استراتژی روحیۀ بازار


به فکر جلسات طوفان فکری باشید. اجازه دهید اعضای تیمتان و سایر تیم‌ها آزادنه نظرات خود را دربارۀ‌ پروژه‌ها و کمپین‌های جدید بیان کنند. در چنین جلساتی نباید هیچ مانعی برای بیان ایده‌ها وجود داشته باشد.

نقش ارتباطات در بازاریابی و اهمیت آن 14 آبان 1400

نقش و اهمیت ارتباطات در بازاریابی

امروزه نمی‌توان نقش ارتباطات را در اصول بازاریابی نادیده گرفت. شما باید بتوانید مهارت‌های ارتباطی خود را برای متقاعد کردن مخاطبان هدف برای خرید کالا یا استفاده از خدمات به کار ببرید تا میان کسب‌وکارتان و آن‌ها رابطه‌ای برقرار کنید.

به عنوان یک صاحب کسب‌وکار، دانستن نحوۀ برقراری ارتباط با کارکنان و مشتریان یک ضرورت است. ارتباطات به سادگی مستلزم ارسال پیام به گیرنده و منتظر ماندن برای دریافت پاسخ در صورت لزوم است.

هدف از ارتباط در اصول بازاریابی، رساندن مؤثر پیام برندتان است. پیام برند باید یک احساس، نیاز یا ایده به همراه داشته باشد و منتقل کند. باید یک کانال مناسب برای برقراری اتصال میان فرستنده و گیرنده وجود داشته باشد.

ارتباطات مؤثر برای رشد هر سازمانی حیاتی است. ارتباطات نقش بسیار مهمی در جنبه‌های مختلف کسب‌وکارتان از جمله بازاریابی ایفا می‌کند. کارکنان شما باید مهارت‌های ارتباطی قابل توجهی داشته باشند. مهارت‌های ارتباطاتی به شما اجازه می‌دهد تا در هنگام بازاریابی با مشتریان بالقوۀ خود یک رابطۀ خوب برقرار کنید.

مزیت‌های فراوان ارتباطات باعث شده است که جایگاه ویژه‌ای میان کسب‌وکارها به دست بیاورد. در این یادداشت با یکدیگر به بررسی اهمیت و نقش ارتباطات در بازاریابی از جنبه‌های مختلف می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

ایجاد و حفظ رابطه

برای اینکه استراتژی بازاریابی شما به نتیجۀ مطلوبی برسد، باید از مهارت‌های ارتباطی قدرتمند و خوبی برخوردار باشید. شما به این مهارت‌ها برای ایجاد پیوند و رابطه‌ای عاطفی و منحصر به‌ فرد با مشتریان نیاز دارید.

نقش ارتباطات در بازاریابی هنگام متقاعد کردن مخاطب هدف برای خرید محصول یا استفاده از یک خدمت، بیش از پیش خودنمایی می‌کند. بدون مهارت‌های ارتباطی چگونه می‌توانید مخاطب خود را قانع کنید؟

برقراری رابطه با مخاطبان هدف به این معنی است که کسب‌وکار شما دارای مشتریان جدید وفادار و قابل اعتماد است. با این حال همه چیز تنها در شکل‌گیری این رابطه خلاصه نمی‌شود.

شما باید بتوانید این رابطه را در درازمدت حفظ کنید. از این‌رو باید به طور مرتب به رابطۀ خود سرکشی کنید و مخاطب خود را پرورش دهید. به عنوان مثال می‌توانید هفتگی یا ماهانه خبرنامۀ خود را برای آن‌ها ارسال کنید. تخفیف‌ها و پیشنهادهای ویژه از دیگر راه‌های زنده نگه داشتن این رابطه به شمار می‌آیند.

ترویج و تبلیغ محصولات و خدمات از مهم‌ترین بخش‌های هر استراتژی بازاریابی است. به جرأت می‌توان گفت گوش دادن به مشتریان نیز به همان اندازه اهمیت دارد.

پاسخ سریع به ایمیل‌ها، پیام‌ها و نظرات مخاطبان هدف، باعث تغییر نگاه و احساس و در نهایت تجربۀ آن‌ها می‌شود.

ارتباط مداوم با مشتریان، قبل از هر چیزی به شما کمک می‌کند تا نیازهای آن‌ها را بهتر بشناسید.علاوه بر این به شما این امکان را می‌دهد تا مشکلات را پیش‌بینی کنید. به این ترتیب می‌توانید راه‌ حل‌های مناسبی برای سؤالات آن‌ها ارائه دهید و نشان دهید که کسب‌وکار شما همیشه در کنار آن‌ها خواهد بود.

با این تفاسیر آیا می‌توان نقش ارتباطات را در بازاریابی نادیده گرفت؟ بدون برقراری رابطه می‌توان نیازها و مشکلات مشتریان را شناسایی کرد؟ شما باید بتوانید پیش از به وجود آمدن مشکل، آن را حل کنید!

شناسایی نیاز های بازار

آیا برقراری یک رابطۀ مناسب و عاطفی با مخاطب تنها نقش ارتباطات در بازاریابی است؟ خیر. ارتباطات به شما اجازه می‌دهد تا نیازهای بازار را به خوبی شناسایی و درک کنید.

قبل از شروع کمپین بازاریابی شما باید تکلیف موارد متعددی را مشخص کنید. یکی از مهم‌ترین مواردی که باید پیش از شروع مشخص شود، ویژگی‌های مخاطب هدف است.

نقش ارتباطات در بازاریابی و اهمیت آن

هر محصول یا خدمتی مانند دیگری عمل نمی‌کند. هدف شما رساندن مخاطب مناسب به محصول یا خدمت مطلوب اوست.

از این‌رو شما به مهارت‌های خاصی در دنیای بازاریابی نیاز دارید. شما با مهارت‌های ارتباطی خود بازار را تجزیه و تحلیل و مخاطب مناسب را برای کمپینتان شناسایی و درک می‌کنید.

در چنین مواقعی اغلب کسب‌وکارها به تحقیقات گسترده و جامع بازار با تمرکز بر گروه‌های مختلف هدف متوسل می‌شوند.

روش‌های زیادی برای تعیین گروه هدف صحیح و همچنین شناسایی نیازها و خواسته‌های آن‌ها در رابطه با محصولات و خدمات مشخص وجود دارد. انجام مصاحبه‌ها و نظرسنجی‌ها از رایج‌ترین روش‌ها هستند.

مهارت‌های ارتباطی قدرتمند و توانایی تجزیه و تحلیل نتایج به شما در تشخیص سریع خواسته‌ها و نیازهای بازار کمک می‌کنند. از این‌رو شما با استفاده از ارتباطات در بازاریابی قادر خواهید بود که محصولات یا خدمات را به دست گروه هدف مناسب برسانید.

نوآوری و خلاقیت

نوآوری و خلاقیت از ملزومات حیاتی بازاریابی به شمار می‌آیند. توانایی در ارائۀ مفاهیم و طرح‌های نوآورانه می‌توانند منجر به موفقیت یک کمپین شوند.

شاید این سؤال برای شما مطرح شود که ارتباطات در بازاریابی چگونه منجر به نوآوری و خلاقیت می‌شوند؟ بر هیچ‌ کس پوشیده نیست که حتی خلاقیت بهترین بازاریابان هم گاهی اوقات پایان می‌یابد. در برخی از موارد شما چیز جدید و نوآورانه‌ای برای ارائه به مشتریان ندارید. در این شرایط ارتباطات داخلی به کمک شما می‌آیند.

برای ایده‌پردازی از سایر تیم‌ها کمک بگیرید. از آن‌ها بخواهید ایده‌های خودشان را با شما در میان بگذارند. گاهی اوقات یک ایده می‌تواند نتیجۀ نهایی را به شکل شگفت‌آوری تغییر دهد.

به فکر جلسات طوفان فکری باشید. اجازه دهید اعضای تیمتان و سایر تیم‌ها آزادنه نظرات خود را دربارۀ‌ پروژه‌ها و کمپین‌های جدید بیان کنند. در چنین جلساتی نباید هیچ مانعی برای بیان ایده‌ها وجود داشته باشد.

