس شده اند حس کردن هرگز نمی‌توان روند آتی بازار را به طور 100% تشخیص داد، اما می‌توان با انواع تحلیل احتمالات را سنجید و براساس آنها تصمیم به خرید یافروش کرد.

معامله‌گری با سرمایه‌گذاری تفاوت دارد. معامله‌گری به معنای کسب سود از نوسانات در کوتاه‌مدت است، درحالیکه سرمایه‌گذاری یک استراتژی بلندمدت است.

سخت‌ترین کار برای معامله‌گران، تشخیص روند آتی بازار به شکل صحیح است.

بازار سهام در کنار سودآوری خوبی که دارد، گاهی اوقات با زیان نیز همراه هست. از آنجا که سود و زیان در هر بازاری دو روی یک سکه‌ هستند بنابراین باید با تدابیری در روزهای قرمزبازار،میزان زیان‌ آوری را به حداقل ممکن رساند.

افت چند روز اخیر بازار سهام موجب شده تا بسیاری از معامله‌گران تازه‌وارد نسبت به از دست دادن سرمایه خود نگران شده و به دنبال کاهش زیان خود باشند. موضوعی که معامله گران توجهی به آن ندارند این است که اصولا بازار سهام یک بازار برای سرمایه‌گذاری میان مدت یا بلندمدت است و اگر چه در بسیاری از مواقع در کوتاه‌مدت هم سود خوبی به سهامداران داده اما به هر حال باید با استراتژی مناسب و به دید بلندمدت خریدهای خود را انجام دهند.

چه زمانی میانگین کم کنیم؟

این سوالی است که بسیاری از افراد آن را می‌پرسند. اگر منظور زمان خرید های پله ای است، این موضوع با تحلیل تکنیکال و مشخص کردن حد ضرر مشخص میشود. اگر منظور از این سوال این است که در چه مواردی می توانیم از میانگین گیری استفاده کرد باید گفت زمانی که یک سهم بنیادی و باارزش خریده اید و تحلیل بنیادی می‌گوید که بازار در مورد این سهم در حال حاضر دارد اشتباه می‌کند میتوانید میانگین گیری کنید.

در بسیاری از مواقع بازار در یک بازه زمانی کوتاه مدت، در مورد قیمت یک سهم دچار اشتباه می‌شود و قیمت بیش از حد افت میکند. این مواقع بهترین فرصت برای کم کردن میانگین و شکار سهم است. اگر سهمی بنیادی را انتخاب کردید، میتوان با خیالی آسوده میانگین گیری کنید زیرا می دانید که این سهم در آینده نزدیک رشد خوبی را خواهد کرد و به قیمت اصلی خودش خواهد رسید.

در بسیاری از موارد ممکن است افت یک سهم بی ارزش حد و مرزی نداشته باشد. به اصطلاح “بعضی از سهام‌ها کف ندارند” و شما پس از اینکه آخرین پول خود را نیز در کم کردن میانگین خرج کردید،بازهم شاهدافت قیمت خواهیدبود و میانگین گیری نه تنها کمکی به شما نمی‌کند بلکه میتواند باعث زیان بیشتر شما بشود.

چگونه در بورس کمتر ضرر کنیم؟

استراتژی معاملاتی

برای اینکه بتوان در بورس موفق بود و ریسک سرمایه‌گذاری را کاهش داد باید استراتژی معاملاتی داشت و تحت هیجان و تنها با تکیه بر نظرات دیگران خرید و فروش انجام نداد.استراتژی‌های هر فردی به میزان ریسک‎‌پذیری او بستگی دارد. متنوع کردن سبد سهام و تشکیل پورتفوی، قرار دادن حد ضرر و فروش در بازدهی موردنظر و تحت تاثیر رفتارهای هیجانی قرار نگرفتن، اختصاص دادن بخشی از سرمایه‌گذاری به صندوق‌های سرمایه‌گذاری و … بخشی از نکاتی است که باید در سرمایه‌گذاری در بورس آنها را رعایت کرد.

انتخاب صنعت برتر

در میان صنایع مختلف، صنعتی را انتخاب کنید که چشم‌انداز روشنی داشته باشه. یعنی اولا در آینده بیشتر به آنها نیاز باشه. دوما محصولات انحصاری داشته باشه سوما قابل واردات نباشه و یا کشورهایی که از نظر صنعت از ماجلوتر هستند بیشتر و ارزان‌تر و بهتر تولید نکنند. در واقع اگر قرار باشد مساله عضویت در WTO مطرح شود ما در آن صنایع مزیت داشته باشیم.( فرضا در مقابل صنعت ساختمان، خودرو، معدن، قند و شکر، سیمان، ریسندگی و بافندگی، کاغذ، چرم، فلزات اساسی، معدنی غیرفلزی، رایانه،دارویی، مواد غذایی، شیمیایی، نفتی، تجهیزات، شوینده و غیره می‌یابد،بعضی‌ها رادیگران بهتر و ارزان‌تر از ما تولید می‌کنند وفقط در بعضی ها ما مزیت داریم).

از میان صنایع برتر سهام خودتون رو انتخاب ‌کنید

۴ تا ۵ صنعت برتر را انتخاب کنید و درهرکدام باخریدیک سهم ۲۰ تا ۲۵ درصد سرمایه مان را سرمایه‌گذاری کنیدتا ریسک سرمایه‌گذاری را پایین بیاورید.(برای مثال درمعدن یک سهم، درساختمان یک سهم، در رایانه یک سهم، در پتروشیمی یک سهم و در دارویی یک سهم انتخاب می‌کنیم که اگر به هر دلیلی آن سهم دچار زیان شد یا نماد آن سهم در بورس بسته شد یا دچارصف فروش گشت و به نقدینگی نیازمندشدیم دچار مشکل نشدیم.

اما چرا خرید چهار تا پنج سهم؟

برای اینکه اگر سرمایه را زیادخرد و پراکنده کنیم، مدیریت کمتری میشه کرد وجمع کردن سرمایه مشکله.

انتخاب شرکت برتر در میان یک صنعت:

پس از گزینش چهار یا پنج ردیف صنعت برتر، در داخل صنعت به سراغ شرکتی می‌رویم که میانگین بازدهی آن از بقیه بیشتر است و موارد بعدی ذیل را در نظر می‌گیریم.

میزان نقد شوندگی سهم:

سهمی را انتخاب می‌کنیم که میزان معاملات آن در روز زیاد است، حجم معاملات شرکت، تعداد سهام معامله شده، دفعات معامله، تعداد خریدار، تعداد فروشنده، سوابق باز بودن نماد سهم و…

اگر سهمی انتخاب کنیم که نقد شوندگی آن خوب نباشد موقع فروش سهم دچار مشکل میشیم. بعضا هم ممکن است شش ماه نماد آن بسته باشد. نقد شوندگی سهم مثل رتبه کنکور است در بورس ما معمولا رتبه یک تا ۵۰ خوب و ۵۰ تا ۱۰۰ قابل قبول است و بالاتر از ۱۰۰ ضعیف. لازم به یاد آوری است که رتبه نقدشوندگی سهام ثابت نیست و در یک دوره سه تا شش ماهه ممکن است تغییر کند، بنابراین نیاز است مرتب اطلاعات مان را به روز نگه داریم.

برای اینکه بدانید کدام یک از صنایع و بخش‌های بازار بورس نقدشوندگی بالاتری دارند بایدبه ظرفیت رشد و سودآوری شرکت یا صنعت توجه کنید.