باید هر گونه مانعی را از سر راه بردارید و اجازه دهید که ایده‌ها جریان پیدا کنند. علاوه بر این باید نقاط ضعف احتمالی در ارتباطات تیمی را تشخیص دهید و برای بهبود آن اقدام کنید.

ارتباطات در بازاریابی نه تنها دیدگاه‌ها و ایده‌های جدید را برای شما به ارمغان می‌آورند بلکه باعث تقویت روحیۀ تیمی می‌شوند.

از آن گذشته با کمک گرفتن از سایر اعضای کسب‌وکارتان به آن‌ها یادآوری می‌کنید که نقش مهمی در موفقیت دارند. این امر باعث می‌شود که آن‌ها از شما و اهدافتان بیشتر حمایت کنند.

به خاطر داشته باشید که اغلب مشتریان به برندهایی اعتماد می‌کنند که ایدۀ آن‌ها به خوبی پیاده‌سازی شده باشد. گاهی اوقات بهتر است تنهایی کار نکنید. فراموش نکنید که «دانش سه نفر از دانش یک نفر بیشتر است!»

افزایش شفافیت

به همان اندازه که پیشرفت ارتباطات در بازاریابی به پیشرفت و توسعۀ کسب‌وکارتان کمک می‌کند، می‌تواند در ایجاد شفافیت مفید باشد.

حفظ رابطۀ شفاف در تمام سطوح بسیار حیاتی و ضروری است؛ زیرا منجر به اعتماد و اطمینان مخاطب هدف می‌شود.

ارتباطات منظم با سایر اعضای تیم، آن‌ها را از آخرین رویدادهای درون‌سازمانی و تغییرات و به‌روز‌رسانی‌های رخ‌داده مطلع می‌کند. هنگامی که کارکنان از تغییرات و امور کسب‌وکار مطلع شوند، می‌توانند به خوبی در پشتیبانی و ارائۀ خدمات به مشتریان عمل کنند که در نهایت ارائۀ پشتیبانی باکیفیت و مطلوب منجر به خلق یک تجربۀ فراموش‌نشدنی می‌شود.

ارتباطات در بازاریابی به منظور ایجاد شفافیت به اعضای تیم و ارتباط درون‌سازمانی خلاصه نمی‌شود.

قابل اطمینان بودن برند چیزی است که یک برند را برای مخاطب ارزشمند می‌کند. حفظ صداقت و شفافیت در طول زمان به ایجاد یک رابطۀ ارزشمند و مطمئن کمک می‌کند.

همچنین نشان می‌دهد که شرکت، نیازها و خواسته‌های آن‌ها را تشخیص داده و به آن‌ها توجه می‌کند. علاوه بر این مخاطب تمایل بیشتری به استفادۀ مرتب از محصولات یا خدمات باکیفیت شما دارد.

آیا حفظ صداقت و شفافیت بدون ارتباطات قدرتمند با مشتریان امکان‌پذیر است؟ از این‌رو ارتباطات در بازاریابی به شما کمک می‌کند یک رابطۀ صادقانه با مشتریان خود ایجاد کنید تا آن‌ها را به حامیان و مدافعان برند خود تبدیل کنید.

رویارویی و غلبه بر مشکلات بازاریابی به وسیلۀ ارتباطات

ادارۀ یک کسب‌وکار موفق آسان نیست. موانع زیادی وجود دارد که شما به عنوان صاحب کسب‌وکار باید از آن‌ها عبور کنید.

امروزه دنیای بازاریابی بیش از پیش رقابتی شده است. از آن گذشته شما با مشکلات بسیار زیادی مانند منابع محدود، زمان کم و انتظارات بالا روبه‌رو هستید.

در چنین شرایطی بازاریاب باید بتواند استراتژیک عمل کند تا تلاش و منابع خود را در جهت تحقق اهداف هدایت کند.

نقش ارتباطات در بازاریابی و اهمیت آن

به عنوان مثال ممکن است از شما خواسته شود با بودجه‌ی بسیار محدودی یک استراتژی بازاریابی محتوا تدوین کنید، اما شما می‌دانید برای چنین چیزی به پول بیشتری نیاز دارید.

از این‌رو برای به دست آوردن بودجۀ مورد نیاز باید بتوانید صاحب کسب‌وکار را برای سرمایه‌گذاری اضافی قانع کنید.

از آن گذشته اغلب کسب‌وکارها در برهه‌ای از فعالیت خود، مایل به گسترش و نفوذ در برخی بازارهای خارجی هستند.

زبان‌های ناشناخته و موانع استراتژی روحیۀ بازار فرهنگی از موانعی هستند که یک بازاریاب به طور مستقیم با آن‌ها روبه‌رو می‌شود.

برای امکان توسعۀ سودآور بازاریاب باید به طور فوق‌العاده‌ای خلاق باشد. اینجاست که ارتباطات در بازاریابی اهمیت پیدا می‌کنند.

هر چه مهارت‌های ارتباطی بازاریاب قوی‌تر باشد، عبور از چنین موانعی راحت‌تر خواهد بود. دانستن زبان و درک فرهنگ بازار جدید می‌تواند هدف قرار دادن مخاطبان خاص را آسان‌تر ‌کند.

علاوه بر این، مخاطب در چنین شرایطی ارزش بیشتری برای برند شما و تلاش‌هایتان در برقراری ارتباط قائل خواهد بود.

ارتباطات در بازاریابی به شما کمک می‌کنند تا گروه‌های مورد نظرتان نسبت به برندتان واکنش مثبت نشان دهند. در حقیقت شما با ارتباطات قدرتمند از یک مصرف‌کننده به یک مشتری وفادار تبدیل می‌شوید. در نتیجه فروش افزایش می‌یابد و کسب‌وکارتان به اهدافش نزدیک‌تر می‌شود.

ایجاد صدای برند با ارتباطات در بازاریابی

تا این لحظه اهمیت و نقش ارتباطات در بازاریابی را به خوبی درک کرده‌اید. بد نیست بدانید هنوز کار ما تمام نشده است! شما می‌توانید با کمک روش‌های ارتباطی خاص و منحصر به ‌فرد خود، صدای برندتان را ایجاد کنید.

تمام محتواهای شما مانند اغلب برندهای شناخته‌شده باید دارای ساختار، جملات، کلمه‌ها و لحن منحصر به فرد باشد.

برای اینکه صدای برندتان زنده بماند، باید به طور مداوم و با ثبات به فعالیت‌های خود بپردازید.

تمام ارتباطات داخلی و خارجی به یک اندازه اهمیت دارند. از آن‌ها غافل نشوید. این سازگاری، تجربۀ کاربردی منحصر به فردی برای مشتریان، ذینفعان و سایر اعضای تیم رقم می‌زند.

بدون داشتن مهارت‌های ارتباطی نمی‌توانید صدای برند خود را ایجاد و حفظ کنید. هنگام جست‌وجو و ایده‌پردازی برای ایجاد صدای برند، شما باید با سایر اعضای تیم مشورت کنید.

این یک فرصت عالی برای تعامل و برقراری ارتباط با اعضای تیمتان است. آن‌ها می‌توانند دربارۀ این مسئله که «صدای برند باید چگونه به نظر برسد؟» به تبادل ایده با شما بپردازند.

لازم به ذکر است که در طول فرایند ایجاد صدای برند، باید مراقب باشید که با تصویر و اعتبار شما مطابقت داشته باشد.

هنگامی که تیم شما دربارۀ صدای برندتان به توافق رسیدند، ویژگی‌های اصلی آن را باید در اختیار تمام اعضا بذارید تا از آن‌ها استفاده کنند.

صدای برندتان را به حال خود نذارید و تلاش کنید در طول زمان با اضافه کردن ویژگی‌های جدید، آن را جذاب‌تر کنید.

ایجاد پیام قدرتمند

پس از مشخص کردن مخاطبان هدف می‌توانید به ایجاد پیام‌های قانع‌کننده بپردازید. پیام شما باید بتواند با روحیات مخاطبان هدفتان سازگار باشد.

از این‌رو یک بازاریاب با مهارت‌های ارتباطی عالی به احتمال زیاد در ایجاد یک پیام قدرتمند بهتر عمل می‌کند.

چنین بازاریابی می‌تواند مزیت‌ها و ویژگی‌های محصول را به شکلی قانع‌کننده توصیف کند.

علاوه بر این به خاطر داشته باشید که ارتباطات قدرتمند در بازاریابی به شما کمک می‌کند تا پیام را به همان شکلی که بازاریاب طراحی کرده است به دست مخاطبانتان برسانید.

یک پیام قدرتمند باید مستقیم، اصیل، مختصر، مفید و همچنین ساده و واضح نوشته شود. هنگام ایجاد پیام، کانال‌های توزیع و ارتباطات خود را در نظر بگیرید. هر پیامی مناسب هر شبکۀ اجتماعی و هر گروه هدفی نیست.

برای اینکه بدانید از کدام کانال برای پیام خود استفاده کنید نیاز به تجربه و مهارت دارید. انتخاب کانال مناسب، استقبال مخاطب از پیامتان را تضمین می کند. در این شرایط مهارت‌های ارتباطی شما به کمکتان می‌آیند.

سخن‌ آخر

به طور کلی ارتباطات مؤثر نقش مهمی در بازاریابی ایفا می‌کنند؛ روابط بین کارکنان و مشتریان را ایجاد و تقویت می‌کنند. تحقیق بازار، هدف قرار دادن گروه‌های خاص و درک نیازهای آن‌ها بدون ارتباطات در بازاریابی آسان نیست.

همچنین ارتباطات قدرتمند علاوه بر تقویت روحیۀ تیمی در سازمان شما منجر به جریان گرفتن ایده‌ها و نوآوری‌ها می‌شود.

نقش ارتباطات در بازاریابی و اهمیت آن

بازاریابان با کمک مهارت‌های ارتباطی، استراتژی‌های مؤثر و قدرتمندی را تدوین می‌کنند.

از آن گذشته ارتباطات در بازاریابی، شفافیت را در تمام سطوح افزایش می‌دهد. به خاطر داشته باشید که هر چه کسب‌وکار شما شفاف‌تر عمل کند، مخاطب سریع‌تر به آن اعتماد می‌کند.

ارتباطات همچنین به شما کمک می‌کند تا بر هر مشکل و مانعی غلبه کنید و در نهایت باعث ایجاد صدای برند و پیام قدرتمند می‌شود.

با توجه به مزیت‌هایی که در این یادداشت با یکدیگر مرور کردیم به طور قطع می‌توان گفت ارتباطات در بازاریابی از نان شب هم واجب‌تر است.

آیا تا امروز ارتباطات را جدی گرفته بودید؟ کمی وقت بگذارید و به مسیری که طی کرده‌اید فکر کنید و در بخش نظرات به ما بگویید که چه سودی از مهارت‌های ارتباطی خود برده‌اید؟

مدیریت تغییر چیست؟

مدیریت تغییر چیست؟

معمولاً برای اکثر کسانی که در مبحث مدیریت سر رشته ای ندارند، این که هدف از مدیریت تغییر چیست؟ اولین سوالی است که در ذهن شان شکل می گیرد. مدیریت تغییر شیوه ای است سیستماتیک، که به مرحلۀ تغییر یا استحالۀ اهداف یک سازمان گفته می شود که در آن فرآیندها یا تکنولوژی هایی به کار گرفته می شوند.

هدف از مدیریت تغییر، به کار گیری استراتژی هایی برای اجرای تغییر، کنترل تغییر و کمک به مردمی است، که با تغییر سازگار می شوند.

تغییرات سازمانی (Organizational Changes)

مهم ترین موضوع بعدی، تغییرات سازمانی است. چرا که این سازمان هستند که در زمینۀ استحاله ها و تغییرات، گام نخست را باید بردارند. تغییرات سازمانی چه زمانی رخ می دهد؟ هنگامی که یک شرکت از وضعیتی که همیشه مطابق با روال عادی همیشگی داشته است، به سوی وضعیت ایده آل خود در آیندۀ نزدیک یا آیندۀ دور تغییر جهت می دهد، تغییرات سازمانی اتفاق می افتد.

تغییرات سازمانی به چه شکلی اجرا می شوند؟

باید گفت تغییرات سازمانی به شیوه ای اجرا می شوند، به طوری که حداقل هزینه و حداقل مقدار مقاومت کارکنان و در عین حال حداکثر کارآیی را برای سازمان را به همراه داشته باشد. در کنار این مطلب بد نیست نگاهی به مطلب استارت آپ چیست؟ داشته باشیم.

رمز موفقیت در رقابت های امروزی این است که محیط های تجاری به طور همیشگی تغییر کنند؛ به عنوان یک مثال، جهانی سازی مراکز سازمانی در بازار و تکنولوژی همیشه در حال تغییر، باعث می شود، سازمان ها برای ماندگاری و طولانی تر ماندن در بازار، مدام در حال تغییر باشند.

تغییرات محیطی و استراتژیک

در موضوع مدیریت تغییر، در رابطه با محیط های تجاری صحبت کردیم و این که برای بقا در کورس رقابت باید به طور دائم و پیوسته در حال تغییر باشند.

تغییرات یک محیط تجاری ممکن است یک تغییر اساسی مشابه استحالۀ تجاری باشد. مثلاً هنگامی که این سازمان با رقیب قدرتمند و سرسختی در رقابت قرار می گیرد، یا مثلاً بر روی یک استراتژی کلی مارکتینگ تمرکز کرده باشد، یا این که جهت رویایی با رقیب یا رقبای قدرتمند و سرسخت خارجی، این شرکت تغییر شکل دهد.

ممکن است این تغییرات سازمانی کوچک باشند؛ مثلاً در مورد خاصی یک برنامۀ نرم افزاری نصب کند. همۀ این تغییرات سازمانی یک محیط تجاری، چه کوچک باشد و چه بزرگ، باید هدفمند و آینده نگری صورت گیرد.

این که سازمانی در مقابل فشارهای خارجی، دچار تغییر یا استحالۀ اساسی شود، یا این که این تغییر کوچک یا چنین استحاله ای چگونه باید مدیریت شود؟

تغییرات محیط تجاری

چرا تغییرات، نیاز به مدیریت دارند؟ اصلاً مدیریت تغییر چه زمانی ضروری می شود؟ هنگامی که سازمانی با مشکل یا مشکلاتی روبرو می شود، به ناچار باید تغییراتی اعمال شود. این جاست که به مدیریت تغییر نیاز است.

در بعضی موارد همین مدیران روشن فکر هستند که اعمال تغییرات را خود، ایجاد می کنند. این رهبران خوش فکر با نگاه تیز بینی که دارند، توانایی های بالقوۀ پنهان در سازمان و نیز وضعیتی قابل تغییر ولی نهانی که سازمان دارد را می بینند و از این یافته ها، برای ایجاد تغییر استفاده می کنند.

کارشناسان و ناظرانی وجود دارند که به این وضعیت فوق “حفره عملکرد” می گویند. در استراتژی روحیۀ بازار واقع در حفرۀ عملکرد، توانایی مدیریت محک می خورد. چرا که مدیریت تغییر در این موارد نیز بسیار ضروری است. مدیریت باید با توانایی خود این حفره یا حفره های عملکرد را حذف کنند.

مدیریت تغییر از نگاهی دیگر

مدیریت تغییر (CM: Change Management) نوعی اصطلاح کلی می باشد، که زمانی در سازمانی تغییری ایجاد می شود که برای همۀ پرسنل سازمان، از روش هایی معینی استفاده می شود. تا همگی تحت حمایت قرار گیرند. به همین دلیل از روش های آماده سازی استفاده می شود و تیم ها و سازمان نیز تحت حمایت قرار می گیرند.

در این وضعیت، یکی از کارهایی که به عنوان مدیریت تغییر انجام می شود، توضیح و تعریف دوبارۀ شیوه های عملیاتی می باشد که سازمان را تغییر داده است. همچنین مدیریت تغییر در این وضعیت راهکارهایی همچون به کار گیری دوبارۀ منابع، پروسه های کسب و کار و یا تخصیص بودجه را، مورد استفاده قرار می دهد.

تفاوت بین مدیریت تغییر سازمانی و مدیریت تغییر

شاید سوال پیش بیاید که تفاوت بین مدیریت تغییر سازمانی (Organizational Change Management) و مدیریت تغییر چیست؟ در پاسخ باید گفت، که مدیریت تغییر سازمانی اغلب هر آن چه را که سازمان نیاز به تغییر دارد و نیز کل سازمان را در نظر می گیرد، در حالی که مدیریت تغییر، فقط به چگونگی تأثیرگذاری یک چنین انتقال سازمانی بر اشخاص و تیم ها توجه کرده و اشاره دارد.