میزان سهام شناور آزاد سهم:

میزان سهامی است که دست سهامداران خرد یا اصطلاحا دست مردم است. سهمی را انتخاب کنیدکه میزان سهام شناور آزاد آن بالای ده پانزده درصد باشد البته سهامی هم که میزان شناور آزاد آن خیلی زیاد باشد خوب نیست و بهتر است که سهم دو سه سهامدار عمده داشته باشد. سهم بدون سهامدار عمده مثل تحصیلکرده بدون حمایت در جامعه ما است. بدون حمایت می‌ماند و در گرفتن قرارداد‌ها هم خیلی موفق نیست.

P/E سهم:

یعنی نسبت سود پیش‌بینی شده سالانه به قیمت روز سهم. مثلا اگر قیمت سهمی امروز ۱۰۰ تومان است و سود پیش‌بینی شده سالانه سهم ۲۵ تومان است، ۱۰۰ تقسیم بر ۲۵ می‌شود ۴، می‌گوییم P/E این سهم ۴ است. P/E در هر صنعتی با صنعت دیگر متفاوت است. P/E سهام داخل یک صنعت را با هم مقایسه می‌کنیم اگر همه فاکتورهای چند سهم درون یک صنعت با هم برابر بود سهمی را انتخاب می‌کنیم که P/E پایین‌تری دارد. ( P/E به ما می‌گوید که جو بازار از یک سهم به‌خصوص چه انتظاری دارد .) میزان بالای این نسبت می‌تواند نشان دهنده این واقعیت باشد که سهامداران به آینده سهم خوش بینند و باور دارند که پیشرفت قابل ملاحظه ای خواهد داشت ضمن اینکه ریسک سهم نیز زیاد است. P/E شکل‌های دیگر از مارتینگل پایین نشان دهنده این است که این سهم رشد خود را کرده است یا سهامداران به آینده سهم خیلی اعتقاد ندارند، ضمن اینکه ریسک این سهم زیاد نیست.

میزان پرداخت سود نقدی سهم:

هر شرکتی که پیشنهاد پرداخت سود نقدی بالاتری داشته باشد بهتر است. سعی کنید سهامی را انتخاب کنید که پیشنهاد پرداخت سود نقدی بالاتر از ۸۰درصد دارند. البته ممکن است سهمی برای ترغیب سهامداران پیشنهاد ۱۰۰درصد تقسیم سود نقدی را مطرح کند، ولی در مجمع به وعده‌های خود عمل نکنند باید به عملکرد گذشته سهم نیز در انجام وعده‌های خود توجه کنید.

سرمایه شرکت:

با توجه به شکل و موقعیت خاص بورس در کشور ما و دامنه نوسان و حجم مبنا سهام‌هایی که سرمایه کمتری دارند برای انتخاب مناسب‌ترند ضمن اینکه ریسک آنها بیشتر است.

برنامه طرح و توسعه شرکت:

آیا شرکت طرحی برای توسعه دارد یا خیر؟ مسلما انتخاب شرکتی که برنامه توسعه و افزایش تولید و تنوع در فعالیت دارد به جای شرکتی که پروژه جدید و طرحی برای آینده ندارد بهتر است. مخصوصا سرمایه‌گذاری که تصمیم به استمرار و ادامه سرمایه‌گذاری دارد حتما باید به این نکته توجه کند.

ریسک سهم:

ریسک به معنای دلهره و ترس سهامدار از زیان در سهم است. معمولا بعضی از شرکت‌ها به‌دلیل عملکرد مدیریتی خوب سوابق درخشانی برای خود به‌وجود آورده‌اند، این شرکت‌ها در قیمت سهم، در شکل‌های دیگر از مارتینگل EPS یا پیش‌بینی سود سهم، در طرح‌های توسعه و افزایش سرمایه سهم و در تعدیل مثبت و یا منفی سهم صادقانه عمل کرده و عملکرد آنها به هدف دستکاری در قیمت سهم نیست و تمام تلاش خود را بکار می‌گیرند تا سهامداران دچار ضرر و زیان نگردند و اگر سوابق ده سال قبل آنها را مرور کنید رشد تدریجی بدون نوسان‌های شدید مثبت و منفی را می‌بینید و برعکس، بعضی شرکت‌ها که تعداد آنها در بورس ما کم هم نیست دستکاری در قیمت، اعلام EPS‌های غیر واقعی، تعدیل مثبت یا منفی‌های غیر واقعی به منظور متضرر ساختن سهامداران خرد و جمع کردن سهم و یا برعکس فروش سهم و فرار از سهم است. بنابر این در میان سهام‌های یک صنعت سهمی را انتخاب می‌کنیم که ریسک آن کم باشد.