در واقع، مدیریت تغییر، یک راهکار استراتژی روحیۀ بازار است. راهکاری که آن را به شکل دستور العمل هایی ارائه و پیشنهاد می کند. مدیریت تغییر این راهکار را به این شکل ارائه می کند، تا مقدمات نتیجه گرفتن و یک موفقیت سازمانی ایجاد شود. جالب تر از این مقاله ی آشنایی با بازی آبجو یا بازی نوشابه است، که می توانید مطالعه نمایید.

راهکار یا شیوه ای جهت نحوه و چگونگی آماده سازی، مجهز کردن و حمایت از اشخاص… هدف از اجرای این راهکار، آن هم به این صورت، فقط این است که همۀ افراد موفق شوند تا مطابق با تغییرات ایجاد شده، به شکل موفقیت آمیزی سازگار شوند و خود را با این تغییرات مطابقت دهند.

تفاوت بین مدیریت تغییر سازمانی و مدیریت تغییر

راهکارهایی برای افزایش کارآیی مدیریت تغییر

مدیریت تغییر، اگر از راهکارهایی جهت بالا بردن کارآیی مدیریت تغییرات استفاده کند، می تواند با حداقل هزینه برای سازمان، وضعیت شرکت را به زودی به حالتی مطلوب تغییر دهد. مراحل اصلی این مدیریت کارآمد عبارت هستند از:

  1. شناخت و درک وضعیت فعلی؛ یعنی پیدا کردن مشکلات شرکت، ارزیابی، بررسی و اولویت بندی همۀ مشکلات بر اساس میزان اهمیتی که دارند و در نهایت اتخاذ یک تصمیم مناسب و عاقلانه جهت حل این مشکلات
  2. خلق چشم اندازی کامل و نگاهی به اوضاع سازمان در آینده با یک برنامه ریزی صحیح؛ یعنی لحاظ کردن بهترین وضعیت و حتی وضعیتی ایده آل برای شرکت پس از اعمال تغییرات، انتقال این چشم انداز به تمامی کسانی که در تغییر، به نوعی درگیر بودند و همچنین طرح ریزی یک روش ویژه جهت دست یابی به وضعیت جدید آینده.

یکی از مهم ترین قسمت های تغییر وضعیت، داشتن ثبات و حذف نوسانات است. همچنین با وجود درگیر بودن همه با تغییرات، جهت کاهش اضطراب پرسنل باید برخی از موارد مانند مأموریت های کلی خود شرکت و نیز پرسنل مهم را در حالت ثابتی نگه داشت.

اجرا کردن تغییرات به بهترین شکل و شیوۀ ممکن؛ یعنی مدیریت توأم با کارآیی بالای تغییر وضعیت موجود برای اجرای چنین مدیریتی ترجیحاً داشتن برنامه و برنامه ریزی می تواند مفید باشد.

تخصیص منابع و انتخاب شخص اصلیِ مدیریتِ پروسۀ تغییر در مراحل بعدی، قرار دارند. یک مدیر باید توان و تلاش خود را به کار بگیرد، تا بتواند هدف ها و چشم انداز های شرکت و چگونگی الگو شدن برای دیگران را به شیوه ای به اشتراک بگذارد، تا برای تمامی افراد نیز انگیزۀ قدرتمندی خلق کند.

حتی شاید بهتر باشد کوچک ترین موفقیت ها را مثال زده و الگو قرار دهد تا بتواند راحت تر مسیر را برای رسیدن به موفقیت های بزرگ تر آسان و هموار کند. در ادامه با مقاله ی معرفی نرم افزارهای کنترل پروژه با ما همراه باشید.

مدیر تغییر و مدیریتِ پروسۀ تغییر

با تمامی این حرف ها، این که مدیر تغییر کیست؟ مدیریت تغییر سازمانی چیست؟ وظایف یک مدیر تغییر با تجربه حین مواجه شدن با تغییرات چیست؟ و … یک طرف قضیه هستند.

ولی یک اصل و قانون ثابت وجود دارد و آن هم این است که، تغییر یک رخداد طبیعی و اجتناب ناپذیر است. این واقعیتی است که یک مدیر تغییر باید بداند و قطعاً می داند.

بنابراین بهترین شیوه یا بهتر است بگوییم شیوۀ بهتر و شایسته تر، در مقایسه با کار کردن اتفاقی و تصادفی و نیز بدون برنامه کار کردن، یک مدیریت فعالانۀ تغییر یا تغییرات می باشد، تا در آینده انعطاف پذیری شرکت و پرسنل، بهینه سازی شود.

بنابراین مدیریت تغییرات صنعتی، با استفاده از این شیوه، نه غافل گیر می شوند و نه بدون داشتن برنامه ای از پیش طراحی شده، باعث ایجاد احساس ضعف و ناتوانی می شود.

پروسۀ مذکور، یعنی مدیریت فعالانۀ تغییرات اگر با کمک ها و پیشنهادات یک مدیر منابع انسانی، قطعاً موجب کسب موفقیت های بیشتر می شود.

ویژگی های یک مدیر تغییر یا مدیر تغییرات موفق

شاید بهتر این باشد، که به سراغ پاسخ سوال “مدیر تغییر کیست؟” برویم. در واقع منظور از این که مدیر تغییر کیست، این است که بدانیم یک مدیر تغییر، یک مدیر تغییرات موفق دارای چه خصوصیات و ویژگی هایی می باشد.

یا این که، یک مدیر تغییر، برای فائق آمدن بر مشکلات ناشی از تغییرات، باید دارای چه ویژگی هایی باشد. ما ۱۰ مورد از خصوصیات یک مدیر تغییر موفق را جمع آوری کرده و به شما معرفی می کنیم.

خود انگیزی (Self Motivation)

اگر یک مدیر تغییر خود انگیز نباشد، یعنی خودش دارای انگیزه نبوده که هیچ، توانایی ایجاد انگیزه را در خود نیز نداشته باشد، چگونه باید به دیگران انگیزه دهد، یکی از اصولی ترین و مهم ترین عوامل موفقیت در شرایط نامساعد و ایجاد تغییر، چگونه می تواند موفقیت و عبور از موانع را تضمین کند، وقتی قبل از همه، خودش شکست را پذیرفته باشد.

صداقت (Honesty)

فکر می کنید چرا پرسنل و کارمندان به یک مدیر موفق اعتماد می کنند؟ به این دلیل که به صداقت او ایمان دارند. کسی که صحبت از موفقیت به میان می آورد و به عنوان یک مدیر کاملاً صادق نیز شناخته می شود، قطعاً وعدۀ موفق شدن را با شنیدن از زبان او، ممکن و حتمی می دانند.

چرا کسی که به داشتن صداقت شهرت دارد، باید دروغ بگوید؟ یک مدیر موفق کسی است که همیشه مدافع حقوق کارمندانش می باشد، هرگز هیچ قانون و مقرراتی را نقض نمی کند، همیشه به حرفی که به زبان می آورد، پایبند است و تنها توشۀ راهش، صداقت است.

قابل اعتماد بودن (Reliability)

قابل اعتماد بودن یکی از خصوصیات برجستۀ یک مدیر موفق، باید باشد. وی باید به قدری قابل اعتماد باشد، تا هم روسای او و هم زیر دستانش بتوانند به راحتی و با خیالی آسوده روی کلام و رفتار او حساب باز کنند.

این یک واقعیت ثابت شده است، که آن چه در جامعه به شما قدرت می دهد، همین اعتماد دیگران به شما می باشد. کسب اعتماد از سوی دیگران، از هر تکنیکی در مدیریت، قدرتمند تر است.

ارتباط مدیریت تغییر با خوش بینی (Optimism)

وقتی که به آیندۀ خود نگاه می کنید و به آن فکر می کنید، در آن لحظه، احساس خوشایندی دارید یا نگرانی؟ خود را امیدوار می بینید یا یک شکست خورده؟ آن چه که بیشتر از هر عامل دیگری قدرت افزایش و بالا بردن روحیۀ کارمندان را دارد، نگرش خوش بینانۀ مدیر آن هاست، که بسیار تأثیر گذار و الهام بخش است و مقدماتی را فراهم می کند، که باعث می شود از کاری که انجام می دهید، نهایت لذت را ببرید.

اعتماد به نفس (Self Confidence)

یک مدیر تغییر، مدیری است که در موقعیت هایی قرار می گیرد که نیاز است تصمیم های به موقع و مهمی گرفته، اعلام و اجرا کند. چنین کاری نیازمند داشتن اعتماد به نفس بالایی است.

اگر اعتماد به نفس کافی را در تصمیم گیری های خود نداشته باشید، کارمندان استراتژی روحیۀ بازار شما به درست بودن تصمیماتی که می گیرید نمی توانند اعتماد کنند، وقتی خودتان به آن به مقدار کافی اعتماد ندارید.

آرامش (Calmness)

مدیر تغییری می تواند به موفقیت خود امیدوار باشد، که در مقابله با سختی ها نا امید نمی شود. چنین مدیر تغییراتی توانایی حفظ آرامش خود را در هر شرایط بحرانی و سختی، دارد.

انعطاف پذیری (Flexibility) در مدیریت تغییر

یکی از موارد لازم برای مقام مدیریت تغییر، داشتن انعطاف پذیری به میزان کافی، جهت سازگاری با شرایط مختلف است. نگاهی نیز به مقاله ی ضروری‌ترین مهارت‌ها برای یک مدیر توسعه کسب و کار چیست؟ نیز داشته باشید.

دانش صنعت (Industry knowledge)

یک مدیر تغییر باید نسبت به شغلی که در آن مشغول است، آگاهی کافی داشته باشد، تا بتواند هر سوالی را پاسخ دهد و کارهایش تأثیرگذاری های لازم را داشته باشد.

درست است، کارکنان شما به دانش شما، شاید نیازی نداشته باشند، ولی به توانایی هایی که از داشتن آگاهی های کافی نسبت به حرفۀ خودتان، نیاز داشته و باید به آن ها و مهم تر این که به خودتان اطمینان داشته باشند.

شنونده بودن (Listening)

یکی از مهم ترین تکنیک های ایجاد رابطه با دیگران، از هر سمت و مقامی، این است که یک شنوندۀ خوب باشید. شما، به عنوان یک مدیر تغییر، گوش دادن به حرف ها، پیشنهادات، انتقادات، نظرات و هر حرف دیگری از طرف روسای خود و مشتری ها، را باید به بهترین نحوۀ ممکن انجام دهید.

قاطعیت (Decisiveness)

به عنوان یک مدیر تغییرات، گاهی اوقات باید دستور العمل هایی را در مورد کارهای مختلف به دیگران ارائه دهید و نیز، نتیجه ای که مورد انتظار است را از آن ها بخواهید.

بدون شک داشتن قاطعیت در مواردی مشابه این، اهمیت و تأثیر گذاری آن را به دیگران منتقل می کند. بنابراین، در مواقعی که لازم است، قاطعیت خود را حفظ و حتی تقویت کنید.

یک مدیر تغییر موفق، بدون شک باید دارای خصوصیات دیگری نیز باشد. ولی ما سعی کردیم مهم ترین آن ها را به شما معرفی کنیم.

به عقب برنمی‌گردیم (۴)

صنعت خودرو در هر کشوری، ویترین صنعت آن کشور است. اگر صنعت خودورسازی متحول شود، زنجیره‌ای از واحدهای تولیدی را فعال می کند که هم رشد اقتصادی و هم اشتغال زیادی ایجاد می‌کند.

پیش از این اشاره کردم که راه‌حل‌های متعارف نمی‌تواند گرهی از #جهش_تولید باز کند. همچنین توضیح دادم که چگونه #تولید_انبوه علی‌رغم این همه رانت نفت و حمایت‌های دولتی، نتوانسته است برای ما جهش ایجاد کند. در بخش قبلی، #پالایشگاه_های_خرد را به‌عنوان نمونه‌ای از شیوۀ تولید مردمی مثال زدم. در این بخش،‌ مثال دیگری دارم که شاید در ابتدا روترشی بیاورد اما اگر تا انتها بخوانید خواهید دید که چه ظرفیت بزرگ و دردسترسی است!

وقتی حرف از #خودروسازی به میان می‌آید، اولین تصویر ذهنی ما ایرانی‌ها، پرایدهای تصادفی کنار جاده است که پلیس با افتخار و برای ترساندن ما، لاشۀ آن را در مکانی مرتفع بارگذاری کرده است! اما خوب است بدانیم که از سال ۴۸ که برادران خیامی خط تولید ارو (پیکان) را از شرکت ورشکستۀ انگلیسی خریدند، استراتژی صنعت خودروی ما «هر ایرانی یک پیکان» بوده است. این استراتژی یعنی «مونتاژ» خودرو برای «مصرف داخلی»!

با این استراتژی صنعت خودرو، نمی‌توان انتظار داشت که خودروهای ملی باکیفیت و قابل رقابت با نمونه‌های خارجی تولید شود و بتواند در بازارهای جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد، چرا که هدف «مونتاژ» خودرو برای «مصرف داخل» است!

برای تحقق این استراتژی هم شرکت‌های رانتی ایران‌خودرو و سایپا به زور حمایت‌های دولتی و انحصار صنعت خودرو، با کلی بدهی و تعهد، شده‌اند نماد خودروسازی ملی!

اگرچه گام‌هایی برای اصلاح این استراتژی در اواخر دهه هشتاد برداشته شد اما به دلیل وابستگی این راهکارها به تولید انبوه و نیز تحریم‌های هدفمند ظالمانه، به نتیجه نرسید.

راهکار جهش تولید در صنعت خودروسازی، #راسته_های_خودروسازی است! یعنی همین راسته‌های تعمیرگاهی که در حاشیه شهرها وجود دارند باید همگی به جای تعمیرات خودرو، به «خودروسازی» روی بیاورند.

مطمئنا خودوریی که اینها درست خواهند کردند از پرایدی که ساپیا می‌سازد و از سمند و پژوی ایران خودرو بی‌کیفیت‌تر و ناامن‌تر نیست!

و بلکه نوآوری و خلاقیت و بهینه‌سازی در آنها بسیار سریعتر و چالاکتر از خودروسازهای فعلی خواهد بود.

راه‌اندازی این راسته‌های خودروسازی فقط با یک مشکل مواجه است و آن اینکه نیروی انتظامی این خودروها را پلاک نمی‌کند! و احتمالاً انحصارگران صنعت خودروسازی، به قطعه‌سازان اجازۀ تأمین قطعات لازم را برای این راسته‌های خودروسازی نخواهند داد. پس نقطۀ کانونی، #رفع_انحصار از صنعت خودروست.

این همه دانشکدۀ خودرو در کشور وجود دارد که نمونۀ واقعی ماشین هیبریدی و های‌تک خود را هم ساخته‌اند! اگر اجازۀ پلاک‌شدن این خودروها داده شود همۀ این دانشکده‌ها به مراکز تولید خودروهای های‌تک و مرکز تحقیق و توسعۀ خودرو تبدیل خواهند شد.

این را هم برای خاطرجمعی(!) اضافه کنم که بنگاه‌های خرد خودروسازی امروزه در مرز دانش خودروسازی است و در کشورهای مختلف، نمونه‌های موفقی از آنها وجود دارد.

در زمینۀ بازار مصرف هم علاوه بر بازار کشورهای همسایه، حتی بازار کشورهای اروپایی و آمریکایی هم به‌شدت نیازمند خودروهای ارزان‌قیمت است و چین و کره دارند روی همین ظرفیت کار می کنند.

صنعت خودرو در هر کشوری، ویترین صنعت آن کشور است. اگر صنعت خودورسازی متحول شود، زنجیره‌ای از واحدهای تولیدی را فعال می کند که هم رشد اقتصادی و هم اشتغال زیادی ایجاد می‌کند.