جوان بودن شرکت:

صنایع و شرکت‌ها نیز همانند انسان مراحلی را طی می‌کنند این مراحل شامل تولد، رشد، بلوغ و کهنسالی است در میان یک صنعت نیز پتروشیمی را مثال بزنیم: سهم A با سرمایه کم و تاسیسات آن تازه نصب و راه اندازی شده فاز یک آن شروع بکار کرده و سود آن نیز زیاد نیست (P/E =۱۰). ، سهم B فاز دو و سه آن نیز تکمیل شده سرمایه آن چند برابر اولی است، ولی هنوز فاز چهار و پنج طرح و توسعه را دارد (P/E = ۹). سهم C طرح‌های آن تکمیل شده، ولی از عمر تاسیسات آن بیش از ۱۵ سال نگذشته و نیروی انسانی آن نیز در وضعیت میانسالی هستند (P/E = ۸). سهم D در مرحله کهنسالی است کارخانه کار می‌کند، جایی برای طرح و توسعه ندارد، سرمایه آن بسیار زیاد و تاسیسات آن نیز فرسوده شده است و نیروی انسانی آن نیز اکثریت در مرز بازنشستگی است (P/E = ۷). طبیعی است که اولویت در انتخاب و خرید سهم بترتیب A، B و در نهایت C و D است.

میزان رشد سود پیش‌بینی شده سهم:

شرکت‌هایی که EPS واقع بینانه اعلام می‌کنند و در طول سال به‌دلیل عملکرد مطلوب مرتب سود پیش‌بینی شده خود را تعدیل مثبت می‌دهند و بالا می‌برند برای سرمایه‌گذاری مناسب‌ترند. این موضوع را باید از سوابق شرکت‌ها متوجه شد.

گزارش‌های دوره‌ای سهم:

شرکت‌ها موظف به ارائه گزارش به‌موقع عملکرد خود در دوره‌های سه ماهه، شش ماهه، نه ماهه، و سالانه هستند. سهمی را انتخاب می‌کنیم که در گزارش خود پیش‌بینی سود خود را پر کرده باشد. برای مثال در گزارش دوره سه ماهه ۲۵درصد، شش ماهه ۵۰درصد، و در گزارش ۹ ماهه ۷۵درصد سود پیش‌بینی شده خود را پوشش داده باشد.

کف قیمتی:

هر سهمی را که مورد توجه قرار دهید یک سقف قیمتی دارد (حداکثر قیمت سهم) و یک کف قیمتی (حداقل قیمت سهم) به یک سهم حتما زمانی وارد می‌شویم که در وضعیت کف قیمتی است و این کف و سقف متناسب با زمان و وضعیت سهم و گزارش آن متغیر است و با تجربه به‌دست می‌آید.

اخبار سیاسی و اقتصادی:

همواره به اخبار سیاسی اقتصادی داخلی و خارجی توجه داشته باشید. ممکن است گوش دادن به اخبار یا مطالعه روزنامه‌های اقتصادی وقت شما را بگیرد، اما کمک بزرگی به شما خواهد کرد تا بتوانید در برخی موارد روند بازار را پیش‌بینی کنید شکل‌های دیگر از مارتینگل و همین‌طور صنایع خاصی را مورد توجه قرار دهید.

مشورت گرفتن از افراد آگاه، با تجربه و قابل اطمینان:

چون بازار به آن اندازه ساده نیست که متاثر از یک یا چند عامل ساده باشد بلکه عوامل مختلف و متعدد و بعضا پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی وجود دارند که علاوه بر آن که خودشان به تنهایی یک فاکتور تاثیر‌گذارند، تعامل آنها با یکدیگر نیز نتایج متفاوتی را باعث می‌شود، سعی کنید فقط از افراد آگاه، با تجربه و قابل اطمینان مشورت بگیرید و از افراد کم تجربه، بی‌اطلاع، یا سودجو مشورت نکنید چرا که آنان استراتژی و اهداف و منافع خود را دنبال می‌نمایند و شما را به آن سو می‌کشانند. مشورت دادن آنان نیز ولو به غلط و در جهت زیان شما تاثیر‌گذار خواهد بود. سعی کنید در نهایت خودتان تصمیم بگیرید و کسی را مقصر زیان خود قلمداد نکنید.

تشخیص زمان ورود و خروج

یکی از موضوعاتی که باید در معاملات بورس در نظر داشت، زمان صحیح ورود به یک سهم است، پیش از خرید هر سهم باید با مطالعه روندها یا عملکرد مالی و بنیادی سهم انتظار خود را از یک سهم مشخص کرد و با توجه به آن زمان صحیح ورود را تعیین کرد.

معمولا خرید سهم آسان‌تر از فروش آن است چرا که بعد از خرید اگر روند صعودی باشد، معامله‌گر نسبت به آینده سهم طمع کرده و به دنبال سودآوری می‌ماند و همین موضوع موجب می‌شود که نه تنها سود مدنظر خود را نبرد بلکه حتی در نهایت به زیاندهی نیز برسد.

در روندهای نزولی نیز سهامدار به دنبال بازگشت سهم و سودآوری است کما اینکه سهم روز به روز از ارزشش کمتر می‌شود و به ضرر سهامدار افزوده می‌گردد.اما داشتن استراتژی خرید و فروش و داشتن سود و حدضرر موجب خواهد شد که بدون توجه به روند بازار معامله‌گر پس از گرفتن سودمدنظر از سهم خارج شود. باید این نکته را پذیرفت که قرار نیست تمام سودهای بازار برای ما باشد و البته نسبت به هیچ سهمی تعصب نداشت.

عدم ترس یا تعلل در فروش سهام

گاهی پیش می‌آید تحلیلی که برای یک سهم خودتان انجام داده‌اید یا از افراد تحلیلگر دریافت کرده‌اید، به هدف تعیین شده نمی‌رسد. به بیان دیگر روند رشد مورد انتظار را طی نمی‌کند یا حتی رفتار متفاوت یا مغایری نسبت به آنچه انتظارش را دارید در پیش می‌گیرد. در این گونه موارد برای نگهداری سهام مورد نظر، سرسختی و مقاومت به خرج ندهید. چنانچه روند نزولی سهام آغاز شد و به نظر رسید این روند ادامه‌دار است، تحلیل خود را بازنگری کنید و اهداف و حد سود و ضرر جدیدی برای آن تعیین نمایید. همچنین درصورت لزوم به موقع از سهم خارج شوید.

سرنخ های روند

در این آموزش ما می خواهیم وارد روند ها بشیم و در مورد آنها صحبت کنیم یعنی سرنخ ها را بشناسیم، اینکه چطور شروع میشوند یا اینکه چطور پایان پیدا می کنند و همینطور چطور تغییر پیدا می کنند.

اول روند را تعریف میکنم که یعنی چی و چرا برای ما مهم است. روندها برای ما مهم هستند چون معامله گران بزرگ روندها را ایجاد می کنند. هیچگاه روند توسط معامله گران خورد ایجاد نمیشه و یا توسط معامله گرایی که با پول کم وارد بازار معاملاتی میشن ایجاد نمیشه بلکه توسط معامله گران بزرگ و یا تجمیعی از انبوه معامله گرها متنوع. مثلا مجموعه ای از معامله گرهای متوسط و خورد باشه ولی انبوهی از آنها نه دسته ای یا گروهی بلکه جامعه ای بزرگ از معامله گرها.