چگونه یک برند بسازیم؟

مطمئن باشید برندهای مطرح دنیا از همان ابتدا بر سرزبان‌ها نبوده‌اند. ساختن برند مطرح و موفق، پروسه‌ای زمان‌بر است که صبر و تلاش مداوم را می‌طلبد. بنابراین برای اینکه بدانید چگونه یک برند بسازیم که به یاد ماندنی و موفق باشد، با آژانس دیجیتال مارکتینگ «دیجیتالیست» همراه شوید

فهرست مطالب

برند چیست؟

نام تجاری هویت یک شرکت است. در واقع برند فراتر است از محصولات و خدماتی که تجارت ارائه می دهد. شرکتی که دارای هویت تجاری قوی استراتژی روحیۀ بازار است، مشتریان آن می دانند که از نظر کیفیت، زیبایی، عملکرد و اهمیت اجتماعی انتظار چه چیزی را دارند.

اجزای برند یک شرکت شامل خود نام تجاری، ترکیب محصول، طراحی محصول (شامل تایپوگرافی، اشکال و پالت رنگ مارک)، طراحی بسته بندی، تبلیغات و شعار مورد استفاده در بازاریابی محتوا است. همه این عناصر، پیام تجاری و صدای شما را به مشتریان مدنظر انتقال می‌دهد.

چرا برندسازی مهم است؟

برند برای این مهم است؛ زیرا تصویر برند تجاری شما استراتژی روحیۀ بازار با شهرت کسب و کار شما مترادف است. هنگامی که شما یک تجارت کوچک را اداره می کنید. نمی‌توانید با تک تک مشتریان بالقوه در بازار هدف خود تعامل داشته باشید.

شما باید اجازه دهید نام تجاری به تنهایی صحبت کند. مشتریان با زوایای مختلف نام تجاری شما ارتباط برقرار کنند. و آگاهی از نام برند شما به تدریج در طول زمان ایجاد ‌شود.

ممکن است در جستجوی آنلاین با برندتان آشنا شوند. یا در یک فروشگاه آن را ببینند. یا اینکه دوستان و خانواده‌شان را ببینند که از محصول شما استفاده می‌کنند. استراتژی برند به شما کمک می‌کند تا در همۀ این زمینه‌ها به درک درستی از محصول و خدمات خود برسید.

چگونه یک برند موفق بسازیم؟

اکنون به بخش جذاب ماجرا یعنی نحوه ایجاد برند موفق رسیدیم. که شامل 9 گام به شرح زیر است؛

انتخاب نام به‌یاد ماندنی

کلمات معنی را منتقل می‌کنند. و هر کلمه قدرت این را دارد که در ذهن مخاطب تاثیر بگذارد. کلماتی قدرتمندند که هر روز آن را تکرار می‌کنید! و برندی که ورد زبان ها باشد ملکه ذهن می شود.

هر چقدر نام برند شما ساده تر و کوتاه تر باشد ماندگاری آن در ذهن نیز بیشتر است. انتخاب نام مناسب اما کار ساده‌ای نیست. شما باید مطمئن شوید که نام شما به راحتی به خاطر سپرده می شود و توسط برندهای دیگر استفاده نشده است.

برای اینکه ایده‌ای برای انتخاب نام برند به شما دهیم. باید بدانید که نام‌ برند می‌تواند به‌صورت خود ساخته، توصیفی، ترکیبی، استعاری و مخفف باشد. البته برنامه ساخت برند مانند shopify نیز می‌تواند در ایجاد ساخت برند تجاری به شما کمک شایانی کند.

انتخاب-نام-به یاد ماندنی

هدف برند خود را مشخص کنید

قبل از ایجاد نام تجاری خود باید دربارۀ بیانیه ماموریت خود فکر کنید. به طور خلاصه، مأموریت شما شامل «آنچه انجام می دهید»، «نحوه انجام آن» و «چرا این کار را می‌کنید» است.

از آنجا که مردم عاشق حمایت از برندهای تجاری با هدف مشخص هستند که فراتر از سود نهایی است. داشتن بیانیه ماموریت که دیدگاه شما را توضیح دهد بسیار مهم است.

برای مثال شرکت کاله؛ بیانیۀ ماموریت‌شان «تامين آرامش برای مشتريان از طريق خدمات متمايز و ايجاد آسايش» است.

تحقیقات رقابتی انجام دهید

پس از تعیین هدف خود، باید ببینید رقبای شما چه می‌کنند. شناسایی رقیبان به شما کمک می کند تا یک برنامه بازاریابی متمرکز برای ارتقاء موثرتر تجارت خود ایجاد کنید.

بهترین راه برای انجام تحلیل رقابتی به شرح زیر است؛

  • به وب سایت رقبا/فروشگاه تجارت الکترونیک نگاه کنید.
  • قیمت محصولات قدیمی و جدید را بررسی کنید.
  • برای‌ بررسی مزایا و معایب رقبای خود، نظرات مشتریان را تجزیه و تحلیل کنید.
  • فعالیت‌شان در رسانه‌های اجتماعی را بررسی کنید تا به مشارکت اجتماعی‌سان پی ببرید.
  • مشخص کنید که رقبای شما چگونه محصولات خود را به بازار عرضه می‌کنند.
  • هزینه‌های حمل و نقل و نحوه تامین آن‌ها را بررسی کنید.

در تکمیل راه‌های گفته شده، انجام تحلیل SWOT را فراموش نکنید تا از نقاط قوت و ضعف رقابت خود مطلع شوید.

برای مثال، اگر رقیب شما اپل است، باید آن را بررسی کنید تا شکاف های احتمالی در محصولات شان را بیابید و فرصت‌های پنهان را برای نام تجاری خود کشف کنید.

تحقیقات-رقابتی-1

مخاطبان مناسب را هدف قرار دهید

وقتی رقبای خود را آنالیز می‌کنید، باید مخاطبان مورد نظر خود را نیز مشخص کنید.

بدون شناسایی بازار هدف خود، نام تجاری شما عملاً برای هیچ‌کس معنا و مفهومی نخواهد داشت.

هرچه دانش بیشتری دربارۀ مخاطبان خود داشته باشید، برند تجاری و بازاریابی شما بهتر خواهد بود.

به این ترتیب، می‌توانید موثرترین کانال‌های بازاریابی را برای هدف قرار دادن آن‌ها انتخاب کنید!

بهترین راه برای شناسایی مخاطبان، هدف قرار دادن جمعیت‌شناسی و روان‌شناسی خاص آن ها است:

  • جنسیت و سن
  • حرفه، درآمد و وضعیت تاهل
  • شخصیت، ارزش‌ها و شیوه زندگی
  • علایق و سرگرمی‌ها

همیشه محصول و خدمات خود را در نظر داشته باشید و اینکه چگونه زندگی مشتری شما را بهبود می‌بخشد! سپس، می‌توانید یافته‌های خود را گروه‌بندی کنید و مشخصات بازار هدف‌تان را تعیین کنید.

مخاطب-هدف-را-مشخص-کنید

لوگو برند خود را طراحی کنید

لوگوی برند منحصر به فرد، تنها بخشی است که باعث می‌شود‌ مصرف کنندگان به برند و محصولات شما فکر کنند.

از رنگ‌ها گرفته تا تایپوگرافی، هر عنصر کوچکی می‌تواند احساسات مشتری را برانگیزد.

شخصیت برند خود را ایجاد کنید

برای ماندگاری در اذهان، نام تجاری شما باید جذاب باشد. برای تحقق این امر، شما باید یک شخصیت تجاری منحصر به فرد ایجاد کنید که قلب مخاطبان شما را فتح کند!

ایجاد شخصیت برای برند شما مستلزم این است که ویژگی‌های انسانی خاصی را به آن نسبت دهید. زمانی‌که دربارۀ شخصیت برند صحبت می‌کنیم ، بر پنج نوع اصلی شخصیت برند تمرکز می کنیم:

  • هیجان: بی خیال، روحیۀ جوان
  • صداقت: مهربان، متفکر، خانواده محور
  • ناهمواری: خشن، ورزشی، در فضای باز
  • شایستگی: موفق، تأثیرگذار
  • پیچیدگی: زیبا، معتبر، متظاهر

برندهای مختلف در این پنج دسته قرار می‌گیرند. برای مثال، نایک همیشه شخصیتی جوان و با روحیه دارد.

از طرف دیگر، اپل بیشتر به سوی پیچیدگی عمل می‌کند و ظرافت و مینیمالیست را ترویج می‌دهد. برای اینکه درک عمیقی از شخصیت برند داشته باشید. پیشنهاد می کنم مقاله شخصیت برند چیست؟ را مطالعه کنید.