پس وقتی ما با یک جامعه ای بزرگ که حالا چه از نظر حجم معاملات و میزان سرمایه و یا تعدادشان بوده که منجر به این شده که حجم معاملات و تاثیر گزاری شان زیاد بشه همراه بشیم در این حالت ما در یک حرکت پایدار و یک بازار پویا قرار گرفتیم و داریم معامله انجام میدهیم نسبت به زمانی که معامله گران بزرگ در بازار نباشند یا انبوهی از معامله گران متنوع در بازار نباشند و دسته ای خاص باشند یعنی معامله گرهای خورد باشند خب در چنین بازاری، بازار متلاطم است بازار آشفته است دائماً داره حرکات هیجانی نشان میده چنانچه معامله ای انجام بدیم چه خرید و چه فروش، ضرر خواهیم کرد و بعد از ضرر کردن و از دست دادن سرمایه می خواهیم انتقام بگیریم و یا اشتباه بزرگتری انجام بدیم و از مارتینگل استفاده کنیم. پس ما باید حواسمون باشه با بزرگ های بازار وارد معامله بشیم با پول های بزرگ بازار همراه باشیم.

منطق سود کردن در بازار

اینکه با بزرگ های بازار وارد معامله بشیم به معنای سقف های بالاتر و کف های بالاتر نیست. این به معنای اینکه یک خط روندی شکل بگیره یا کانالی به صورت صعودی شکل بگیره به دلیل اینکه قیمت 3 الی 4 بار بهش برخورد کرده نیست یا یک اندیکاتوری توسط قیمتی به سمت بالا شکسته بشه یا تغییر فاز بده نیست.

اینها را که همه متوجه میشن. در آموزشهای قبلی اشاره کردم اصل سود کردن در بازار های مالی زودتر فهمیدن سرنخ های بازار است یعنی دانشی که ما زودتر از دیگران متوجه شکل گیری روندهای بازار میکنه. یعنی میزان بزرگی حجم پول من و شما به عنوان یک تریدر آن چنان تاثیری در سرنوشت معاملات به طور بلند مدت ندارد یا دانشی که دارد هم همین طور شما سخت ترین و پیچیده ترین روش تحلیل گری را بلد باشید اما اطلاعات خوب را در زمانی که هنوز بقیه در جریانش نیستند را به شما نده هیچ فایده ای ندارد.

ما باید زودتر از دیگران تغیرات را متوجه بشیم تا بتوانیم سود بکنیم وگرنه اندیکاتور – خط روند –کانال را هرکسی که حداقل دانش معاملاتی و هوش و استعداد را داشته باشه که متوجه میشه.
پس ما نمیخواهیم با کسانی در بازار هم مسیر باشیم که آنها عوام مردم اند. یعنی آن 90 درصد ها که در دام افتادند و در ضرر هستند بلکه ما میخواهیم آن 10 درصدی باشیم که زودتر از دیگران اقدام میکنند.
در ادامه می پردازیم که روند ها چطور شروع میشوند و چطور پایان یا تغییر می کنند.

شروع روندها

در بازار های معاملاتی شروع روندها یک دفعه ای اتفاق نمی افتد بلکه یک سرآغازی دارد یعنی نیاز نیست تا سقف ها و کف های بالاتری شکل بگیرد، نیاز نیست چند برخورد با کف کانال یا سقف یک کانال و یا خط روند شکل بگیره تا به ما بگه الان تغییری در روند ایجاد شده.

خب این سرنخ ها خیلی دیر هستند ما باید زمانی وارد بازار بشیم که آن قیمت عددی باشه که دیگر معامله گران حاضر در بازار، مایل باشند و سماجت داشته باشند که در قیمت های بدتر از ما خرید انجام بدهند در قیمت های بدتر از ما معامله کردن دیگران است، که منجر به بالا رفتن قیمت میشود پس هر چقدر ما زودتر تغیرات حرکات قیمت را بفهمیم در واقع داریم در اعداد بهتری وارد بازار میشیم.