شخصیت-برند-ایجاد-کنید

ایجاد صدا و لحن برند منحصر به فرد

با وجود برندهای متنوع بسیار زیاد، باید استراتژی روحیۀ بازار راهی برای متمایز کردن خود از جمعیت پیدا کنید!

چگونه؟ با ایجاد یک صدا و لحن به یاد ماندنی برای نام تجاری خود!

به طور خلاصه، صدای برند شخصیتی است که برای کسب و کار خود ایجاد کرده‌اید. این شخصیت هرچه باشد همان خواهد ماند. لحن صدای شما به نحوۀ بیان خود در موقعیت‌های‌ مختلف اشاره دارد. بنابراین، در مقایسه با صدای خود، می‌توانید لحن خود را بر اساس محتوای ایجاد شده تنظیم کنید.

صدای رسا و شفاف نه تنها نام تجاری شما را شخصی‌تر می‌کند؛ بلکه تجربه داشتن مشتری ثابت را در طول سفر مشتری ارائه می‌دهد.

همچنین، استفاده از لحن مناسب به شما امکان می‌دهد پیام‌های معنادارتری را به مخاطب منتقل کنید. برای مثال صدای نایک این است:

مصمم: «هیچ چیز نمی‌تواند کارهایی را که می توانیم با هم انجام دهیم متوقف کند.»

انگیزشی: «شما نمی توانید ورزش را متوقف کنید.»

به طور مشابه، برندهای مختلف صدا و لحن برند خود را برای برجسته شدن، ارائه می دهند.

اچ اند ام ، داستان یک برند موفق

اچ ان ام سالهاست که عنوان برترین برند پوشاک را در آمارهای جهانی به خود اختصاص داده است. این شرکت خرده فروشی پوشاک که در زمینه فست فشن صاحب سبک است، توانسته است با برنامه ریزی و سیاستگذاری ویژه خود از یک برند محلی در کشور سوئد به برندی چند ملیتی در عالی ترین سطح صنعت پوشاک تبدیل شود. طراحی پوشاک این شرکت در سوئد انجام میشود و پس از طراحی و تعیین مشخصات کالای مورد نظر، محصولات وارد مرحله برون‌سپاری شده و به ۸۰۰ کارخانه تولیدی اچ اند ام در اروپا و آسیا ارسال می‌گردد. محصولات این برند نهایتا در بیش از ۲۲۰۰ فروشگاه این شرکت در سراسر دنیا به مشتریان عرضه میشوند.

در H&M، مد به عنوان یک پدیده زودگذر و ناپایدار در نظر گرفته می شود که باید مدام تازه شده و به حرکت وا داشته شود و این به معنی پیش دستی کردن بر روندهای بازار و تبدیل ایده های جدید به لباس های با قیمت مناسب، اما بسیار شیک است.
استفان پرسون مدیر کنونی این مجموعه پسر موسس فروشگاه های زنجیره ای H&M با ثروت خالص ۵/۱۴ میلیارد دلار هجدهمین فرد ثروتمند دنیا می باشد.

خرید پارچه متری

موضوعاتی که در این صفحه از روچی میخوانید:

داستان یک برند

ارلینگ پرسون این شرکت را در سال تولد وی (۱۹۴۷) تاسیس کرد. پرسون اهل واستراس، یکی از شهرهای نزدیک استکهلم بود. او پس از جنگ جهانی دوم به نیویورک آمریکا سفر کرد و با دیدن فروشگاه های زنجیره ای بزرگی مثل Macy’s و دامنه گسترده پوشاکی که آنها برای خانم ها ارائه می کردند، بسیار شگفت زده شد و پس از بازگشت به واستراس، یک فروشگاه پوشاک خانم ها به اسم Hennes ) در زبان سوئدی به معنی برای زن) باز کرد که در آن لباس های ارزان و مد روز ارائه می کرد.

در سال ۱۹۶۸ نام شرکت به H&M تغییر کرد و خط تولید پوشاک مردان نیز به شرکت اضافه شد. استفان پرسون در سال ۱۹۸۲، زمانی که پدرش بازنشسته شد، جای او را گرفت. H&M همچنان به رشدش ادامه داده و ارزش سهام آن به طور مداوم افزایش می یافت. کمی بعد پرسون خط تولید پوشاک کودکان و نوزادان را هم راه اندازی کرد. در اواخر دهه ۹۰ شرکت توانست با پیشی گرفتن از رقبا به بزرگترین فروشنده پوشاک اروپا تبدیل و به علاوه توانست نخستین فروشگاهش را در آمریکا، جایی که بسیاری از تولیدکنندگان و فروشندگان اروپایی آرزوی دستیابی به آن را دارند، باز کند.
بخشی از موفقیت پرسون به دلیل تیم طراحی درون شرکت (متشکل از طراحان جوان تازه فارغ التحصیل) می باشد. به علاوه بخش تولیدی شرکت به شبکه وسیعی از تامین کنندگان در کشورهایی مثل بنگلادش، چین و ترکیه که هزینه کارگر در آنها پایین است، برون سپاری می شود. پرسون همچنین اعتقاد دارد که تولید پوشاک متفاوت برای کشورهای متفاوت، هدر دادن منابع است چون به گفته او همه مردم جهان در یک دوره خاص، به یک نوع موسیقی گوش می دهند یا یک نوع فیلم تماشا می کنند. همچنین H&M همیشه طراحان متبحر و مشهور را نیز بری طراحی مجموعه های فصلیش به کار می گیرد.

تور هفتاد ساله

دهۀ ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰

در سال ۱۹۴۶ یک کارآفرین سوئدی به نام ارلینگ پرسن در سفری که به نیویورک امریکا داشت، ایده‌ای جدید برای فروش لباس‌های مد روز زنانه در اروپا را به دست آورد. او با دیدن فروشگاه های زنجیره ای بزرگی مثل Macy’s و دامنه گسترده پوشاکی که آنها برای خانم ها ارائه می کردند، بسیار شگفت زده شد و پس از بازگشت به واستراس، یک فروشگاه پوشاک خانم ها به اسم Hennes (در زبان سوئدی به معنی: برای زن) باز کرد که در آن لباس های ارزان و مد روز ارائه می کرد. این فروشگاه موفقیت محلی بسیار زیادی کسب کرد و به این شکل ارلین پرسون خیلی زود توانست فروشگاهی در استکهلم تاسیس کند.
لوگوی این مغازه که توسط خود پرسن طراحی شده بود خیلی زود مشهور شد و شعبۀ بعدی این فروشگاه در سال ۱۹۵۲ در استوک هولم افتتاح شدو پس از آن در سال ۱۹۵۴ شعبۀ دیگری در استوک هولم افتتاح کرد.

دهۀ ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰

در سال ۱۹۶۸ فروشگاه هنس با فروشگاه لباس شکار و تجهیزات ماهیگیری موریتس ویت فورس ادغام شد و نام آن به هنس اند موریتس تغییر پیدا کرد و از آن زمان بود که عرضۀ لباس مردانه و بچه‌گانه نیز آغاز شد و اچ اند ام تبدیل به برندی برای لباس خانواده شد. در ۱۹۷۳ فروش لباس‌های زیر نیز به سبد کالای این شرکت اضافه شد و استفاده از سوپر مدلها برای فروش محصولات آرایشی اچ اند ام نیز آغاز گشت.. در سال ۱۹۷۴ هنس اند موریس وارد بازار سهام سوئیس شد و اسم اختصاری اچ اند ام را برای خود انتخاب کرد.
در خلال دهۀ ۷۰، رویکرد جدیدی متاثر از فرهنگ جین پوشی در امریکا برای طراحی لباس نوجوانان در شرکت اچ اند ام مورد توجه قرار گرفت.

دهۀ ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۹

در سال ۱۹۸۰، بنیان‌گذاران این شرکت برای توسعۀ جهانی خیز برداشتند. اولین فروشگاه‌های اچ اند ام در هلند و آلمان افتتاح گردید. در سال ۱۹۸۲، پس از گذشت ۳۵ از افتتاح اولین فروشگاه در سوئد بنیان‌گذار اولی جای خود را به پسرش به نام استیفان پرسون داد. در سال ۱۹۹۸‌، اچ اند ام فروش آنلاین محصولات خود را شروع کرد تا پایان سالهای ۱۹۹۰، اچ اند ام در اکثر شهرهای اروپا شعبه‌های خود را افتتاح کرده بود.