در نتیجه تفاوتی که در قیمت ایجاد میشه در گرانتر شدن ها برای معاملات خرید خیلی بیشتره و ما سود بهتری را میبریم. پس این برای ما مشخص شد که راهمان در شناسایی روندها از کسانی که مشاهداتی را براساس سقف و کف ها دارند، اندیکاتور ها دارند یا دیگر الگوها جداست.

تغییر و پایان روندها

دلیل اینکه پایان یا تغییر را داریم این است که الزاماً پایان یک روند به معنای تغییر آن روند نیست هر چند که تغییر روند منجر به پایان روند قبلی هست ولی هیچگاه پایان یک روند به معنای تغییر روند نیست. من هر کدام از اینها را به طور کامل و شفاف در آموزش های بعدی براتون توضیح میدم. الان فقط به همین اکتفا میکنم چرا که خود این مبحث یک مقاله آموزشی جدا نیاز دارد.

نکته مهم : این بهتون بگم یکی از راه های شناسایی معامله گران حرفه ای و کاربلد با معامله گران ناشی و نابلد در این هست که هر چقدر معامله گر حرفه ای تر باشد. تعداد تاییدیه هاش کمتر است ولی سرنخ های قدرتمند تری را دارد. قبل از اینکه وارد بحث روند ها بشیم نیاز است به چند نکته اشاره کنم و توضیحاتی را به شما بدم. که خیلی راحت تر و دقیق به موضوع بپردازیم.

به حرکات قیمت در بازار چه میگویند

1
2

به تمامی حرکاتی که در بازار میبینیم لِگ ( leg ) گفته میشه. تمامی اینهایی که در تصویر شماره 2 میبینید یک لِگ هستند یعنی همه ی آنها لِگ هایی هستند که در تصویر وجود دارد. هر کدام از حرکات قیمت چه به سمت بالا و یا پایین هر کدام یک لِگ هستند.اما فرق هایی دارند.

3

مثلا لگ هایی که بزرگتر و پرقدرت هستند و با کندل های بیشتری پیش رفتند به آنها اِکستنشن ( extension ) می گوییم. تمامی اینهایی که در تصویر شماره 3 میبینید هر کدام یک اِکستنشن هستند مهم نیست در چه جهتی هستند صعود یا نزول به هر کدام از این حرکت های بزرگ و پرقدرت ما میگیم اکستنشن.

4

برخلاف اکستنشن ها لگ هایی را داریم که کوچکتر و با تعداد کندل های کمتر اتفاق می افتند که به آنها می گوییم کارکشن ( correction ) تمامی اینهایی که در تصویر شماره 4 میبینید هر کدام یک کارکشن هستند مهم نیست در چه جهتی شکل‌های دیگر از مارتینگل هستند صعود یا نزول به هر کدام از این حرکت های کوچک و ضعیف ما میگیم کارکشن.

که خوب البته اکستنشن و کارکشن هر کدام انواعی دارند که در ادامه بهش می پردازیم ولی الان خیلی مهم است که شما بدونید که اکستنشن و کارکشن چی هستند صرف نظر از اینکه جهت آنها رو به بالا باشه یا پایین بهشون چه گفته میشود.

خوب ما در این مطلب یاد گرفتیم که روند های بزرگ و پویا بازار توسط معامله گرهای بزرگ شکل میگرد و برای سود کردن باید همراه با معامله گر های بزرگ باشیم پس باید سرنخ های ورود را زودتر بفهمیم یکی از نکات سرنخ ورود تشخیص حرکات قیمت بود که حرکت های قوی قیمت و حرکت های کوچک قیمت چگونه تشخیص بدیم و در مطلب بعدی با روند های بازار بیشتر آشنا میشیم و در قدم اول با چگونگی شروع و ادامه روند صعودی شروع میکنیم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.