دهۀ ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰

سال ۲۰۰۴، توانست با طراحان گران‌قیمتی دنیای مد را به لرزه دربیاورد و افزایش خوبی در قیمت لباس‌هایش داشته باشد. از آن زمان تا کنون این شرکت با طراحان گران‌قیمتی مانند ورساچه، روبروتو کاوالی، الکساندر وانگ و استلا مک کارتی همکاری کرده است. گسترش فروش آنلاین این شرکت به همۀ شرکت‌های اروپایی در این دهه در حال انجام بود و در سال ۲۰۰۷ اولین شعبۀ اچ اند ام در آسیا در شانگهای هنگ کنگ افتتاح شد. توسعۀ شرکت اچ اند ام به منسوجات خانگی در سال ۲۰۰۹ با افتتاح یک بخش جدید ادامه پیدا کرد.

دهۀ ۲۰۱۰ تا اکنون

در سال ۲۰۱۰ اولین کلکسیون چندمنظورۀ اچ اند ام ارائه شد که در آن همۀ آیتم‌ها با استفاده از مواد اولیۀ (پایدار) تهیه شده بود. در سال ۲۰۱۳ طرحی به نام جمع‌اوری البسه شروع شد که از آن زمان تا کنون ۵۰۰۰۰ تن از لباس‌هایی که توسط مشتریان شرکت خریده شده بود به فروشگاه‌ها برگردانده شد تا دوباره در سیکل تولید قرار بگیرند. در سال ۲۰۱۴، بخش لباس های ورزشی و کفش اچ اند ام نیز افتتاح شد. محصولات ارایشی و زیبایی نیز در سال ۲۰۱۵ به محصولات این شرکت افزوده شد. در سال ۲۰۱۵ اچ اند ام شروع به اعطای جایزۀ بهبود جهانی به ایده‌های خلاق و نوآور عرصۀ مد نمود که تمرکز بر تغییر صنعت پوشاک از یک روند خطی به یک سیکل کامل دارد. هدف این چالش، حفاظت از گیاهان و ترویج زندگی سبز می‌باشد. برند آرکت با رویکردی مدرن از اچ اند ام متولد شد که ارائه دهندۀ لباس‌های ساده و مدرن با حال و هوای طراحی‌های پرکاربرد و کم جزئیات سنتی اسکاندیناوی است.

ارزش‌های مشترک

مانند یک نخ قرمز همۀ اعضای شرکت را به هم وصل می‌کنیم که بیانگر جوهره و روح فعالیت‌های گروهی اچ اند ام است.
۱ـ ما یک تیم هستیم
۲ـ ما به مردم اعتماد داریم
۳ـ روحیۀ کارآفرینانه
۴ـ رشد مداوم
۵ـ توجه به هزینه‌ها
۶ـ روشنفکری و تمرکز به جلو
۷ـ ساده فکر کردن
۸ـ و گروه اچ اند ام

چشم‌انداز

ما می‌خواهیم به این سه آرزوی جاه‌طلبانۀ خود برسیم:
۱ـ صددرصد تغییرات را رهبری کنیم؛
ـ حمایت و استفاده از ایده‌های نوآورانه
ـ شفافیت در انگیزه‌ها
ـ قدردانی از اعمالی که ما را به سمت توسعۀ پایدار سوق می‌دهد.
تعهد ما به تحقق این هدف باعث شتاب ما به ساختن استاندارهای جدید برای صنعت، یافتن راه حل‌های نوآورانه و کشف راه‌های جدید برای ساختن چرخه‌ای پایدار در صنعت مد می‌شود.
۲ـ صددرصد مد قابل بازیافت و چرخ‌ای ارائه کنیم؛
ـ رویکرد بازیافتی در چرخۀ تولید و استفادۀ پوشاک
ـ استفاده از مواد اولیۀ بازیافت‌پذیر یا استفاده از منابع پایدار برای تامین مواد اولیه
ـ استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر
تعهد ما به این هدف به دلیل اشتیاق ما به ادامۀ کسب و کار در دهه‌های آتی می‌باشد. برای رشد و موفقیت آینده نیازمند بهبود رفتار تولید با توجه به رویکردهای یادشده می‌باشد.
۳ـ صددرصد منصف و متعادل باشیم.
ـ رویکرد منصفانۀ شغلی برای همۀ کارمندان
ـ‌ تنوع و جهان‌شمول
تعهد ما به این هدف ما را بر آن وامی‌دارد که شرایط کاری بهتری برای میلیون‌ها نفری که در تمام دنیا در زنجیرۀ ارزش اچ اند ام
فعالیت می‌کنند فراهم کنیم و ایجاد انگیزه و اشتیاق طولانی‌مدت در این افراد وابسته به این حرکت‌های ماست.
به منظور ایجاد یک مد پایدار ما به دنبال استفاده از مواد اولیۀ پایدار در محیط کاری پایدار و با توجه به همۀ موارد ایمنی لازم هستیم.

ماموریت

ـ اولین گزینه در ماموریت اچ اند ام، بازیافت‌ پذیربودن است (با استفاده از مواد اولیۀ قابل بازیافت و مواد اولیۀ پایدار ) مانند بسیاری دیگر از صنعت‌ها، صنعت پوشاک نیز متکی به استفاده از منابع طبیعی است. با استفاده از یک مدل کسب‌وکاری بازیافت پذیر اچ اند ام تصمیم دارد تا از مدل تولید خطی به مدل چرخشی تغییر کند. علاوه بر تاثیر فرهنگی این رویه بر مردم، تاثیر حفاظت از محیط زیست در این رویکرد بسیار قابل توجه است.
ـ در اچ اند ام به موضوعاتی مانند چرخۀ محیط زیست، آب و هوا، شفافیت رفتاری، تساوی حقوق و کار منصفانه اهمیت داده می‌شود. ما در اچ اند ام با استفاده از یک سیستم علمی سعی در استانداردسازی این موضوعات در صنعت مد داریم.
ـ انتخاب‌های آگاهانه در همۀ جنبه‌های فرآیند صنعت مد، جوهرۀ کسب و کار ماست. سایز بزرگ صنعت همراه با انعطاف‌پذیری زیاد و راندمان بالای زنجیرۀ ارزش به اچ اند ام اجازه داده است تا بهترین کالاها را با به صرفه‌ترین قیمت‌ها تولید کند.
ـ با انتخاب هوشمندانۀ بهترین روش‌های تولید پوشاک (از مزرعۀ پنبه تا مشتری) اچ اند ام سعی دارد تا تاثیرات منفی فرآیند تولید پوشاک را بر محیط زیست به حداقل برساند.
ـ مشتریان اچ اند ام از مردم عادی تا هنرپیشه‌های تراز بالای هالیوودی هستند و تنوع انتخاب در فروشگاه‌ها باعث شده است تا طیف وسیعی از مشتریان را پوشش دهد.

استراتژی ۲۰۱۶

در استراتژی مشارکت با ذینفعان داخلی و خارجی و متخصصان مختلف زنجیرۀ ارزش موضوعات زیر را سرلوحۀ کار خویش قرار داده است:
۱ـ کاهش ریسک‌های مربوط به حقوق بشر (شناسایی ریسک‌های مربوط به حقوق بشر و انجام اقداماتی به منظور کاهش آن‌ها)
۲ـ ایجاد فرآیندی منحصر به فرد و بر پایۀ تحقیقات علمی برای کار با شرکای مختلف در نقاط مختلف جهان
۳ـ رعایت حقوق محیط زیست
۴ـ رعایت حقوق کارمندان
۵ـ استفاده از مواد اولیۀ پایدار
۶ـ رعایت حقوق حیوانات
۷ـ رعایت اصول رفتار اجتماعی

بررسی نقاط ضعف و قوت برند اچ اند ا م

با در نظرگرفتن وسعت فعالیت های این شرکت و نگاهی به محیط پرتغییر صنعت مد نکات زیر در تحلیل محیط داخلی این سازمان به چشم میخورد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.